مورد ديگرى كه قرآن از روش بهره گيرى عاطفى استفاده مى كند تا بشر به پرواپيشگى روى آورد، آيه مباركه زير است :

و بايد بندگان از مكافات عمل خود بترسند (وبا يتيمان مردم نيك رفتار باشند. كسانى كه مى ترسند كودكان ناتوان از آن ها باقى بمانند و زير دست مردم شوند، پس بايد از خدا بترسند و سخن به اصلاح ودرستى گويند

اين آيه شريفه حداقل بر چند واقعيت انسان وتربيتى مبتنى است :

الف - انسان در هر حال ، به فرزند، خود دلبستگى و علاقه دارد و شايد اين نوع محبت در ميان تنوع فراوان عواطف بشرى ، در راءس ‍ آنهاواقع است .

ب - به لحاظ وجود اين نوع عاطفه والد - فرزندى هر پدر ومادرى از اينكه فرزندانى ناتوان از آنها باقى بماند و زير دست ديگران قرار گيرد، به شدت نگرانند.

ج - چون اين نگرانى شديد است ، ناگريز آن ها والدين سعى دارندكه راههايى را جستجو كنند تا از بروز چنين پيشامدى جلوگيرى نمايند.

د- قرآن كريم با استفاده از تحريك عاطفى والدين ، راه پيشگيرى از پديده مذكور را در دو عمل ؛ يعنى پرواپيشگى و سخن درست و استوار بيان مى كند.

ه‍ - تجسم چنين وضعيتى براى انسان ، زمينه اى است كه مردم موقعيت كودكان يتيم را درك كنند و نسبت به آن ها حسن رفتار را داشته باشند.