آثار دنیوی و اخروی گوش دادن به قرآن

بهترین فرمولی که شاید در دهه ی اخیر به طور علمی و تجربی برای همگان با انجام یکسری آزمایشات، آشکار شد، این بود که، اصوات در ایجاد آرامش و رفع اضطراب از انسان ها بسیار می تواند تاثیر گذار باشد.

پروفسور « ماسارو ایموتو» (Masaru Emoto) که یک محقق ژاپنی هست، یکی از این افراد است، که با انجام یک سری آزمایشات و ایجاد صوت های مختلف بر روی آب، و با انجماد سریع آب، متوجه ی این مطلب شد که اصوات با توجه به خصوصیاتی که دارند، هر یک اثر خاص بر خود را بر مولکول های آب می گذارند، که البته در کشور خودمان نیز آزمایشات مشابه این آزمایش نیز انجام گرفت.

از جمله ی اصواتی که در این آزمایش بر روی مولکول آب، امتحان شد، صوت قرآن بود.

محققان متوجه این امر شدند، زمانی که صوت قرآن بر آب پخش می شود مولکول های آب، در بهترین و منظم ترین حالت ممکن قرار می گیرند، به طوری که هیچ یک از اصوات قادر به چنین اثری نیستند.

از آنجا که دو سوم از بدن انسان، را آب تشکیل داده، تاثیر گذاری آن بر انسان نیز مشهود است.

با علنی شدن نتایج این آزمایش بود که معنای این آیه بصورت کامل تری برای ما مسلمانان مشخص شد:

« وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُۆْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا [الإسراء : 82] و از قرآن آنچه را كه براى مۆمنین شفا و رحمت است فرو مى‏فرستیم (شفا از امراض معنوى و اجتماعى) و بر ستمكاران جز زیان (روحى و اجتماعى) نمى‏افزاید

 دو نکته ی مهم در این آیه:

نکته ی اول:

همانطور که در آیه ی شریفه نیز به آن اشاره شده است؛ قرآن کریم از هر جهت شفاء برای مومنین است، از سویی به واسطه ی استدلال های آن، رکود فکری افراد را شفا می دهد و از سویی موعظه های آن، قساوت قلب را و از سوی دیگر آهنگ و فصاحتش سبب زدودن اضطراب و افسردگی می گردد.[برگرفته از تفاسیر نور و نمونه]

نکته ی دوم:

شفا بودن قرآن فقط برای کسانی است که ایمان آورده و جزء ظالمین نباشند؛ که البته میزان ایمان شنونده ی آن نیز، در میزان کسب آرامش از قرآن کریم بسیار موثر است و همچنین عدم ایمان به آن نیز نتیجه ی عکس می دهد:

«إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ [ انفال/2] مۆمنان تنها كسانى هستند كه چون یاد خدا به میان آید دل‏هایشان مى‏ترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان مى‏افزاید، و همواره بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند.»

و در مقابل كسانی كه ایمان به خدا ندارند هیچ بهره و آرامش و افزایش ایمانی را از استماع آیات نخواهند داشت:

«وَ إِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن یَقُولُ أَیُّكُمْ زَادَتْهُ هَـذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ [توبه/124] و چون سوره‏اى نازل شود برخى از آنها (از منافقان به عنوان استهزا) گویند: این سوره بر ایمان كدام یك از شما افزود؟ (بگو) اما كسانى كه ایمان آورده‏اند بر ایمان آنها افزود و آنها (از دریافت تحفه نو آسمانى) شادمانى مى‏كنند

آداب گوش دادن به قرآن

وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ : و چون قرآن خوانده شود بدان گوش فرا دهید و خاموش باشید، باشد كه مشمول رحمت شوید.( الأعراف : 204)

در مورد واژه «أَنْصِتُوا» گفته اند که از ماده «اِنْصات» به معنى سکوت توأم با گوش فرا دادن است.

این آیه چنان چه از ظاهرش استفاده می شود، کلی است یعنی هرگاه قرآن تلاوت شود، باید انسان سکوت کند و به آن گوش بدهد تا حقایق و نصایحش را درک نماید و از آن بهره گیرد.

برخی از راویان اهل سنت و برخی مفسران شیعی نیز، سکوت را مخصوص نماز می دانند و روایت هایی در شان نزول آیه نقل می کنند که ضرورت سکوت کردن و گوش دادن به قرآن در هنگام برپایی نماز را می رساند، ولی از ظاهر آیه چنین ویژگی برنمی آید، گو این که در مجمع البیان از امام صادق علیه السلام روایتی نقل کرده است که کلی بودن این امر ارشادی را می‌رساند. آن حضرت چنین می فرماید:

«یَجِبُ الاِنْصاتُ لِلْقُرْآنِ فِى الصَّلوةِوَ فِى غَیْرِها وَ اِذْا قُرِءَ عِنْدَکَ الْقُرْآنُ وَجَبَ عَلَیْکَ الاِنْصاتُ وَ الاِسْتِماعُ: «واجب است در نماز و غیر نماز به هنگام شنیدن قرآن سکوت و استماع کرد و هنگامى که نزد تو قرآن خوانده شود، سکوت کردن و گوش فرا دادن لازم است».( تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 57)

به هر حال آنچه مسلم است باید مسلمانان در هنگام شنیدن آیات قرآن، هم به احترام کلام خدا و هم برای شنیدن و استفاده کردن و احکام الهی را در زندگی خود پیاده کردن و از نصایح قرآن بهره بردن، سکوت کنند و پیام خدا را با گوش جان بشنوند که هیچ سخنی شیرین تر و دلرباتر و زیباتر و مفیدتر و مقدس تر و ارزشمندتر و شیواتر و موثر از سخن خدا نیست. 

ثواب شنیدن قرآن

پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، شنیدن یك آیه از كتاب خدا، اجرش بیشتر از صدقه دادن به اندازه صُبَیر (1) است.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: قارى قرآن و شنونده، پاداش یكسان دارند.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: هر كس به یك آیه از كتاب خداوند متعال گوش دهد ، برایش ثوابى دو چندان نوشته مى‏شود.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: خداوند، از شنونده قرآن، بلاى دنیا را دور مى‏كند و از قارى قرآن، بلاى آخرت را.

-پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله: هر كس قرآن را بشنود، خداوند به ازاى هر حرفى، یك حسنه براى او مى‏نویسد و در زمره كسانى كه قرآن مى‏خوانند و [از درجات و پلّه‏هاى بهشت ] بالا مى‏روند، محشور مى‏گردد.

- امام على علیه السلام: هر كس به یک آیه از قرآن گوش دهد، برایش بهتر از آن است كه به اندازه ثَبیر (2) به او طلا داده شود.

-امام زین العابدین و امام صادق علیهماالسلام: هر كس یك حرف از كتاب خداوند عزّوجلّ را بدون آن كه بخواند، گوش كند ، خداوند براى او یك نیكى مى‏نویسد و یك بدى را از او مى‏زداید و او را یك درجه بالا مى‏برد. (کتاب شناخت‌نامه قرآن برپایه قرآن و حدیث ، ج3 ، ص287 )

 پی نوشت ها:

1.صُبَیر: از بزرگ‏ترین كوه‏هاى یمن .

2.ثَبیر: كوه معروفى در مكّه

اسباب نزول

در اهمیت شناخت اسباب نزول یا شان نزول باید گفت: همان گونه که می دانیم قرآن، تدریجی و در مناسبت های مختلف نازل شده است بر حسب اقتضا اگرحادثه ای پیش می آمد یا مسلمانان دچار مشکلی می شدند، یک یا چند آیه و احیانایک سوره برای رفع مشکل نازل می گردید پر واضح است که آیات نازل شده در هرمناسبتی، به همان حادثه و مناسبت نظر دارد پس اگر ابهام یا اشکالی در لفظ یامعنای آیه پدید آید، با شناخت آن حادثه یا پیش آمد، رفع اشکال می کرد در نتیجه برای دانستن معنا و تفسیر کامل هر آیه، باید به شان نزول آن رجوع کرد تا کاملا موضوع روشن شود پس شان نزول می تواند قرینه ای باشد تا دلالت آیه را تکمیل کند و بدون آن، دلالت آیه ناقص می ماند مثلا در مورد آیه «ان الصفا و المروه من شعائراللّه فمن حج البیت اواعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما»[۱] اشکال شده است که سعی میان دو کوه صفا و مروه در حج و عمره از ارکان است، چرا به لفظ «لاجناح»[۲] تعبیر شده است ؟

معنای ظاهری آیه چنین است: گناهی نیست که میان آن دو کوه سعی نمایید این عبارت جواز را می رساند نه وجوب را ولی با مراجعه به شان نزول آیه روشن می شود که این عبارت برای رفع توهم گناه آمده است، زیرا پس از صلح حدیبیه درسال ششم هجری مقرر شد که پیامبر اکرم (ص) و صحابه سال بعد برای انجام مراسم عمره به مکه مشرف شوند و در این قرار داد چنین آمده بود که به مدت سه روز مشرکان بت های خود را از اطراف بیت و هم چنین از روی کوه صفا و مروه بردارند تا مسلمانان آزادانه مراسم طواف و سعی را انجام دهند پس از گذشت سه روز بت ها برگردانده شد برخی از مسلمانان به عللی هنوز مراسم سعی را انجام نداده بودند و با بازگرداندن بت ها، چنین گمان بردند که با وجود بت ها، سعی میان صفا و مروه گناه است آیه مذکور نازل شد تا مسلمانان از سعی خودداری نکنند، زیرااساسا سعی از شعائر الهی است و وجود بت ها امر عارضی است و به آن زیان نمی رساند[۳]لذا مفهوم این آیه با مراجعه به شان نزول کاملا واضح و روشن می شود و مساله جواز یا وجوب سعی در کار نیست، بلکه صرفا «دفع توهم منع» است یعنی با وجود بت ها منعی از انجام سعی نیست پس شناخت اسباب نزول نقش اساسی در فهم و پی بردن به معانی بسیاری از آیات ایفا می کند.[۴]
راه شناخت و پی بردن به اسباب نزول بسی دشوار است، زیرا پیشینیان در این زمینه مطلب قابل توجهی ثبت و ضبط نکرده اند، جز اندکی که کاملا چاره ساز نیست شاید یکی از علل عدم ضبط دقیق این بود که خود به وضع آشنا بودند و دیگر نیازی نمی دیدند که معلومات و مشاهدات خود را به عنوان سند برای آینده ثبت کنند بعدها روایاتی در این زمینه فراهم شد که بیش تر دارای ضعف سند و غیرقابل اعتماد بوده و احیانا اعمال غرض در کار وجود داشته است به ویژه در دوران تاریک حکومت بنی امیه که از روی غرض ورزی، آیات بی شماری با تنظیم شان نزول های ساختگی، طبق دل خواه تفسیر و تاویل شده است از امام احمدبن حنبل دراین باره نقل شده: «سه چیز اصل و پایه درستی ندارد: روایاتی که درباره جنگ های صدر اسلام ثبت شده، روایاتی که درباره فتنه های آخرالزمان گفته شده و روایاتی که درباره تفسیر و تاویل قرآن آورده اند».
امام بدرالدین زرکشی از برخی محققین نقل می کند: «مقصود بیش ترین روایات در این باره قابل اعتماد نیست، نه این که همه آن ها قابل اعتماد نباشند»[۵] معروف ترین کسی که در این باره روایاتی جمع آوری کرده است، ابوالحسن علی بن احمد واحدی نیشابوری (متوفای۴۶۸) است که جلال الدین سیوطی (متوفای۹۱۱) بر او خرده گرفته و می گوید که در فراهم کردن روایات ضعیف همت گماشته، صحیح و سقیم را به هم آمیخته وبیش تر روایات خود را از طریق کلبی از ابی صالح از ابن عباس آورده است که جداواهی و ضعیف است.[۶] سپس خود سیوطی در این زمینه رساله ای نگاشته به نام لباب النقول (برگزیده های منقول) که خود نیز در انتخاب روایات ازروایت های ضعیف، مصون نمانده است مثلا درباره آیه «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین، و اصبر و ما صبرک الا باللّه و لا تحزن علیهم و لاتک فی ضیق مما یمکرون، ان اللّه مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون»[۷] نوشته است که پیامبر(ص) آن گاه که بر سر نعش حمزه ایستاد و او را بدان حالت زار یافت، فرمود: «لامثلن بسبعین منهم مکانک، هرآینه با هفتاد نفر از آنان (قریش) همان کنم که با تو کردند ـ بریدن گوش و بینی و پاره کردن شکم» آن گاه جبرئیل این آیات رانازل نمود و او را از این کار منع کرد[۸] در حالی که سوره نحل از سوره های مکی است سال ها پیش از جنگ احد که در مدینه در سال چهارم هجرت اتفاق افتاد، نازل شده است به علاوه از مقام پیامبر(ص) که تربیت شده آیین اسلام است و هم واره عدل و انصاف را در زندگی خود پیش گرفته، کاملا به دور است که چنین اندیشه ناعادلانه ای را به خود راه دهد آری آیات فوق در مکه موقعی که مسلمانان موردشکنجه کفار بودند نازل شد که هرگز تجاوز نکنید و بهتر است شکیبا باشید.[۹] سبب نزول یا شان نزول. چه فرقی میان این دو عبارت وجود دارد؟
بیش تر مفسرین فرقی میان این دوقایل نشده اند و هر مناسبتی را که ایجاب کرده است آیه یا آیه هایی نازل شود، گاه سبب نزول و گاه شان نزول گفته اند در صورتی که میان این دو عبارت فرق است، از این جهت که شان نزول اعم از سبب نزول است هرگاه به مناسبت جریانی درباره شخص و یا حادثه ای، خواه در گذشته یا حال یا آینده و یا درباره فرض احکام، آیه یاآیاتی نازل شود همه این موارد را شان نزول آن آیات می گویند، مثلا می گویند که فلان آیه درباره عصمت انبیا یا عصمت ملائکه یا حضرت ابراهیم یا نوح یا آدم نازل شده است که تمامی این ها را شان نزول آیه می گویند اما سبب نزول، حادثه یاپیش آمدی است که متعاقب آن، آیه یا آیاتی نازل شده باشد و به عبارت دیگر آن پیش آمد باعث و موجب نزول گردیده باشد لذا سبب، اخص است و شان اعم.
تنزیل و تاویل
در اصطلاح سلف، تنزیل بر مورد نزول گفته می شود این مورد می تواند یک واقعه خاص باشد که آن واقعه سبب نزول آیه شده است ولی تاویل مفهوم عامی است که از آیه برداشت می شود و قابل انطباق بر جریانات مشابه است در برخی تعابیر به این دو اصطلاح ظهر و بطن نیز گفته می شود که ظهر همان تنزیل و بطن همان تاویل است، زیرا ظاهر آیه همان مورد نزول را می رساند و در بطن آیه مفهوم گسترده تری نهفته است فضیل بن یسار درباره حدیث معروف «مافی القرآن آیه الا ولها ظهر و بطن» که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است، از امام صادق (ع) سؤال کردحضرت در جواب فرمود: «ظهره تنزیله و بطنه تاویله، منه ما قد مضی و منه مالم یکن، یجری کما تجری الشمس و القمر، [۱۰] ظهر همان مورد نزول آیه است وبطن تاویل آن (که موارد قابل انطباق را شامل می شود) برخی در گذشته اتفاق افتاده و برخی هنوز نیامده است قرآن (پیوسته زنده و جاوید و قابل بهره گیری است و) مانند آفتاب و ماه در جریان است» در حدیث دیگر می فرماید: «ظهر القرآن الذین نزل فیهم و بطنه الذین عملوا بمثل اعمالهم، [۱۱] ظهر، کسانی را در بر می گیرد که آیه درباره آنان نازل شده است و بطن کسانی را شامل می شود که کرداری مانند کردارآنان داشته باشند».
استفاده فقهی از شان نزول و تنزیل و تاویل
فقها و دانش مندان اسلامی با توجه به سبب و شان نزول و ظهر و بطن آیات، قاعده ای را به دست آورده اند و با تمسک به آن قاعده، احکام را استنباط می کنندآن قاعده عبارت است از: «العبره بعموم اللفظ لا بخصوص المورد، اعتبار به گستردگی لفظ است، نه خصوصیت مورد» یعنی یک فقیه دانا و توانا باید خصوصیات مورد راکنار بگذارد و از جنبه های عمومی لفظ بهره بگیرد البته جنبه های خصوصی برای فهم دلالت کلام مفید است، ولی انحصار را نمی رساند، زیرا احکام الهی پیوسته همگانی بوده و در همه زمان ها جریان دارند اینک دو نمونه از آیات را می آوریم که در روایات، جنبه کلی آن بررسی شده و مورد استفاده قرار گرفته است:. نمونه اول: در سوره بقره چنین آمده است: «و للّه المشرق و المغرب فاینما تولوافثم وجه اللّه ان اللّه واسع علیم»[۱۲] این آیه از آیاتی است که دارای ظهر و بطن (تنزیل و تاویل) است که با راه نمایی امام معصوم جنبه عمومی آن روشن شده است این آیه در ظاهر با آیاتی که ایجاب می کند حتما رو به کعبه نماز بخوانیدمنافات دارد، ولی با مراجعه به شان نزول، این تنافی بر طرف می شود. شان نزول آیه چنین است: یهودیان به مسلمانان اعتراض می کردند که اگر نمازگزاردن به سوی بیت المقدس حق است، آن گونه که تا کنون عمل می شد پس تحویل آن به سوی کعبه باطل است و اگر رو به سوی کعبه نماز خواندن حق است، پس بطلان آن چه تا کنون خوانده شده است ثابت می شود خداوند در این آیه جواب می دهد که هر دو کار حق بوده و هست زیرا اصل نماز، یک حقیقت ثابت است ولی رو به سوی کعبه یا بیت المقدس، یک امر اعتباری محض است که برای ایجادوحدت در صفوف نمازگزاران به آن دستور داده شده است به هر کجا که رو کنی خداهست و رو به خدا ایستاده ای پس رو به مشرق نمازگزاردن به جهت قرار داشتن کعبه (مکه) در شرق مدینه و رو به مغرب نماز خواندن به دلیل قرار داشتن بیت المقدس در غرب مدینه همگی از آن خداست و روبه خداست خداوند درتنگنای جهت خاص قرار نگرفته است: «ان اللّه واسع علیم».

[۱]. بقره ۲: ۱۵۸٫
[۲]. جناح معرب گناه است.
[۳]. ر ک: تفسیر عیاشی، ج۱، ص ۷۰٫
[۴]. ر ک: التمهید، ج۱، ص ۲۴۳ به بعد.
[۵]. البرهان، ج۲، ص ۱۵۶٫
[۶]. ر ک: لباب النقول در حاشیه جلالین، ج۱، ص ۱۱٫
[۷]. نحل ۱۶: ۱۲۸ ـ ۱۲۶٫
[۸]. ر ک: لباب النقول در حاشیه جلالین، ج۱، ص ۲۱۳٫
[۹]. ر ک: التمهید، ج۱، ص ۲۵۳ ـ ۲۴۷٫
[۱۰]. الصفار، بصائر الدرجات، ص ۱۹۶، حدیث ۷٫
[۱۱]. تفسیر عیاشی، ج۱، ص ۱۱، حدیث ۴٫
[۱۲]. بقره ۲: ۱۱۵٫

سبک زندگی اسلامی را در آیات قرآن

سبک زندگی اسلامی را در هر آیه در قرآن که انسان های مؤمن

و مردم را مورد خطاب قرار داده است، می توان دید.

آیاتی که با یا ایهاالذین آمنوا و یا ایها الناس آمده به

سبک زندگی اسلامی اشاره دارد.

و آیاتی که زندگی پیامبران را بیان کرده الگوهای سبک زندگی دینی

و الهی را در اختیار بشر قرار داده است. پ

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله واهل بیت او وامامان معصوم

بهترین الگوبرای رسیدن به سبک زندگی اسلامی هستند.

داستان شیطان و مرد نماز گزار

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر
باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی برای شهروندان الکترونیکی
یکی از معضلات عصر الکترونیک و به تبع ان زندگیهای الکترونیکی صدمات و لطمات ناشی از امواج تکنولوژیهای این عصر برای کاربران می باشد.

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

تجهیزات صوتی و تصویری ، موبایل ، کامپیوتر و ......
یک دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را مبتنی بر یافتن راهکاری برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند، انجام داده است.
جناب آقای غفوریان با استناد به یافته های این دانشمند مطلب جالب و ارزشمندی را تهیه و تنظیم نموده اند که روئیت این مطلب قطعا برای عزیزان خالی از لطف نمی باشد.

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

سجده
بدن شما به طور روزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت میکند.
شما امواج الکترو مغناطیس را از طریق تجهیزات الکتریکی که استفاده می کنید و نمی توانید کنار هم بگذارید ونا خواسته این امواج را دریافت می کنید.

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

همچنین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یکساعت هم خاموش نمی شوند

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت می کنید.به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیس شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید!
سردرد هستید! احساس ناراحتی می کنید!
تنبلی در کار و درد در مکان های مختلف!
این را فراموش نکنید وقتی بعضی از این علایم را احساس کردید!
راه حل همه اینها چیست!!؟؟
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بر زمین، زمین امواج الکترومغناطیس مضر را تخلیه خواهد کرد!این شبیه زمین کردن ساختمانهایی است که احتمال برخورد سیگنالهای الکتریکی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود.
بنابراین سر را بر خاک بگذارید تا امواج الکتریکی مثبت تخلیه شود!
آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند:
بهتر است که پیشانی تان را بر خاک بگذارید!
و آنچه شگفت انگیزتر است اینکه:
بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیس بهتر تخلیه خواهد شد.
و بیشتر تعجب خواهید کرد وقتی بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده که مکه مرکز زمین است.
و کعبه درست مرکز زمین است!

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

بنابراین سجده در نمازتان:
بهترین راه برای تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است !
این همچنین کمال مطلوب برای نزدیکی به قادر مطلق است، او که جهان را اینگونه خلاق آفرید !
ما به خاک نمی افتیم تا امواج الکترومغناطیس تخلیه شود، بلکه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می کنیم! ما به فرمان خدا اعتقاد داریم که همیشه در آن معرفتی است! ایمان ما بخاطر آفریننده است! او همه چیز را می داند!
اما،از آنجا که دلیل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام می دهند را ببینند؛ این برای همه خوب است!
این یافته ها ثابت می کند که جزء جزء برنامه ها و دستورات دین ما هدفمند می باشد.

کربلا همچنان جاریست...

یا حسین(ع)

عشق را افسانه کردی یا حسین(ع)

عقل را دیوانه کردی یا حسین(ع)

در ره معبود بی همتای خویش

همّـتی مردانه کردی یا حسین(ع)

تا قیامت در دل اهل ولا

منزل و کاشانه کردی یا حسین(ع)

گرد شمع بی زوال خویشتن

عالمی پروانه کردی یا حسین(ع)

پدر و مادر در قرآن

قرآن در آيات مختلف انسان را به مهرباني با پدر و مادر سفارش كرده است. آياتي كه چگونگي رفتار با پدر و مادر در آنها توضيح داده شده, اينجا آورده شده اند:

۱- سوره: ۴۶ , آیه: ۱۵

و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‏گويد پروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گويم و كار شايسته‏اى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برايم شايسته گردان در حقيقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذيرانم

۲- سوره: ۳۱ , آیه: ۱۴

و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است

۳- سوره: ۲۹ , آیه: ۸

و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند و[لى] اگر آنها با تو دركوشند تا چيزى را كه بدان علم ندارى با من شريك گردانى از ايشان اطاعت مكن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقيقت] آنچه انجام مى‏داديد باخبر خواهم كرد

۴- سوره: ۴ , آیه: ۳۶

و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و در باره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راه‏مانده و بردگان خود [نيكى كنيد] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد

۵- سوره: ۱۷ , آیه: ۲۳

و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى

۶- سوره: ۲ , آیه: ۸۳

و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد آنگاه جز اندكى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتيد

۷- سوره: ۶ , آیه: ۱۵۱

بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مى‏رسانيم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشيده[اش] نزديك مشويد و ن فسى را كه خدا حرام گردانيده جز بحق مكشيد اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد



نقش دعا در سلامت جسم و روح

 دعا، فصل و ماه و زمان خاصی نمی ‌شناسد. تنها دلت که گرفت، تو دعا می ‌کنی به رسم دیرین؛ رسمی که یادگار سجاده مادر بزرگ است یا تسبیح پدر بزرگ یا آوای پیچیده در خانه‌های زمینی خدا.

 به هر دین و آیینی که باشی، فرقی نمی‌ کند و همین که دعا جاری شد از میان دلت و راهی باز کرد به سوی آسمان بدون این که به انتظار استجابتش بنشینی، دعا را استجابت شده می ‌یابی.

در عصری که مجازها دست بر واقعیت‌ها انداخته ‌اند و واقعیت ‌ها تنها در 24 ساعت روز خلاصه می‌ شوند و راه به حقیقت نمی ‌برند دانشمندان بسیاری در سراسر دنیا دست به تحقیقاتی درباره "دعا" زده‌اند و حاصل، نتایجی باورنکردنی است....


دعا برای گلبول‌های قرمز

محققان در "سن آنتونیوتگزاس" از 32 نفر نمونه‌ خون گرفتند و تعدادی از گلبول‌ها را در محلولی قرار دادند که موجب ورم‌ و ترکیدن آن ها می ‌شد. محققان همزمان با این آزمایش از عده‌ای خواستند تا برای حفظ گلبول‌های قرمز دعا کنند و برای تجسم بیشتر، تصاویری رنگی از گلبول‌ها به آن ها دادند و در کمال شگفتی مشاهده کردند دعا و نیایش به طرز شگفت ‌آوری روند ترکیدن گلبول‌ها را کند کرد.

دعا برای آرامش

در تحقیق از عده‌ای خواستند تا برای آرامش افرادی که در اتاق دیگر قرار دارند دعا کنند و نتیجه این بود که افراد دیگر بدون این که بدانند مورد دعا قرار گرفته ‌اند آرام‌ تر شدند. حتی همین نتیجه هم مورد بررسی قرار گرفت و دیده شد در طول زمان به ‌دنبال وقایعی چون شکست‌های فردی، جنگ و درگیری که سیستم ایمنی بدن به خطر می ‌افتد و احتمال مبتلا شدن بهبیماری‌ های قلبی ، سکته، اختلال ‌های روده و زخم‌ های گوارشی بیشتر می‌ شود، با انتقال احساس آرامش از فردی به فرد دیگر سیستم دفاعی بدن به صورت غیرمستقیم تقویت می‌ شود.

امواجی که دعا از آن ها می ‌گذرد

امواج مغزی

"جک ‌استاکی" یکی از پروژهشگران دعا درمانی است که تاثیر دعا را بر میدان‌ های الکترومغناطیسی بدن بررسی کرده است.

آزمایش او به این ترتیب بود که میزان فعالیت الکتریکی در مغز و سطح بدن افراد را در آزمایشگاه خود زیر نظر گرفت، در حالی که هزاران کیلومتر آن طرف ‌تر در کالیفرنیا گروه‌ هایی مذهبی برای این افراد دعا می ‌کردند. نتیجه مطالعه‌ باز هم‌ شگفت ‌آور بود:

 چرا که بین میزان فعالیت الکتریکی بدن کسانی که برایشان دعا شده بود و افرادی که برایشان دعا نشده بود، اختلاف فاحشی وجود داشت.

تاثیر دعا روی خود فرد

تاثیر دعا روی خود فرد چگونه است؟ در سال 1993 یعنی چیزی حدود 15 سال قبل، تحقیقی روی 10هزار کارمند دولتی در طول 26 سال انجام گرفت که در بین آنها، هم افراد اهل دعا بودند و هم کسانی که دعا نمی کردند. مشاهده شد میزان مرگ و میر افرادی که دعا نمی کردندبه خاطر مشکلات قلبی و عروقی بسیار بیشتر از افرادی بود که اهل دعا بودند.

همچنین در سال 1995 تحقیق دیگری روی 250 نفر که عمل جراحی قلب باز کرده بودند انجام شد و دانشمندان در کمال حیرت دیدند آن دسته افرادی که از ارتباط مذهبی و حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند، 12 بار کمتر از آن هایی که فاقد این ارتباط بودند با مرگ دست به گریبان شدند.

به غیر از تحقیق روی کسانی که عمل‌های جراحی سنگین داشتند، این تحقیقات روی افراد عادی هم انجام گرفت و دیده شد در میان افرادی که عادت به انجام امور مذهبی از قبیل دعا و نماز داشتند، بیماری افسردگی شیوع کمتری داشت.

دعا و علم فیزیک کوانتوم

التیام فشار خون بالا ، درمان زخم و جراحت، به حداقل رساندن حملات قلبی، بهبود سردرد و اضطراب از دیگر نتایجی بود که تحقیقات برای آثار دعا به ثبت رساند تا جایی که امروز افراد زیادی از طریق اینترنت، درخواست های خود را برای گروه‌های مذهبی می ‌فرستند، هر چند هنوز به‌‌ طور دقیق مشخص نشده است که مکانیسم این عمل چگونه است، اما تئوری ‌ها و حدس و گمان ‌های بسیاری در این ‌باره وجود دارد تا جایی که "دوسی" متخصص دعا و درمان، نقش علم فیزیک کوانتوم را در این ‌باره بسیار موثر می داند.

تحقیقی روی 91 هزار نفر در مریلند انجام گرفت که نشان داد افرادی که به طور منظم به کلیسا نمی ‌روند، بیشتر از دیگر افراد به خاطر بیماری‌ های قلبی جان می‌ سپارند و اقدام به خودکشی در بین این افراد، 53 درصد بیشتر است.

جالب این که در آمریکا 30 مرکز آموزش پزشکی، درس‌های تاثیر ایمان در پزشکی را ارایه می ‌دهند و عده‌ای از پزشکان معتقدند اگر قبل و بعد از جراحی یا پیش از شروع درمان بیمار، برای بهبود او دعا شود، این روند در بهبود بیمار بسیار تاثیرگذار است.

دعا در تمام ادیان الهی

دعا

گذشته از نتایج علمی که درباره دعا به اثبات رسیده، اگر به آیات و روایات رجوع کنیم، می ‌بینیم که در تمام ادیان الهی انسان به "دعا کردن" تشویق شده است.

رسول ‌اکرم (ص) در‌ این‌ باره می ‌فرمایند: "با دعا کردن می ‌توان از مقدرات الهی رهایی یافت."

و یا جایی دیگر از ایشان نقل است که: "دعا مغز عبادت است."

مسیحیان هم بسیار به خواندن دعا اعتقاد دارند، چرا که در کتاب مقدس ‌شان انجیل به این امر توصیه شده‌اند و دعا در دین مسیحیت جایگاه ویژه‌ای دارد، تا جایی که ارتدوکس‌ها به‌ طور سنتی در گوشه ‌ای از خانه، در مقابل شمایلی از عیسی مسیح، چراغ یا شمعی روشن می‌ کنند و دعا می‌ خوانند.

یهودیان هم در کتاب مقدس خود بسیار به دعا کردن و راز و نیاز با خدا تشویق شده‌اند تا جایی که در این ‌باره می‌ خوانند: "هر آن ‌کس که ترس خدا در دل اوست، سخنانش شنیده می ‌شود و دعایش مستجاب می ‌‌شود."

خط آخر

...... زمزمه‌های آرام‌ نیایش روی ماسه ‌های ساحل زندگی غلت می‌ خورند و ماسه‌های غبار گرفته به پاکی زمزمه ‌ها شسته می ‌شوند.

دستان بلند بر آسمان امیدواری، همچون پرنده‌های رها از دام زمین می ‌گریزند و صدایی به گوش می رسد که: "بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.



برای توجه خداوند به بنده


 

 امام جعفرصادق (ع ) فرمود: هرکه هر روز بگوید لا اله الا الله حقا حقا، لا اله الا الله عبودیه و رقا، لا اله الا الله ایمانا و صدقا (نیست شایسته پرستشى جز خدا، حق است، حق است، نیست شایسته پرستشى جز خدا، به او بندگى و رقیت تقدیم کنم، نیست شایسته پرستشى جز خدا، با ایمان و راستى گویم )، خدا روى خود به سوى او کند و از او روى برنگرداند تا به بهشت در آید.

مالی که برکت ندارد!

برخی از ما انسانها ان قدر حریص مال دنیا هستیم که دقت نمی کنیم مالی که به دست می آوریم از چه راهی کسب شده و در چه راهی مصرف می شود.

 
پر واضح است که مال حلال برای صاحب آن ثمراتی همچون خیر وبرکت ،دوری از بلایا و..در این دنیا به همراه دارد و در آن دنیا با توجه به کارهای نیک صاحبش او را در ردیف بهترین ها قرار خواهد داد .ان شا الله.
 
.اما دارنده مال حرام با توجه به اینکه برکتی در مالش نیست در این دنیا هر چه تلاش می کند به آسایش نمی رسد و سیری ناپذیر او تمامی ندارد و در آن سرای نیز باید حساب و کتاب آن را پس دهد و حتی آنها که بعد از مرگ او از آن استفاده می کنند نه تنها برای او پاداشی نخواهند فرستاد بلکه لعن و نفرین را به او هدیه خواهند کرد.
 
در خصوص مال حرام و نتیجه آن امام جواد علیه السلام می فرمایند:
 
مال حرام رشد نمی کند و اگر هم رشد کند برای صاحبش برکتی ندارد و اگر از آن چیزی انفاق کند پاداش نخواهد داشت
 
و آنچه بعد از خود برجای گذارد ،توشه او به سوی آتش جهنم خواهد بود.
 
(الکافی ج5ص125)

تاثیر نماز بر بیماریهای اضطرابی

” اضطراب ” بیماری شایع قرن اتم و کهکشان است ، پیشرفت سریع و پیچیده تمدن و در عین حال بی توجهی به ارزش های مذهبی و خانوادگی هر روز بیش از پیش برای افراد و اجتماع اضطراب های جدید بوجود می آورد .

 از نظر روانپزشکان ، اضطراب با یک احساس منتشر و مبهم دلواپسی که اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص می شود که معمولاً با یک یا چند مشکل جسمی همره می گردد . از جمله شخص ممکن است علامتهای جسمی چون احساس تپش قلب ، تنگی تنفس و درد قفسه سینه ، خالی شدن سردل ، تعریق ، سردرد ، تکرر ادرار ، اسهال ، گز گز دست و پاها ، لرزش و .... را نیز به همراه داشته باشد .

 اضطراب ، گاهی به شکل طبیعی در اشخاص سالم برز می کند و گاهی به صورت بیمار گئنه و دائمی در میآید که نیاز به درمان و مراقبت پزشکی دارد . با اینکه دلایل علمی مختلفی از دیدگاههای مختلق بعنوان دلایل بروز اضطراب و تشدید آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ایمان مذهبی بعنوان یک عامل عمیق در بروز اضطراب نقش غیر قابل انکاری دارد و به این ترتیب نقش پیشگیری کننده و حتی درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسی است .

آرامش حاکم بر روح و روان و در نتیجه آن جسم اشخاص مذهبی ، در مقایسه با آشفتگی روانی و جسمی و اضطراب لا مذهب ها از دیرباز مورد توجه پزشکان بوده است .

 به این ترتیب در بعد پیشگیری از اضطراب و برای آرامش دائمی جسم و روان ” نماز ” نقش خارق العاده ای را ایفا می کند .از طرفی در بعد درمان بیماران مبتلا به اضطراب ، امروزه علاوه بر درمانهای دارویی ، از روش های چون آموزش انبساط و آرامش عضلانی و همچنین تلقین بوسیله هیپنوتیزم نیز استفاده می شود که ما در مورد انبساط عضلانی ناشی از نماز در نکته چهارم از این مجموعه مقالات ، سخن گفته ایم و در باره تلقین های سازنده ناشی از نماز در آینده سخن خواهیم گفت .

تنها در مورد اضطراب ، بد نیست به این نکته اشاره کنیم که شخص نمازگزار با ایمان به قدرت لایتناهی پروردگاری که در مقابلش کرنش می کند ، خود را در مقابل هر عاملی که قصد به خطر انداختن و ترسانیدن ( ودر نتیجه مضطرب ساختن ) تو را داشته باشد ایمن می یابد و ضمن تکرار باور اعتقادی خود طی نمازهای پنجگانه یومیه این ایمنی همه جانبه را ، به روان خود تلقین می کند و سرانجام آرامش عمیق را در وجود خود ملکه می سازد .

 در راستای این موضوع تحقیقات علمی در برخی کشورهای مسلمان نشان می دهد که بیماران مضطربی که در کنار درمانهای رایج ضد اضطراب ، به خواندن نماز و قرآن و حتی احادیث نبوی تحریک شده اند از درجه درمان به مراتب بالاتری نسبت به سایرین برخوردار بوده اند .

از رحمت خدا ناامید نشوید

آنچه از آیات قرآن و روایات در باب توبه استفاده می شود این است که اگر انسان از گناهانش پشیمان شود و توبه کند، خداوند توبه او را می پذیرد و تمام گناهانش را می بخشد، پس انسان گناهکار در هیچ شرایطی نباید از رحمت خداوند مأیوس باشد زیرا هر چه گناه او بزرگ تر باشد باز رحمت الهی واسع تر است.

توبه
توبه در لغت به معنای دست کشیدن از گناه و بازگشتن به راه حق است و به تعبیر دیگر، بازگشت به پشیمانی از گناه است. در قرآن کریم هم «توبه عبد» مطرح است و هم «توبه خدا». توبه عبد به معنی برگشتن عبد به سوی خدا با ترک گناهان است. توبه خدا به معنی برگشت خدا به سوی عبد خود با نظر لطف و مرحمت است.توبه انسان گناهکار در بین دو توبه خدا قرار دارد. به این صورت که ابتدا خدا به سوی انسان گناهکار بر می گردد و گناهکار به این وسیله توفیق توبه پیدا می کند و بار دوم خدا بعد از توبه عبد به سوی بنده خود بر می گردد و توبه او را می پذیرد و او را می بخشد.
گناه و معصیت، مانند لجنزار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، خود را به نابودی نزدیک می کند، اما توبه و تصمیم جدی انسان به ترک گناه حرکت به سوی نجات و خود یک پیروزی بزرگ است که درهای رحمت الهی را به روی انسان می گشاید. کسی که به این مرحله (توبه) رسیده به پیروزی بزرگی دست یافته است، و باید سعی کند انگیزه خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید، و برای همیشه این حالت را در خود حفظ کند.
نکته بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آن را در پیشگاه خداوند از بین می برد، همانطوری که خداوند فرموده است: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می ‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است»
آنچه از این آیه و دیگر آیات و روایات استفاده می شود این است که اگر انسان از گناهانش پشیمان شود و توبه کند، خداوند توبه او را می پذیرد و تمام گناهانش را می بخشد. گویا هیچ گناهی مرتکب نشده است. طبق این بیان بدیهی است که تمام عبادات و کارهای خوب گذشته و آینده او را می پذیرد. پسانسان گناهکار در هیچ شرایطی نباید از رحمت خداوند مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگ تر باشد باز رحمت الهی واسع تر است.
اساساً کسی که عادل باشد به موجب یک خطا دو بار مجازات نمی کند از این رو خداوند که عدل مطلق است به دلیل یک گناه دو بار عقوبت نمی کند. در روایات از امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل شده که آن حضرت (علیه السلام) فرمود: خداوند عالیتر و کریمتر از آن است که بنده ‏اش را دو بار مجازات کند

شرایط توبه

بر اساس آیات قرآن و روایات، توبه واقعی دارای شرایطی است که در زیر به آن اشاره می شود:
1- اگر فرد گناهکار گناه را از روی جهالت و نادانی انجام داده باشد، خداوند متعال توبه او را خواهد پذیرفت. منظور از جهالت در این آیه اعم از عدم علم به حرام و گناه بودن عمل و طغیان غرائز و تسلط هوسهاى سرکش و چیره شدن آنها بر نیروى عقل و ایمان است.
در این حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بین نمی ‏رود اما تحت تاثیر آن غرائز سرکش قرار گرفته و عملا بى اثر می‌‏گردد. و هنگامى که علم اثر خود را از دست داد، عملا با جهل و نادانى برابر خواهد بود. ولى اگر گناه بر اثر چنین جهالتى نباشد بلکه از روى انکار حکم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گیرد، چنین گناهى حکایت از کفر می کند و به همین جهت توبه آن قبول نیست.
2- عدم تأخیر آن تا زمان مرگ. اگر کسی بداند تا چند لحظه دیگر بیشتر زنده نیست، اگر توبه کند، توبه او پذیرفته نخواهد شد. همانطور که خداوند متعال می فرماید: "کسانى که در آستانه مرگ قرار می گیرند و می ‏گویند اکنون از گناه خود توبه کردیم توبه آنان پذیرفته نخواهد شد."
3- تصمیم جدی بر ترک گناه (با علم به توانایی انجام آن-چون اگر کسی فلج و ناتوان شده و قدرت بر ارتکاب گناه را ندارد، توبه وی ارزشی نخواهد داشت.)
توبه
4- ندامت، اگر کسی از گناه خود واقعا پشیمان و نادم نباشد در حقیقت توبه نکرده است؛ هر چند گناه را ترک کرده باشد.
5- جبران گناه و لغزش های گذشته.
6- استغفار و طلب آمرزش از خداوند.
بنابراین اگر کسی واقعاً با رعایت این شرایط توبه کند هرگز نباید از رحمت الهی مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگتر باشد باز رحمت الهی واسع تر است و قطعا خداوند به وعده خود عمل کرده و توبه او را خواهد پذیرفت؛ به هر حال کسی که دوست دارد در لجنزار گناه بماند و از آلودگی ها تغذیه کند معلوم است که هنوز از گناهان خود پشیمان نشده است؛ لذا در این حالت توبه معنا ندارد. و معلوم نیست که در آینده نیز موفق به ترک گناه خواهد شد یا نه، بلکه تکرار گناه ممکن است زمینه و توفیق توبه را از انسان سلب کند!. بله اگر موفق به توبه واقعی با تمام شرایط آن شود توبه اش پذیرفته خواهد شد.
نکته بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آنرا در پیشگاه خداوند از بین می برد، همانطوریکه خداوند فرموده است: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»
گناه و معصیت، مانند لجنزار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، خود را به نابودی نزدیک می کند، اما توبه و تصمیم جدی انسان به ترک گناه حرکت به سوی نجات و خود یک پیروزی بزرگ است که درهای رحمت الهی را به روی انسان می‌گشاید. کسی که به این مرحله (توبه) رسیده به پیروزی بزرگی دست یافته است، و باید سعی کند انگیزه خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید، و برای همیشه این حالت را در خود حفظ کند
اما توبه از دو جهت قابل بررسی است:
1- از جهت آثار دنیوی و تخفیف در اجرای حدود که این بخش دو صورت دارد. الف : یا این که پیش از اقامه بینه توبه می کند. ب : یا بعد از اقامه بینه توبه می نماید. این توبه پیش از اقامه بیّنه بر زنا است؛ زیرا اگر شخص زناکار پیش از اقامه بیّنه، توبه کند حدّ از او ساقط شده و بر او جاری نمی شود خواه آن حدّ سنگسار باشد یا شلّاق و همچنین اگر قبل از اقرار، توبه نماید، حد ساقط است. اما شخصی که مرتکب گناهی شده و مستحق حدّ است اگر پس از اقامه بیّنه و یا پس از اقرار توبه نماید، اگر در زمان حضور امام معصوم (علیه السلام) باشد آن حضرت مختار است که او را ببخشد و یا حدّ بر او جاری کند این حدّ خواه رجم باشد یا غیر آن، بعید نیست که این تخییر برای نائبان امام معصوم هم ثابت باشد.
2- از جهت آثار اخروی و تخفیف در عذاب اخروی:
این در دو صورت محقق است یا این که حدّ بر او جاری نشده است و یا این که حدّ بر او جاری شده است. در صورتی که توبه نماید مورد لطف الاهی قرار خواهد گرفت؛ زیرا از مجموع آیات و روایات چنین بر می آید که خداوند توبه کنندگان را (در صورتی که توبه واقعی و با حفظ شرایطش باشد) عذاب نمی نماید در این خصوص  به یک روایت اشاره می کنیم: از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: … رسول خدا (صلی الله علیه واله) بر منبر خود فرموده است: … سوگند به آن کسی که جز او کسی شایسته پرستش نیست خداوند هیچ مۆمنى را پس از توبه و استغفار عذاب نمی کند جز به خاطر بدگمانى او به خدا و تقصیر در امیدوارى و بدخلقى و غیبت از مۆمنین.
اما در صورتی که حد بر او جاری شود دست کم به دو دلیل در آخرت کیفر نمی بیند:
الف. بر اساس روایات، حدود الهی مطهر و پاک کننده هستند، یعنی آن گناهکار را از آلودگی آن گناه پاک می نمایند.
ب. اساساً کسی که عادل باشد به موجب یک خطا، دو بار مجازات نمی کند از این رو خداوند که عدل مطلق است به دلیل یک گناه دو بار عقوبت نمی کند. در روایتی از امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل شده که آن حضرت (علیه السلام) فرمود: خداوند عالیتر و کریمتر از آن است که بنده ‏اش را دو بار مجازات کند.

دعاى دانشمندان بلندپايه

ميزان سنجش اعمال در نزد خداوند، معرفتى است كه بر پايه آن، عمل انجام مى شود. اگر چند نفر يك عمل مشابه را انجام دهند مثلاً دو ركعت نماز بگزارند يا كارهاى شايسته ديگر انجام دهند، پاداش آنان به ميزان معرفتشان به خداوند بزرگ بستگى دارد كه اساس و پايه هر عبادت است.
كسانى كه در معرفت الهى غور كرده، و از درياى محبّت الهى جرعه ها نوشيده و در دانش الهى به مقام مكين رسيده اند و خداوند از آنان به
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الوَهَّابُ رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ المِيعادَ؛
بارالها، پس از آن كه ما را هدايت كردى دل ما را از حق بر مگردان و از نزد خود به ما رحمت ده، همانا تو بخشنده اى. پروردگارا، تو مردم را در روز قيامت كه در آن ترديدى نيست گرد مى آورى، همانا خداوند در وعده گاهش تخلّف نمى كند.

"آداب وقت خواب"

۱- با ٭وضو بودن٭ و٭رو به قبله٭ خوابیدن

۲- گفتنِِ ٭بِسم الله الرَّحمن الرََّحیم٭ از قلب

۳- خواندن با تدبر آیه ٭۱۱۰ سوره کهف٭

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ﴿۱۱۰﴾

 ۴-خواندن آیات٭ ۲۸۵و۲۸۶سوره بقره٭

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ﴿۲۸۵﴾ لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿۲۸۶﴾

۵- خواندن ۳مرتبه آیه ٭۱۸و۱۹سوره آل عمران٭

شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۱۸﴾ إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۱۹﴾

۶-  ۳ بار گفتن ٭ یَفعلُ اللهُ ما یَشاءُ بقدرتِه ویَحکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ ٭

۷- خواندن ٭۳ بار سوره توحید٭

۸- خواندن٭ آیه الکرسی٭

۹- تسبیح حضرت زهرا(س)

۱۰- گفتن٭ ۷ مرتبه استغفرُالله ربّی و اتوب ٳلیه ٭

۱۱- گفتن٭ یا الله٭

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

منبع: رساله آیت الله ملکی تبریزی

 التماس دعا

قرآن و تربیت فرزندان

در این پست میخواهیم به صورت کامل هرآنچه که تابحال از قرآن درمورد تربیت صحیح فرزندان از قرآن کشف شده را برایتان جمع آوری کنم.


یکی از امتیازات و ویژگی های قرآن مجید این است که خود یک کتاب تربیتی است و همه آیات آن  به طور مستقیم و غیر مستقیم در مقام تربیت انسان در رده های مختلف سنی، از خردسال تا کهن سال است. گاه این وظیفۀ خطیر را به صورت مستقیم و گاه به صورت غیر مستقیم بیان کرده است.

بهترين شيوه تربيت انسان آن است كه مبتنی بر شناخت همه ابعاد وجودی و همه نيازهای انسان باشد.

خداوند متعال در قرآن كريم در سوره مباركه اسراء آيه 9 می‌فرمايند:


سوره اسراء 9

((إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا))

((قطعا اين قرآن به [آيينى] كه خود پايدارتر است راه مى‏نمايد و به آن مؤمنانى كه كارهاى شايسته مى‏كنند مژده مى‏دهد كه پاداشى بزرگ برايشان خواهد بود))

ادامه نوشته

قرآن و امام حسین(ع) - نماز و امام حسین(ع)

* اگر قرآن در آغاز بزرگ‏ترین سوره‏ى خود (بقره) مى‏فرماید: «الّذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة»(121) و همچنین در كوچك‏ترین سوره‏ى خود (كوثر) از نماز سخن به میان مى‏آورد، امام حسین علیه السلام آن را اقامه مى‏نماید. «اَشهد انّك قد اقمت الصلوة»(122)

 * اگر قرآن مى‏فرماید: «و اركعوا مع الراكعین»(123)، امام حسین‏علیه السلام نماز را با جماعت آن هم در برابر صفوف دشمن برگزار مى‏كند.
 * اگر قرآن نحوه‏ى اقامه نماز در میدان جنگ را به پیامبرصلى الله علیه وآله آموزش مى‏دهد؛ «و اذا كنتَ فیهم فاقمت لهم الصلوة فلتقم طائفةٌ منهم معك ولیأخذوا اسلحتهم...»(124)، امام حسین‏علیه السلام در میدان جنگ نماز را اقامه مى‏فرماید.
 * اگر قرآن نماز را به عنوان یك منبع انرژى‏زاى غیبى معرّفى و مؤمنان را امر به استعانت از آن مى‏فرماید: «استعینوا بالصبر و الصلوة»(125)، امام حسین‏علیه السلام نیز در بحبوحه‏ى جنگ و مشكلات آن، از نماز استعانت مى‏جوید.
 * اگر قرآن اقامه‏ى نماز را در اوّل وقت سفارش مى‏فرماید؛ «اقم الصلوة لدلوك الشمس»(126)، امام حسین علیه السلام نماز ظهر عاشورا را در اوّل وقت اقامه فرمودند.
 * اگر حضرت عیساى مسیح‏علیه السلام تا زمانى كه نفس دارند، مأمور به اقامه نماز شده‏اند؛ « و اوصانى بالصلوة و الزكوة ما دمت حیّا»(127)، امام حسین‏علیه السلام نیز تا آخرین لحظه همراه نماز است.
 * اگر قرآن از كسانى كه تجارت، آنها را از نماز غافل نمى‏سازد، ستایش مى‏كند؛ «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذكر اللّه و اقام الصلوة»(128)، راجع به امام حسین‏علیه السلام چه باید گفت كه حتّى حفظ جان هم او را از نماز غافل نساخت.
 * امام حسین علیه السلام نه تنها خود نماز خواند كه نمازهاى نمازگزاران را نماز كرد. در حدیث مى‏خوانیم: سه چیز موجب قبولى نماز است: حضور قلب، نماز نافله و تربت سیدالشهدا.
 * امام حسین علیه السلام به خواهرش زینب علیها السلام مى‏فرماید: در نمازت به من دعا كن.
 * نماز باید در جامعه و علنى اقامه شود؛ «اقیموا الصلوة» و امام حسین علیه السلام با آنكه مى‏توانست در خیمه نماز بخواند و با اینكه نمازش شكسته بود، در مقابل جمعیت نماز بپا داشت.
 هنگام اقامه‏ى نماز در ظهر عاشورا، 30 تیر به سوى حضرت رها شد، یعنى در برابر هر كلمه از حمد و ركوع و سجده تقریبا یك تیر به امام پرتاپ شد.
 * به راستى نماز چیست كه در عصر تاسوعا هنگامى كه به سید الشهداعلیه السلام پیشنهاد حمله مى‏شود، حضرت طى چند نوبت گفتگو جنگ را یك روز به تأخیر مى‏اندازند و مى‏فرمایند: «انّى اُحبّ الصلوة» و نفرمود: مى‏خواهم نماز بخوانم، بلكه فرمود: من نماز را دوست دارم. بسیارى از ما نماز مى‏خوانیم، ولى چقدر نماز را دوست داریم؟
 زراره از امام صادق علیه السلام در باره كعبه پرسید: دهها سال است كه هرگاه درباره‏ى حج و كعبه از شما سوال مى‏كنم، پاسخ جدیدى مى‏دهید، علم شما به كجا متّصل است؟ امام فرمودند: آیا مى‏خواهى كعبه‏اى كه هزاران سال قبل از آدم بوده با چند كلمه اسرارش تمام شود.
 این در حالى است كه كعبه و تمامى اسرار و رموز آن كه امام به آن اشاره فرمودند، تنها قبله‏ى نماز است و قبله، یكى از شرایط نماز!!
 * امام حسین علیه السلام حاضر مى‏شود تا بدن مباركشان سوراخ سوراخ شود، ولى ارزش نماز شكسته نشود. سر مقدّس سید الشهدا بر روى نى قرآن مى‏خواند، یعنى سر از بدن جدا مى‏شود ولى سر و دل از قرآن جدا نمى‏شود.
 عزادارن حسینى! ظهر عاشورا در هر كجا هستید، به یاد امام حسین علیه السلام و آخرین نماز كربلاى او، همراه با حضرت مهدى (عجل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه‏الشریف) نماز ظهر عاشورا را باشكوه و با اخلاص بپا دارید.

121) بقره، 3.
122) زیارت عاشورا.
123) بقره، 43.
124) نساء، 102.
125) بقره، 153.
126) اسراء، 78.
127) مریم، 31.
128) نور، 37.


منبع: كتاب «قرآن و امام حسین»
نوسنده: حجت الاسلام محسن قرائتی

احترام به قرآن


قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من وقّر القرآن فقد وقّر الله و من لم یوقر القرآن فقد استخف بحرمة الله، حرمة القرآن على الله كحرمة الوالد على الولد

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كسى كه از قرآن تجلیل كند, از خدا تجلیل كرده و كسى كه قرآن را تجلیل نكند به حریم خدا اهانت كرده است، حرمت و قدر قرآن نزد خدا مانند برترى پدر بر فرزند است

بحارالانوار ج 92, ص 17

فضیلت و خواص سوره مائده


مائده؛ و نام های دیگرش: عقود، المنقذه است.(1)
پنجمین سوره قرآن و دارای 120 آیه و مدنی می باشد.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در فضیلت این سوره نقل شده است: «هرکس که سوره «مائده» را قرائت نماید، به تعداد همه یهودیان و مسیحیان که در این دنیا نفس کشیده اند، ده حسنه به او داده می شود و ده گناه از گناهان او پاک می گردد و ده درجه به درجاتش افزوده می گردد.»(2)
ابوحمزه ثمالی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: «سوره مائده یکباره بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نازل شده است و 70هزار فرشته هنگام نزول، آن را همراهی می کردند.»(3)
آثار و برکات سوره
1) افزایش ایمان
از امام محمد باقر علیه السلام روایت است که ایشان فرمودند: «کسی که این سوره را در هر روز پنجشنبه بخواند، ایمانش به ظلم و ستم پوشیده نگردد و کسی را با پروردگارش شریک نسازد.»(4)
2) زیاد شدن روزی
هر کس هنگام صبح آیه 114 سوره مائده را قرائت کند روزی او در آن روز از جایی رسد که خود نیز گمان ندارد.(5)
3) برآورده شدن حاجات
روز اول بعد از نماز صبح با وضو دو رکعت نماز حاجت بخواند آنگاه تا 40روز هر روز رو به قبله 100 صلوات بفرستد و آیه 114 سوره مائده را بخواند و در بین خواندن با کسی تکلم ننماید. این عمل در فتح امور بسیار مؤثر است.(6)
4) جلوگیری از سرقت و تلف شدن مال
از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «هر کس که سوره مائده را بنویسد و آن را در صندوق و وسایل و پارچه های خود قرار دهد، از سرقت و تلف شدن و از بین رفتن آنها در امان خواهد ماند...»(7)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
1) درمان با قرآن، ص33
2) مجمع البیان، ج3،ص257
3) همان، ص258
4) ثواب الاعمال، ص134
5) درمان با قرآن، ص34
6) همان، ص35
7) الأمان من اخطار الأسفار، ص890

امام زمان (عج)در نهج البلاغه

امام زمان عليه السلام در نهج البلاغه


1- آينده ي روشن در حکومت امام زمان عليه السلام 1-1 آينده ي بشريت و ظهور حضرت مهدي (ع) خ 2/150
و سيماي ياران امام زمان (ع) به راه هاي چپ و راست رفتند، و راه ضلالت و گمراهي پيمودند، و راه روشن هدايت را گذاشتند پس درباره ي آنچه که بايد شتاب نکنيد، و آنچه را که در آينده بايد بيابيد دير مي شماريد. چه بسا کسي براي رسيدن به چيزي شتاب مي کند اما وقتي به آن رسيد دوست دارد که اي کاش آن را نمي ديد، و چه نزديک است امروزه ما به فردايي که سپيده ي آن آشکار شد. اي مردم: اينک ما در آستانه تحقق وعده هاي داده شده ، و نزديکي طلوع آن چيزهايي که بر شما پوشيده و ابهام آميز است، قرار داريم.
1-2 ره آورد حکومت حضرت مهدي (عج) : خ 2/150
بدانيد آن کس از ما (حضرت مهدي (عج)) که فتنه هاي آينده را دريابد ، با چراغي روشنگر در آن گام مي نهد، و برهان سيره و روش پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و امامان عليه السلام رفتار مي کند تا گره ها را بگشايد، بردگان و ملت هاي اسير را آزاد سازد جمعيت هاي گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جويان پراکنده را جمع آوري مي کند. حضرت مهدي (عج) سالهاي طولاني در پنهاني از مردم به سر مي برد آن چنان که اثر شناسان، اثر قدمش را نمي شناسند، گرچه دريافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان کنند. سپس گروهي براي درهم کوبيدن فتنه ها آماده مي کردند . و چنان شمشيرها صيقل مي خوردند، ديده هاشان با قرآن روشنايي گيرد، و درگوش هاشان تفسير قرآن طنين افکند. و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاي حکمت سر مي کشند. 
1-3 آگاهي امام عليه السلام براي مقابله با اصحاب جمل: خ 6/150-7-8-9-10
آگاه باشيدکه شيطان (هدف امام از شيطان، سران شورشي جمل مي باشند ابن ابي الحديد مي گويد ممکن است شيطان واقعي باشد که افراد منحرف را به کار گرفته است.) حزب خود را جمع کرده، و سواره و پياده هاي لشکر خود را فرا خوانده است. اما من آگاهي لازم به امور را دارم، نه حق را پوشيده داشتم، و نه حق بر من پوشيده مانده سوگند به خدا، گردابي براي آنان به وجود آورم که جزء من کسي نتواند آن را چاره سازد، آنها که در آن غرق شوند، هرگز نتوانند بيرون آيند. و آنان که بگريزند خيال بازگشت نکنند.
2- اصول گرايي امام زمان عليه السلام و آينده روشن و اصالت دادن به قرآن خبر از ظهور و سيستم حکومتي حضرت مهدي عليه السلام خ 1/138اولا حضرت مهدي (عج) خواسته ها را تابع هدايت وحي مي کنند. هنگامي که مردم را تابع هوس هاي خويش قرار مي دهند، در حالي که به نام تفسير نظريه هاي گوناگون خود را بر قرآن تحميل مي کنند او نظريه ها و انديشه ها را تابع قرآن مي سازد. 
3- اشاره به ظهور امام زمان عليه السلام و غريب الکلام 1 چون آنگونه شود پيشواي دين (رهبر امت اسلام) قيام کند. پس مسلمانان پيرامون او چونان ابر پائيزي گرد آيند.
4- امام زمان عليه السلام و استقرار حکومت عدل اسلامي خ 3/138زمامداري حاکميت پيدا مي کنيد که غير از خاندان حکومت هاي امروزي است و حضرت مهدي (عج) عمال و کارگزاران حکومتها را بر اعمال بدشان کيفر خواهد داد زمين ميوه هاي دل خود (معادن طلا و نقره) را براي او بيرون مي ريزد. و کليدها پس را به او مي سپارد او روش عادلانه در حکومت حق را به شما مي نماياند و کتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را که تا امروز متروک مانده زنده مي کند.
5- امام زمان عليه السلام و اميدواري به آينده خ 3/150بدانيد آن کس از ما (حضرت مهدي (عج) که فتنه هاي آينده را دريابد، با چراغي روشنگر در آن گام مي نهد و برهان سيره، و روش پيامبر صلي الله عليه و آله و امام عليه السلام رفتار مي کند تا گره ها را بگشايد، بردگان و ملت هاي اسير را آزاد سازد، جمعيت هاي گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جويان را جمع آوري مي کند.
6- امام زمان و دستيابي به سرمايه هاي مخفي زمين و زنده کردن قرآن و سنت فراموش شده ي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خ 3/138-زمين ميوه هاي دل خود (معادل طلا و نقره) را براي او بيرون مي ريزد، و کليدهايش را به او مي سپارد او روش عادلانه در حکومت حق را به شما مي نماياند، و کتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله را که تا آن روز متروک ماندند، زنده مي کند.
7- امام زمان علي السلام و زنده کردن اسلام خ 23/182، 24و سيماي امام زمان عليه السلام و شناخت امام زمان 
1-7 وصف حضرت مهدي (عج): زره دانش بر تن دارد، و با تمامي آداب، و با توجه و معرفت کامل آن را فرا گرفته است. حکمت گمشده ي اوست که همواره در جستجوي آن مي باشد و نياز اوست که در بدست آوردنش مي پرسد. در آن هنگام که اسلام غروب مي کند و چونان شتري در راه مانده دم خود را به حرکت درآورده، گردن به زمين مي چسباند.
(ضرب المثل است، چون شتر خسته شود، دم خود را به حرکت در مي آورد. و گردن به زمين مي چسباند، که نشانه ضعف و درماندگي اوست.)
او پنهان خواهد شد (دوران غيبت صغري و کبري) او باقيمانده ي حجتهاي الهي، و آخرين جانشين از جانشينان پيامبر است. 
امام زمان عليه السلام و فتح کشورها و شکست قدرتها و مجازات فاسدان خ 3/138 
8- تداوم امامت تا ظهور امام زمان عليه السلام خ 6/100آگاه باشيد، مثل آل محمد (صلي الله عليه و آله) چونان ستارگان آسماني است . اگر ستاره اي غروب کند، ستاره ي ديگري طلوع خواهد کرد (تا ظهور صاحب الزمان عليه السلام)
9- جنگ و مبارزه امام زمان عليه السلام با منحرفان خ 113/192قاطعيت امام عليه السلام در نبرد با منحرفان: با ناکثان پيمان شکن جنگيدم، و با قاسطين تجاوز کار جهاد کردم و مارقين خارج شده از دين را خوار و زبون ساختم و رهبر خوارج (شيطان ردهه) (ردهه گودالي که رهبر خوارج معروف به «ذوالثديه» جبازه اش در آن افتاده بود. و ناکثان يعني (عهدشکنان) اصحاب جمل که در بصره شورش کردن قاسطين (ستمکاران) يعني معاويه و پيروان ستمکار او و مارقين يعني خارج شدگان، خوارج و طرفدارانشان که از لشکر امام و امت اسلامي کناره گرفتند.)
بانگ صاعقه اي قلبش را به تپش آورد و سينه اش را لرزاند و کارش را ساخت.
10- خبر از غيبت امام زمان عليه السلام خ 4/150حضرت مهدي (عج) سالهاي طولاني در پنهاني از مردم به سر مي برد آن چنان که اثر شناسان اثر قدش را نمي شناسند گرچه در يافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان کنند.
11- دوران پيروزي امام زمان عليه السلام حکمت 209و درود خدا بر او، فرمود: دنيا پس از سرکشي به ما روي مي کند. چونان شتر ماده ي بدخو که به بچه خود مهربان گردد سپس اين آيه را خواند (وارده کرديم که بر مستضعفين زمين، منت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومت ها گردانيديم.)
12- روش حکومتي امام زمان عليه السلام خ 1/150
13- روش زندگي در دوران غيبت امام زمان عليه السلام خ 5/100
پس از او چندان که خدا خواهد زندگاني مي گذرانيد تا آن که خدا شخصي را برانگيزد که شما را متحد سازد، و پراکندگي شما را جبران نمايد. مردم به چيزي که نيامده دل نبنديد. و از آن که در گذشت مأيوس نباشيد که آن پشت کرده اگر يکي از پاهايش بلغزد، و ديگري برقرار باشد شايد هر دو پا به جاي خود برگشته و استوار ماند.
14- زشتي مخالفت با امام زمان عليه السلام نامه 3/7همانا بيعت براي امام يک بار بيش نيست. و تجديد نظر در آن ميسر نخواهد بود و کسي اختيار از سرگرفتن آن را ندارد آن کس که از اين بيعت عمومي سرباز زند طعنه زن، عيب جو خوانده مي شود و آن کسي که نسبت به آن دودل باشد منافق است. 
15- سيماي امام زمان عليه السلام حکمت 147 خ - 23/182و درود خدا بر او، فرمود: (کميل بن زياد مي گويد: امام دست مرا گرفت و به سوي قبرستان کوفه برد. آنگاه آه پردردي کشيد و فرمود: اي کميل بن زياد اين قلب ها بسان ظرفهايي هستند که بهترين آنها فراگيرترين آنهاست پس آنچه را مي گويم نگاه دار 
16- سيماي ياران امام زمان عليه السلام خ 150
17- شناخت آخر الزمان و غيبت امام زمان عليه السلام خ 23/182 و 24
18- شناخت ياران امام زمان عليه السلام : خبر از حوادث آينده خ 1/187
و ياد شيرين امام زمان عليه السلام در آينده آگاه باشيد آنان که پدر و مادرم فدايشان باد، از کساني هستند که در آسمانها معروف و در زمين گمنامند هان اي مردم در آينده پشت کردن روزگار خويش و قطع شدن پيوندها
19- وصف امام زمان عليه السلام خ 25/182اي مردم من پند و اندرزهايي که پيامبران در ميان امت هاي خود داشتند در ميان شما نشر دادم، و وظايفي را که جانشينان پيامبران گذشته در ميان مردم خود به انجام رساندند، تحقق بخشيدم 
20- ويژگي هاي قيام و حکومت امام زمان عليه السلام خ 4/150 و 5 خ 4/100راهنماي اين پرچم، با درنگ و آرامش سخن مي گفت. و دير و حساب شده به پا مي خاست. و آنگاه که برمي خاست سخت و چالاک به پيش مي رفت پس چون در اطاعت او در آمديد و او را بزرگ داشتيد، مرگ او فرا رسيد و خدا او را از ميان شما برد. 

قرآن در جبهه

در حالی که خورشید خود را در سمت مغرب به پایین می‌کشید بچه‌ها آماده شده و مشتاقانه در انتظار فرمان حرکت بودند. چرا که ماهها برای فرار سیدن چنین موقعیتی لحظه‌شماری می‌کردند. البته آنان برای شروع عملیات در گذشته هم، مدتی به انتظار نشسته بودند؛ ولی این عملیات با گذشته اندکی تفاوت می‌کرد. چون این بار عملیات 48 ساعت قبل شروع شده بود و نیروها می‌بایست در منطقه عملیاتی جزیره مجنون هلی‌بُرد و پیاده می‌شدند. در این شرایط دشمن کاملاً آماده و نیروهای خط‌شکن قبلی، کاملاً خسته شده بودند. با اینهمه، آمادگی و عشق نیروها، نه تنها کاهش نیافته که افزایش نیز یافته بود.



فرمان حرکت رسید و گردان در سکوت‌جزیره مجنون به راه افتاد. از طرفی مسافتی که باید پیموده می‌شد طولانی بود و از طرف دیگر اسلحه و مهماتی که هر فرد به دوش داشت سنگین و خسته کننده بود. گردان تا بعد از نیمه شب بی‌وقفه در راه بود تا اینکه فرمان توقف رسید. اکنون نزدیک دشمن بودیم، ولی متأسفانه معلوم شد که، دشمن در کمین نشسته و برای محاصره و قلع و قمع نیروها آمادگی کامل دارد. این بود که فرمان برگشت داده شد. آنان که روحشان در اشتیاق شهادت می‌سوخت، آهسته و در دل ناله می‌کردند که، خدایا؛ لحظه وصال چه زمان فرا می‌رسد؟ و نیز آنان که از تأخیر جهاد و رو‌در‌رویی با دشمن نگران بودند دعا کردند که خدایا؛ از جهاد و شهادت محروممان نفرما. گردان با گامهای بلند و با سرعت زیاد خود را به پشت خاکریز کوتاهی می‌رساند که از همان جا حرکت خود را آغاز نموده بودند.

زمان به سرعت می‌گذشت و نزدیک طلوع آفتاب بود که به مقصد رسیدند و هر کدام از بچه‌ها خود را در گوشه‌ای روی زمین رها کردند و گروهی از آنها بساط صبحانه را پهن کردند. هنوز بساط صبحانه را نچیده بودند که تکبیر نیروها طنین انداز شد و نیروها به یکباره از زمین کنده شده و کاملاً‌به حالت آماده در پشت خاکریز جا گرفتند. چرا که نیروهای دشمن با تانکها به سرعت در حال نزدیک شدن بودند.

شرایط بسیار خطرناک و فاجعه آمیزی پیش آمده بود. چون از یک طرف، نیروها بسیار خسته و احتیاج به استراحت داشتند. از طرف دیگر، در جزیره‌ای باید می‌جنگیدند که48 ساعت قبل، در دست نیروهای دشمن بود و با یک تهاجم مقداری عقب رانده شده بودند، ولی اکنون با آمادگی بیشتر، عملیات خود را شروع کرده و با سرعت پیش می‌آمدند.

مشکل بعدی این بود که، ارتباط با نیروهای خودی قطع و غیر از اسلحه‌های سبک ـ کلاش، آر.پی.جی و تیربار ـ چیز دیگری در اختیار رزمندگان نبود.

با این همه، خاکریز بچه‌ها کوتاه و بدون سنگر بود و در کنار آن جاده‌ای بود که تانکهای دشمن به سرعت از روی آن پیش می‌آمدند. در چنین موقعیت سختی که هر کس به طرفی می‌دوید و تلاشی را آغاز کرده بود و فریادی می‌زد و دشمن هم باران شدید گلوله خود را به طرف نیروها، بی‌امان ادامه می‌داد، با کمال تعجب مشاهده کردم، یکی از بچه‌ها در گوشه‌ای (بی‌توجه به همه هیاهوها) نشسته و قرآنش را از جیبش بیرون آورده و آرام زمزمه می‌کند. چند قدم آهسته به او نزدیک شدم و در حالی که مجذوب او شده و نمی‌خواستم آرامش باور نکردنی و عجیبش را بر هم زنم، با احتیاط و احترام سؤال کردم در این موقعیت خطیر، کاری لازمتر از قرآن خواندن پیدا نمی‌شود؟‌آرام صورت خود را برگرداند، نگاهی به من کرد و با تبسم زیبایی گفت:‌قرآن به انسان نیرو و آرامش می‌دهد و من در این شرایط احتیاج به قدرت و آرامش دارم. وقتی توان و آرامش لازم را از قرآن گرفتم به انجام وظیفه مشغول خواهم شد.

لحظاتی چند به قرائت قرآن ادامه داد و بعد قرآن را بوسه زد و در جیب روی سینه‌اش گذاشت، آرام و با اطمینان حرکت می‌کرد. در کنار جاده شیاری وجود داشت که عمق آن به اندازه طول قد یک انسان بود. شیار را انتخاب کرد و عده‌ای را دعوت کرد که به دنبال او حرکت کنند. داخل شیار از مقابل خاکریز عبور کردند و خود را به نزدیک دشمن رساندند.

دشمن احساس خطر کرد. شیار را زیر تیربار شدید خود گرفت. ولی او خود را مقابل تانک دشمن رساند. آر.پی.جی خود را آماده کرد و در یک لحظه با فریاد الله اکبر تانک را هدف گرفت، تانک آتش گرفت و متوقف شد. با متوقف شدن تانک آتش گرفته، تقریباً‌جاده مسدود شد. به ناچار، همه تانکها متوقف شدند. ولی او دست بردار نبود. گلوله دیگری آماده کرد و تانک بعدی را هم با یاری قرآن و چابکی به آتش کشید.

فریاد تکبیر از هر طرف بلند شد. تانکهای دشمن همه متوقف شدند، گروهی از نیروهای دشمن، از تانکهای خود بیرون آمده، پا به فرار گذاشتند، تعدادی نیز هنوز با تیربارهای خود، شیار را هدف گرفته بودند.

بار دیگر گلوله آر.پی.جی آماده شد. ولی این بار، قبل از فریاد تکبیر، گلوله‌ای صفیر زنان هوا را شکافت و بر پیشانی بلند او قرار گرفت. فریاد تکبیرش همراه با برزمین افتادن جسد پاکش بلند شد و در حالی که آر.پی.جی را در دستان خود می‌فشرد، ندای حق را لبیک گفت.

او کسی جز، طلبه شهید غلامرضا صالحی حاجی‌آبادی نبود. که با کمک قرآن، آرامش و قدرت یافت، دشمن را متوقف کرد و خود نیز به درجه رفیع شهادت نایل شد. 


منبع: پایگاه حوزه

تبریک




امسال نیز در حالی هفته بسیج را گرامی می‌داریم که هنوز گرما و حرارت عاشورا و قیام سرخ اباعبدالله الحسین (ع) در جامعه احساس می‌شود؛ قیامی که سرمشق همه آزادگان و آزادمردان تاریخ برای رسیدن به عزت انسانی و جامعه‌ای عاری از زبونی و خواری بود. این قیام به انسان‌های تاریخ درس هیهات من‌ الذله داد؛ درسی که ریشه در عزت انسانی دارد و از پیام‌های جاودانه قیام عاشوراست.

بسیجیان در ‌هشت سال دفاع مقدس، همواره این شعار را پیش چشم خود می‌دیدند و با الهام از همین آموزه، توانستند در او‌ج تنهایی و مظلومیت و به یاری ایمان خویش، در راهی که وارث حسین بن علی (ع) یعنی امام خمینی (ره) پیش پای آنان گذارده بود، در راه خونین ثارالله گام نهند و در این راه از هستی خویش بگذرند.

اللهم کن لولیک الفرج