دعا های قرآن

ربَّ انصرنی علی القوم المفسدین

بارالهی،مرا بر قوم تبه کار و هرزه پیروز فرما.

ربّ نجنی و أهلی ممّا یعملون

بارالهی،من و خاندانم را از کردار ناشایست آنها نجات بخش.


ربنا ءامنّا فاکتبنا مع الشّاهدین

بارالهی،ایمان آوردیم، مارا هم در زمرۀ گواهان(و مسلمین) قرار ده.


منبع:کتاب دعاهای قرآن(مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی)


Click for larger version


حقيقت تقوى‏

قرآن بزرگترين امتياز را براى تقوى قرار داده و آن را تنها معيار سنجش ارزش انسانها مى‏شمرد :إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ;(حجرات 14)در جاى ديگر تقوى را بهترين زاد و توشه شمرده، مى‏گويد:وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏;(بقره- 197).و در جاى ديگر لباس تقوى را بهترين لباس براى انسان مى‏شمرد وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ;(اعراف- 26).و در آيات متعددى يكى از نخستين اصول دعوت انبياء را تقوى ذكر كرده، و بالآخره در جاى ديگر اهميت اين موضوع را تا آن حد بالا برده كه خدا را اهل تقوى مى‏شمرد، و مى‏گويد:هُوَ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ;(مدثر- 56).
اكنون بايد ديد حقيقت تقوى اين سرمايه بزرگ معنوى و اين بزرگترين افتخار انسان با اينهمه امتيازات چيست؟
قرآن اشاراتى دارد كه پرده از روى حقيقت تقوى بر مى‏دارد: در آيات متعددى جاى تقوى را قلب مى‏شمرد، از جمله مى‏فرمايد:ولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى‏: آنها كه صداى خود را در برابر رسول خدا ص پائين مى‏آورند و رعايت ادب مى‏كنند كسانى هستند كه خداوند قلوبشان را براى پذيرش تقوى آزموده است (حجرات- 3).قرآن، تقوى را نقطه مقابل فجور ذكر كرده، چنان كه در آيه 8 سوره شمس مى‏خوانيم: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها: خداوند انسان را آفريد و راه فجور و تقوى را به او نشان داد.قرآن هر عملى را كه از روح اخلاص و ايمان و نيت پاك سرچشمه گرفته باشد بر اساس تقوى مى‏شمرد، چنان كه در آيه 108 سوره توبه در باره مسجد قبا كه منافقان مسجد ضرار را در مقابل آن ساختند مى‏فرمايد:لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ: مسجدى كه از روز نخست بر شالوده تقوى باشد شايسته‏تر است كه در آن نماز بخوانى.از مجموع اين آيات به خوبى استفاده مى‏شود كه تقوى همان احساس مسئوليت و تعهدى است كه به دنبال رسوخ ايمان در قلب بر وجود انسان حاكم مى‏شود و او را از فجور و گناه باز مى‏دارد، به نيكى و پاكى و عدالت دعوت مى‏كند، اعمال آدمى را خالص و فكر و نيت او را از آلودگيها مى‏شويد. تفسير نمونه، ج‏22، ص: 205هنگامى كه به ريشه لغوى اين كلمه باز مى‏گرديم نيز به همين نتيجه مى‏رسيم، زيرا تقوى از وقاية به معنى كوشش در حفظ و نگهدارى چيزى است، و منظور در اينگونه موارد نگهدارى روح و جان از هر گونه آلودگى، و متمركز ساختن نيروها در امورى است كه رضاى خدا در آن است.
بعضى از بزرگان براى تقوى سه مرحله قائل شده‏اند:
1- نگهدارى نفس از عذاب جاويدان از طريق تحصيل اعتقادات صحيح.
2- پرهيز از هر گونه گناه اعم از ترك واجب و فعل معصيت.
3- خويشتندارى در برابر آنچه قلب آدمى را به خود مشغول مى‏دارد و از حق منصرف مى‏كند، و اين تقواى خواص بلكه خاص الخاص است «1».امير مؤمنان على ع (در نهج البلاغه) تعبيرات گويا و زنده‏اى پيرامون تقوى دارد، و تقوى از مسائلى است كه در بسيارى از خطب و نامه‏ها و كلمات قصار حضرت ع روى آن تكيه شده است. در يك جا تقوى را با گناه و آلودگى مقايسه كرده چنين مى‏گويد:الا و ان الخطايا خيل شمس حمل عليها اهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم فى النار! الا و ان التقوى مطايا ذلل حمل عليها اهلها، و اعطوا ازمتها، فاوردتهم الجنة!:بدانيد گناهان همچون مركبهاى سركش است كه گنهكاران بر آنها سوار مى‏شوند، و لجامشان گسيخته مى‏گردد، و آنان را در قعر دوزخ سرنگون مى‏سازد. اما تقوى مركبى است راهوار و آرام كه صاحبانش بر آن سوار مى‏شوند، زمام آنها را به دست مى‏گيرند، و تا قلب بهشت پيش مى‏تازند! «2».
-بحار الانوار جلد 70 صفحه 136-2-نهج البلاغه خطبه 16.تفسير نمونه، ج‏22، ص: 206
مطابق اين تشبيه لطيف، تقوى همان حالت خويشتندارى و كنترل نفس و تسلط بر شهوات است، در حالى كه بى تقوايى همان تسليم شدن در برابر شهوات سركش و از بين رفتن هر گونه كنترل بر آنها است. و در جاى ديگرى مى‏فرمايد:اعلموا عباد اللَّه ان التقوى دار حصن عزيز، و الفجور دار حصن ذليل، لا يمنع اهله، و لا يحرز من لجا اليه، الا و بالتقوى تقطع حمة الخطايا:بدانيد اى بندگان خدا كه تقوا قلعه‏اى محكم و شكست‏ناپذير است، اما فجور و گناه حصارى است سست و بى دفاع كه اهلش را از آفات نجات نمى‏دهد و كسى كه به آن پناهنده شود در امان نيست، بدانيد انسان تنها به وسيله تقوا از گزند گناه مصون مى‏ماند «1». و باز در جاى ديگر مى‏افزايد:فاعتصموا بتقوى اللَّه فان لها حبلا وثيقا عروته و معقلا منيعا ذروته.چنگ به تقواى الهى بزنيد كه رشته‏اى محكم و دستگيره‏اى است استوار و پناهگاهى است مطمئن! «2».از لابلاى مجموع اين تعبيرات حقيقت و روح تقوى به خوبى روشن مى‏شود.
اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه تقوى ميوه درخت ايمان است، و به همين دليل براى به دست آوردن اين سرمايه عظيم بايد پايه ايمان را محكم ساخت. البته ممارست بر اطاعت، و پرهيز از گناه، و توجه به برنامه‏هاى اخلاقى، بلكه تقوى را در نفس راسخ مى‏سازد، و نتيجه آن پيدايش نور يقين و ايمان‏ شهودى در جان انسان است، و هر قدر نور تقوى افزون شود نور يقين نيز افزون خواهد شد، و لذا در روايات اسلامى مى‏بينيم تقوى يك درجه بالاتر از ايمان و يك درجه پائين‏تر از يقين شمرده شده! امام على بن موسى الرضا -ع- مى‏فرمايد؟ الايمان فوق الاسلام بدرجة، و التقوى فوق الايمان بدرجة، و اليقين فوق التقوى بدرجة، و ما قسم فى الناس شى‏ء اقل من اليقين:ايمان يك درجه برتر از اسلام است، و تقوى درجه‏اى است بالاتر از ايمان و يقين درجه‏اى برتر از تقوى است و هيچ چيز در ميان مردم كمتر از يقين تقسيم نشده است.

 

چرا حجاب؟

اولاً،به بهداشت روانی زنان ومردان کمکی کند.

ثانیاً،حجاب برای آن است که روابط خانوادگی را استوار کند و از فرو پاشی نظام خانواده جلوگیری کند.

ثالثاً،فایده دیگر پوشش آن است که شخصیت وکرامت زن را تامین می کند و او را از یک شخصیت ابزاری، به شخصیتی مستقل تبدیل نماید.

رابعاً،عفاف برای آن است که حریم اجتماع را از بی عفتی و آلودگی های جنسی نگه دارد.

راه درمان غیبت

برای درمان این بیماری از دو راه علم و عمل باید استفاده نمود.

درمان علمی: درمان علمی این گناه آن است كه شخص در پیامدهای این گناه بیندیشد و این پیامدها را با آنچه از این گناه عایدش می شود، مقایسه كند، از این مقایسه وی تشویق می شود كه این عمل را ترك كند؛ زیرا او با این گناه از چشم مردم می افتد، رسوای دو عالم می گردد، بغض و كینه و دشمنی ایجاد می كند.هرگاه این پیامدها را با چند لحظه یاوه سرایی و بذله گویی مقایسه كند، پی خواهد برد كه با غیبت كردن چه خطای بزرگی مرتكب شده است.

ای عزیز! با بندگان خدا كه مورد دوستی خداوند هستند، محبت قلبی داشته باش! مبادا با محبوب حق، دشمنی ورزی كه خداوند در این صورت ترا از رحمت خود دور می سازد. قدری در آثار دنیایی و اخروی غیبت اندیشه كن و در صورت های وحشتناك این گناه در قبر و قیامت تأمل نما و به اخبار و احادیثی كه در این زمینه وارد شده است دقت كن و میان چند دقیقه بذله گویی و نتایج این گناه مقایسه ای به عمل آور. در این صورت از این گناه پرهیز خواهی كرد.

وانگهی اگر كسی غیبت دیگری می كند به این انگیزه كه با او دشمن است، چگونه حاضر می شود نیكی هایش را به دشمنش منتقل كند و گناهان دشمن را به نامه عمل خود وارد كند؟ چنان كه در روایات به این پیامد غیبت اشاره شده است.

درمان عملی:آنست كه به هر زحمتی هم كه شده، عنان نفس زبان را به دست بگیری تا به مرور زمان به راحتی از غیبت كردن پرهیز نمایی. و سعی كنیم كه خوبیهای مردم را ببینیم و به دنبال معایب آنها نباشیم.

آورده اند كه حضرت عیسی(ع) با عده ای از حواریون از جایی عبور می كردند كه به مردار سگی برخوردند. همراهان گفتند: چه مردار بدبویی! حضرت عیسی(ع) فرمود: چه دندانهای سفیدی دارد.

آنها نقص مردار را دیدند و حضرت عیسی كمال آن را گوشزد كرد.

چقدر خوب است بیش از آنچه به عیب های دیگران توجه كنیم به دنبال كشف عیبهای خود باشیم. چنان كه رسول خدا(ص) فرمود:

" خوشا به حال كسی كه مشغول بودن او به عیبش، او را از عیب جویی دیگران باز دارد."

گوش دادن به غیبت نیز حرام است

همانطور كه غیبت كردن حرام است، گوش دادن به غیبت هم گناه به حساب آمده و حرام می باشد.

از برخی روایات استفاده می شود كه گوش كننده غیبت همانند غیبت كننده است؛ چنان كه امام علی(ع) فرمود:" گوش كننده به غیبت، نیزغیبت كننده است."

از برخی روایات استفاد می شود كه رد كردن غیبت واجب است و در روایتی از رسول اكرم(ص) رد كردن غیبت را باعث دفع شر و بدی از غیبت كننده عنوان نموده اند. امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا فرمود:" آگاه باش كسی كه بر برادر خود منت بگذارد و غیبتی را كه در مجلسی درباره او شنیده است رد كند، خداوند متعال هزار باب از بدی در دنیا و آخرت از او رد می كند و اگر با وجود توانمندی از این كار خودداری ورزد، برای او مثل گناه كسی است كه هفتاد بار او را غیبت كرده باشد، خواهد بود."

روایت دیگری در این زمینه از رسول خدا(ص) آمده است. آن بزرگوار فرمود:

" ای علی! كسی كه نزد او برادر مسلمانش غیبت شود و بر یاری كردن برادرش- دفع غیبت او- توانا باشد و او را یاری نكند، خداوند او را در دنیا و آخرت رسوا می كند."

نكته ظریفی را مرحوم شیخ انصاری در تفسیر این روایات آورده و آن این است كه مقصود از یاری رساندن غیبت شونده غیر از نهی از غیبت است؛ بلكه منظور آن است كه هرگاه غیبت كننده عیبی دنیایی را مطرح كرد، شخص در جواب بگوید اینها كه عیب نیست؛ بلكه گناه كردن عیب است؛ و اگر عیبی اخروی مطرح كند، برای یاری كردن برادر دینی اش بگوید: بالاخره افراد گاهی مرتكب خطا می شوند بهتر است برای او طلب آمرزش شود نه عیب جویی و غیبت.

نكته دیگر این كه گاه شنونده غیبت با برخی حركات مشوق غیبت كننده می شود، مثلاً وقتی غیبتی می شود مكرر" استغفار" كند یا كلامی مثل " عجب" و... بگوید.

این حركات غیبت كننده را به ادامه كار تشویق می كند و طبعا حرمت آن محرز و مسلم است.

دانستنیهای جالب از قرآن

آیا میدانید : تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است
آیا میدانید : تعداد ۵۰۹۸ محل وقف در قرآن وجود دارد
آیا میدانید : تعداد ۳۹۵۸۶ عدد کسره در قرآن بکار برده شده است
آیا میدانید : تعداد ۱۹۲۵۳ عددتشدید در قرآن بکار برده شده است
آیا میدانید : بهترین نوشیدنی که در قرآن ذکر شده ( شیر ) می باشد
آیا میدانید : بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده ( عسل ) می باشد
آیا میدانید : بزرگترین عدد در سوره صافات آیه ۱۴۷ آمده که صد هزار می باشد.
آیا میدانید : کمترین حرفی می در قرآن بکار رفته حرف ( ظاء) می باشد
آیا میدانید : بزرگترین سوره قرآن دارای ۲۵۵۰۰ حرف می باشد
آیا میدانید : تعداد کلمات سوره تکویر برابر با تعداد سوره های قران است
آیا میدانید : سوره اخلاص به نسب نامه خداوند معروف است
آیا میدانید : سوره حمد دوبار بر پیامبر نازل شده یکبار در مکه و یکبار در مدیه
آیا میدانید : سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است
آیا میدانید : در سوره نساء به قوانین ازدواج اشاره شده است
آیا میدانید : آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت نمود آیه ۹ سوره کهف می باشد.
آیا میدانید : در آیه ۶ سوره مائده مراحل وضو بیان شده است
آیا میدانید : حضرت سلیمان نخستین شخصی بود که بسم الله الرحمن الرحیم نوشت.
آیا میدانید : حضرت موسی (ع) داماد حضرت شعیب (ع) بود
آیا میدانید : حضرت ادریس (ع) اولین شخصی بود که لباس دوخت و خط نوشت
آیا میدانید : پرنده ای که در دربار حضرت سلیمان (ع) خدمت می کرد (هدهد) نام داشت
آیا میدانید : به حیوای که از طرف خدا وحی شد زنبور بود (آیه ۶۸ یوره نحل)
آیا میدانید :صحیفه سجادیه به خواهر قرآن معروف است
آیا میدانید : رودکی، ناصرخسرو و حافظ شاعرانی بودند که در نوجوانی حافظ کل قرآن بودند.
آیا میدانید : سلمان فارسی اولین شخصی بود که سوره حمد را به زبان فارسی ترجمه کرد.
آیا میدانید : استاد محمود خلیل الحصری اولین کسی بود که قرآن را به روش ترتیل خواند.
آیا میدانید : قران دارای ۱۱۴ سوره است
آیا میدانید : قران دارای ۳۰ جزء است
آیا میدانید : قران دارای ۱۲۰ حزب است
آیا میدانید : قران دارای ۶,۲۳۶ ایه (نشانه) است
آیا میدانید : قران دارای ۷۷,۷۰۱ کلمه است
آیا میدانید : قران دارای ۳۲۳,۶۷۱ حرف است
آیا میدانید : قران دارای ۹۳,۲۴۳ فتحه است
آیا میدانید : قران دارای ۳۹,۵۸۶ کسره است
آیا میدانید : قران دارای ۴,۸۰۸ ضمه است
آیا میدانید : قران دارای ۱۹,۲۵۳ تشدید است
آیا میدانید : قران دارای ۳,۲۷۲ همزه است
آیا میدانید : قران دارای ۱,۷۷۱ مد است
آیا میدانید : قران دارای ۱,۰۱۵,۰۳۰ نقطه است
آیا میدانید : قران دارای ۵,۰۹۸ وقف است
آیا میدانید : قران در ۲۳ سال بر پیامبر نازل شد

آیا حجاب در صدر اسلام اجباری بوده است؟

پاسخ :
در پاسخ به اين پرسش به پيشينه مختصري از حجاب در قبل و بعد از اسلام و بعد به صدر اسلام مي پردازيم. اطلاع تاريخي چنداني از مسئله حجاب ملل قبل از اسلام در دست نيست و لذا نمي توان در اين مورد اظهار نظر حتمي كرد اما به گفته شهيد مطهري قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضي ملل حجاب وجود داشته است.[1]
اقوام و مللي مانند ايران باستان ، قوم يهود و هند ملزم به رعايت حجاب بودند اما در زمان جاهليت عرب حجاب وجود نداشته و بوسيله اسلام پيدا شده است.[2]
ويل دورانت راجع به قوم يهود مي نويسد «اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت: چنانكه مثلا بي آنكه چيزي بر سرداشت به ميان مردم مي رفت يا با مردان درد دل مي كرد و يا ... مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد».[3]
همين نويسنده به وجود حجاب در ايران قديم هم اشاره مي كند.[4] و از مطالبش استفاده مي شود كه حجابي كه در قوم يهود و ايران باستان معمول بوده است از حجاب اسلامي بسي سخت تر و مشكل تر بوده است.حال با اين مقدمه به وضعيت حجاب در صدر اسلام مي پردازيم . همانطور كه گفته شد زنان در قبل از اسلام هيچ نوع حجابي نداشته اما با ورود اسلام به سرزمين عربستان تحول عظيمي در اين باره رخ داد و آيات و روايات فراواني در اين موضوع بيان شد كه به بعضي از آنها اشاره خواهد شد. عايشه همواره زنان انصار را اين چنين ستايش مي كرد: «مرحبا به زنان انصار، همين كه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد، سرخود را با روسريهاي مشكي مي پوشيدند گوئي كلاغ روي سرشان نشسته است».[5]
پس با توجه به اين نكته كه تمام اعمال و احكام درصدر اسلام مستند به قرآن و دستورات آن بوده است ما نيز در مسئله وضعيت حجاب در صدر اسلام با استناد به قرآن و آيات نوراني آن را بررسي مي كنيم.
آن طور كه از تاريخ استفاده مي شود قبل از نزول آيات حجاب مسلمانان ملزم به رعايت حجاب نبودند اما با نزول اين آيات كه صريحادستور به رعايت حجاب مي كند تمام مسلمانان حجاب را رعايت مي كردند كه به بعضي آيات بعد از دعوت از زنان و مردان براي حفظ چشم و دل خود از نامحرمان مي فرمايند:«قل للمومنات يغضضن من ابصارهم و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن ...» يعني اي پيامبر به زنان مومنه بگو ديدگان خويش فروبندند و زيورهاي خويش را آشكار نكنند مگر آنچه كه از آن پيداست و سرپوشهاي خويش را برگردن خويش اندازند ...
درشاًن نزول اين آيه اكثر مفسران مانند طبرسي ، علامه طباطبائي ، مكارم شيرازي و ... مي گويند چون زنان عرب معمولا پيراهنهائي مي پوشيدند كه گريبانهايشان باز بود و روسريهاي خود را بنحوي مي گذاشتند كه دور گردن و سينه را نمي پوشانيد و قهرا گوش ها وجلوي سينه ها نمايان مي شد. اين آيه نازل شد و دستور داد كه بايد روسري ها را طوري ببنديد كه قسمتهاي ياد شده پوشيده گردد و زنان مو و سينه و دور گردن وزير گلوي خود را بپوشانند.[6]
در تفسير مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث آمده است «زنان مامور شده اند كه روسريهاي خود را برروي سينه خود بيفكنند تا دور گردن و موها و گوش و گوشواره ها پوشيده شود.»[7]
به هر حال اين آيه در كمال صراحت حدود پوشش لازم را بيان مي كند و اين بيان نه به عنوان توصيه اخلاقي بلكه بصورت يك حكم شرعي و اجباري مي باشد.
آيه ديگر كه به اين موضوع مي پردازد آيه 59 سوره احزاب مي باشد خداوند در اين آيه مي فرمايد: «اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو كه جلبابها(روسري هاي بلند ) خود را بر خويش فروافكنند كه اين كار براي اينكه (از كنيزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار واذّيت قرارنگيرند بهتر است.»[8] و در اين آيه هم خداوند زنان پيامبر و مؤمنان ديگر را به رعايت حجاب و پوشانيدن بدن و سروگردن امر مي كند و باز اين امر چيز اخلاقي و اختياري نيست بلكه يك امر اجباري براي زنان مي باشد.
روايات و شواهد ديگري از اين آيه در صدر اسلام موجود است كه همگي نشانگر رعايت حجاب توسط زنان مي باشد. بعنوان نمونه در تاريخ نقل شده است كه حضرت فاطمه زهرا(س) وقتي مي خواستند به بيرون منزل و نزد پيامبر اكرم(ص) بروند از پوششهاي خاصي مثل چادر و روپوش صورت استفاده مي كردند. در جريان داستان غم انگيز غصب فدك آن حضرت با شكل خاصي از حجاب و پوشش براي دفاع از حق خويش از منزل به مسجد آمدند. راوي داستان شكل خاص حجاب حضرت را اينگونه توصيف نموده است: «لا نت خمارها علي راسها و اشتملت بجلبابها و اقبلت في لمه من حفدتها و نساء قومها نطا ذيولها » آن حضرت هنگام خروج از منزل مقنعه را محكم برسر بستند و جلباب و چادر رابه گونه اي كه تمام بدن آن حضرت را مي پوشاند وگوشه هاي آن به زمين مي رسيد ،به تن كردند وبه همراه گروهي به مسجد حركت نمودند،»[9]
پس ازاين جريان تاريخي هم استفاده مي شود كه زنان درصدر اسلام حجاب كاملي داشتند.
اما در مورد زنان سالخورده قرآن اين افرادرازقاعده حجاب مستثني مي كند ومي گويد: «والقواعد من النساءالافي يرجون نكاحا فليس عليهن جناح...»[10] يعني زنان از پا افتاده اي كه اميدي به ازدواج ندارند مي توانند لباس روي خود را برزمين نهند، مشروط براينكه نخواهند خودنمائي بكنند درعين حال اگر جانب عفاف را رعايت كنند و خود را پوشيده دارند بهتر و خدا شنوا و دانا است.
پس طبق اين آيه زنان سالخورده و پير مي توانند روسري خود را بردارند. و درصدر اسلام هم اين زنان سالخورده ملزم به رعايت حجاب نبودند.
در مورد اديان ديگري هم كه در ميان مسلمانان زندگي مي كردند بايد بگوئيم كه اينها هم الزامابايد قوانين ظاهري اسلام را در اجتماعات و كوچه و بازار مسلمانان رعايت مي كردند از جمله حجاب اسلامي كه زنان ملزم به رعايت آن بودند، از اين گذشته ادياني كه در ميان مسلمانان زندگي مي كردند مثل يهود و مسيح اينها خودشان قائل به حجاب زن بودند و همانطور كه گفته شد قبل از اسلام هم رعايت حجاب را مي كردند.[11]
براي آگاهي بيشتر در اين مورد مطالعه كتابهاي مسئله حجاب شهيد مطهري و حجاب شناسي حسين مهدوي زاده توصيه مي شود.
اگر بي حجابي تمدن است پس حيوانات از همه متمدنتر هستند.
پی نوشت ها :
[1] . شهيد مطهري ، مسئله حجاب، انتشارات صدرا ص5.
[2] . همان ص9.
[3] . ويل دورانت، تاريخ تمدن علمي فرهنگي، جلد 12، ص30.
[4] . همان.
[5] . زمخشري، الكشاف، دار الكتاب العربي، بيروت، جلد 3 ص231/ ذيل آيه 31 نور.
[6] . طبرسي، مجمع البيان، كتاب فروشي اسلامي، جلد 5 ص138 ذيل آيه 31 سوره نور - مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب اسلاميه، ج 14 ص440 -طباطبائي، الميزان، دارالكتب اسلاميه، ج 15 ص126
[7] . همان.
[8] . مكارم شيرازي، پيشين، ج 17 ص425
[9] . طبرسي، الاحتجاج، موسسه الاعلمي للمطبوعات، ج 1 ص98
[10] . سوره توبه، آيه 60.
[11] . ويل دورانت، تاريخ تمدن، علمي فرهنگي،ج 12 ص30.

فضیلت و خواص سوره قصص

قصص و نام دیگرش «موسی و فرعون»۱ بیست و هشتمین سوره قرآن است که مکی و ۸۸ آیه دارد.

از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله روایت شده است: اگر کسی سوره قصص را قرائت کند ده برابر تعداد کسانی که حضرت موسی علیه السلام را تصدیق یا تکذیب کرده اند به او حسنه داده می شود و تمامی فرشتگان آسمان و زمین در روز قیامت، به سود او شهادت می دهند که او راستگو و درستکار بوده است. ۲

آثار و برکات سوره

۱) شفای همه دردها
در آثار و خواص سوره از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: اگر سوره قصص را بنویسند و آنگاه با آب آنرا بشویند، همه دردها و ناراحتی ها از آنها برطرف می شود. ۳

۲) درمان درد شکم و کبد و طحال

از امام صادق علیه السلام نقل شده: اگر نوشته سوره قصص را بر کسی که درد شکم یا بیماری طحال یا درد کبد یا هر گونه درد دیگری در درون بدن دارد بیاویزند، بهبود می یابد. ۴

۳) برای ترس از حاکم و شخص قدرتمند

از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده: برای ترس از سلطان و حاکم ۷ بار بگویید: (آیه ۳۵) « بسم الله و بالله قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَنَجْعَلُ لَکُمَا سُلْطَانًا فَلَا یَصِلُونَ إِلَیْکُمَا بِآیَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغَالِبُونَ » ؛ گفت: تو را به برادرت قویدست خواهیم کرد و برایتان حجتی قرار می دهیم به سبب نشانه هایی که شما را داده ایم، به شما دست نخواهند یافت شما و پیروانتان پیروز خواهید بود

و این دستور را در کنار نهر آبی جاری بگو و هر گاه از نماز شب فارغ شدی پیش از آن که نماز صبح را بخوانی ۷ بار این دستور را انجام بده. إن شاءالله هیچ چیزی به تو زیان نخواهد رساند. ۵

۴) رویارویی با ظالم

در رویارویی با ظالمان گفته شده که آیات ۷۰-۶۸ سوره قصص را هنگامی که بر حاکم ستمگری وارد می شود ۷ بار بخواند و آنگاه ۳ بار بگوید:« اللهُ غالبُ أمْرِهِ» از شر ستمهای او در امان می ماند. ۶

(۱)درمان با قرآن، ص۶۸
(۲) مجمع البیان،ج۷، ص۴۱۲
(۳)تفسیرالبرهان، ج۴،ص۱۹۹
(۴)المصباح کفعمی، ص۴۵۶
(۵) طب الائمه، ص۳۵
(۶) خواص القرآن و فوائده، ص۷۲
منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی محسن آشتیانی، سید محسن موسوی؛ و درمان با قرآن،محمدرضا کریمی»


آزادی های یواشکی...

یواشک.jpg
" اَلم یَعلَم باَن الله یَری "
آیا او نمیداند که خداوند همه اعمالش را می بیند ؟
علق /14
.......
در محضر خدا هیچ چیز یواشکی وجود ندارد....

استغفرالله....

آرزوم اينه که 1-...2-...ولي قبل از همه اينها بايد دماغمو عمل کنم

...وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ...وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ...

وشيطان گفت بندگانت را به آرزوهاي دور و دراز سرگرم مي‏سازم...

و به آنها دستور مي‏دهم آفرينش خدائي را تغيير دهند.119نساء

به او گفتم: سوره نور بخوان!

من مدتها بود كه به دليل اشتغال به تحصيل و...از شناخت همسايه ها وبعضي آشنايان چشم پوشي كرده بودم ومادرم به هرمناسبت وهرمكان كه مي شد امرياد آوري آنها را انجام مي داد ....

روزي ، به همراه مادرم به دنبال خريد كالايي بوديم كه از قضا !مادر ودو دخترش (مادر چادري بود ودخترانش ....)ازكنار ما عبور كردند ،مادرم به من گفت :اينها فلان همسايه ماهستند ووارد فروشگاه لوازم خانگي شديم ومشغول قيمت كردن ، كه متوجه شوم يكي از آن دخترها ،مرا صدا زد وگفت ميشود به مادرم بگويم چند لحظه بيرون بيايد ،منم با خوشرويي گفتم : باشه عزيز!ومادرم را صدا كردم ،اما...

اما انگار دعوايي به راه بود !!! آن دختر ،مادرم را وسط كوچه كشاند وگفت : شما ادعاي مومني و باخدا بودن مي كنيد ؟ شما پشت من غيبت كرديد ومن از حق الناس خويش نمي گذرم !وآن دنيا بايد جوابم را بدهي؟!!!؟ چرا درباره آستين كوتاه من سخن گفتي !(جالب است به حجاب سرش هيچ اشاره اي نمي كرد ،انگار آن ديگر چيز عادي است !!) وخيلي طلبكارانه !!! شروع به دعوا كرد به طوري كه تمام نگاه ها به مادوخته شده بود ، مادرم با رندي هرچه تمام گفت : اولا كه درباره آستين شما نبود و شناخت شما بود كه الآن الحمدلله حاصل شد ،همان خداي براي شما قاضي،شاهد ماست دوما اگر مي داني كه آستين شما هنجاري است كه شكسته شده ونابه جاست ،چرا كار نا به جا مي كني كه منتطر عكس العمل ديگران واين دعواها باشي؟ (كه در اين ميان ،دست مادرم به اشاره سوي آستين او رفت ،كه دخترپريد وگفت : دست به من نزن !)سوما خوب است كه مي داني حق الناس چيست ! پس چرا بااينگونه گشتن در كوچه وبازار ،هم حق آن جواني كه بايد ازدواج كند وبه آرامش برسد،مي گيري وهم به گناهش مي اندازي؟؟؟ ... در اين بين دختر كه كم آورده بود ،دوباره حرفهاي اولش را شروع به تكرار كرد ...جمعيت كه برنده را يافته بودند ،متفرق شدند (دراين بين دختر ،نا خود آگاه ،دستش به اشاره اي نزديك مادرم شد ، اين بار من به اوگفتم : دست به مادرم نزن ،دختر به خود لرزيد،شايد من ضربه كاري را به او وارد كردم – اگر منظور حرف اولش نجس بودن !!واين حرفها بود ،با حرف خودش ،خودش را به افكار خودش رسانده بودم!- بعد از آن بدون هيچ كلامي هركسي سوي كار خود رفت ... آن دخترديگر غرق در تفكر شده بود وما هم (به خود مي گفتيم چرا با ترك امر به معروف ،باعث شديم هنجار شكن ها مدعي شوند وما پاسخ گو؟ ، چرا ما كه حرف اساسي براي گفتن داريم ،سكوت پيشه كرديم وآن كس كه هيچ ندارد ،آن هيچش را به سان خدا مي پرستد واز آن چه دفاع ها كه نمي كند ؟!چرا ؟؟ فردا براي اين سكوتمان ،براي نگفتن وعدم دفاع از حق ،براي جواناني كه از صراط مستقيم دور مي شوند و....همه وهمه رابايد جوابگو باشيم )

اللهم اغفر لی...

...اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ...
همیشه

تو شروع می کنی!

بیشترش آن وقتهایی که نمی توانم با تو حرف بزنم.

ذکر در قرآن

الرعد : 28 «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
آنها کسانى هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش مى‏ گیرد، آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا مى‏ کند
از امام صادق علیه السلام در تفسیر" أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ" نقل شده است که فرمود:
بمحمد تطمئن القلوب و هو ذکر اللَّه و حجابه:
به وسیله محمد صلی الله علیه و آله دلها آرامش مى‏ پذیرد و او است ذکر خدا و حجاب او

در تفسیر على بن إبراهیم آمده این که خدا فرموده: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ» فرمود : «الَّذِینَ آمَنُوا» همان شیعه ، «و ذکر الله» أمیر المؤمنین و الائمة علیهم السلام هستند.

ای کاش بجای غفلت و فراموشی یاد خدا ،و در پی اون دچار شدن به فشارها و اضطرابهای مختلف روحی فقط به همین نسخه خدای مهربون عمل می کردیم اونوقت دیگه نیازی به مصرف داروهای مختلف و پر عوارض آرام بخش و اعصاب و روان هم نداشتیم و برای آرامش روح و روانمون دست به کارهای عجیب و غریب هم نمی زدیم.

این راه درمان رو کسی که ما رو آفریده تجویز کرده.


ثروت و دارایی از نظر قرآن

ثروتمندان، هیچ گاه در قرآن، به واسطه میزان اموال و یا املاکشان مورد تشویق و یا نکوهش قرار نگرفته اند. در واقع، از نظر قرآن، میزان دارایی افراد، اصلاً مورد بحث نیست؛ بلکه این که چگونه از این دارایی که خدا نصیبشان کرده، استفاده می کنند، مورد توجّه است و توصیه های فراوانی در این زمینه نیز آمده است: «و در آنچه خداوند به تو ارزانی داشته، سرای آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و نیکی کن، همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است ...».

در حقیقت، آنچه برنامه های اقتصادی اسلام را از برنامه های مکاتب بشری شرق و غرب جدا می کند، این است که اسلام در نظر دارد فرصت های مادّی و بهره ها و مالکیت های انسانی را در خدمت اهداف عالی تر و ماندگاری چون: کرامت بخشیدن به انسان، رواج ارزش های اخلاقی در جامعه و... قرار دهد. از این رو، تمام امکانات مادّی و نعمت های الهی را که در خدمت انسان قرار گرفته اند، نه فقط وسیله ای برای رفاه و آسایش انسان، که وسیله ای برای امتحان او معرّفی می کند و می فرماید: «و بدانید که اموال و فرزندانتان، وسیله آزمایش اند، و پاداش بزرگ، در نزد خداست».

با این حساب، خداوند، به طور واضح بیان می کند که دارایی و ثروت حقیقی، ایمان و عمل صالح است و می فرماید: «اموال و فرزندانتان چیزی نیست که شما را در نزد ما مقرّب گرداند، لکن کسانی که ایمان بیاورند و عملی شایسته انجام دهند، در برابر آنچه انجام داده اند، پاداششان دو برابر است و آنان در غرفه های بهشت، آسوده خاطرند».