پدر و مادر در قرآن

احترام به پدر و مادر واجب است.1
((وَبِالْو الِدَیْنِ اِحْساناً)) (بقره /83)
و به پدر و مادر خود احترام کنید
2 ـ به پدر و مادر انفاق کنید.
((قُلْ ما اءَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْو الِدَیْنِ)) (بقره /215)
((بگو، هر خیر و نیکی که انفاق می کنید باید برای پدر و مادر و... باشد))
3 ـ بی احترامی به پدر و مادر حتّی در سالخوردگی ممنوع است.
((وَبـِالْو الِدَیـْنِ إِحـْسانـاً اِمّا یـَبْلُغنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ اءَحَدُهُم ااءَوْ کِلا هُما فَلا تَقُلْ لَهُما اُفٍّ وَلا تَنْهَزْ هُم ا وَقُلْ لَهُم اقُوْلاً کَریماً)) (اسراء/23)
و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی یا هر دو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آن ها وا مدار! وبر آن ها فریاد مزن ! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارنه به آنها بگو!
4 ـ مادر احترامی بیشتر دارد.
((وَوَصَّیْنا الاِْنْسانَ بِو الِدَیْهِ حَمَلَتْهُ اءُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ)) (لقمان 14)
و مـا بـه انـسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم ؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حـمـل کـرد (بـه هـنـگـام بـارداری هـر روز رنـج و نـاراحـتـی تـازه ای را متحمّل می شد.)
5 ـ در چه صورت نباید از پدر و مادر اطاعت کرد؟
((وَاِنْ جـاهـَدَاکَ عـلی اءَنْ تـُشـْرِکَ بی مالَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَصاحِبْهُما فِی الدُّنیا مَعْروُفاً...)) (لقمان /15)
و هـرگـاه آن دو (پـدر و مـادر) تـلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی ، که از آن آگاهی نداری ، ازایشان اطاعت مکن ، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن.
6 ـ دعای فرزند برای قدر دانی از والدین.
((وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَما رَبَّی انی صَغیراً)) (اسراء/24)
و بـگـو: پـروردگـارا! هـمـان گـونـه کـه آن هـا مـرا در کـوچـکـی تـربـیـت کـردنـد، مشمول رحمتشان قرار ده !   

مقام مادر درآیات قرآن

نوع دستورهایی که اسلام به زن و مرد می‏دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی‏دارد، وقتی احترام به پدر و مادر را بازگو می‏کند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و بالاستقلال طرح می‏کند. قرآن کریم می‏فرماید:
(اِمّا یَبلُغَنّ عِندک الکِبَر احَدُهُما او کِلاهما فلا تَقُل لهما اُفٍ و لا تَنهَرهُما و قُل لَهُما قولاٌ کریماٌ) (1)
"اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی «اوف‏» مگو و به آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی." و در جایی دیگر می‏فرماید:
ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت ‏به پدر و مادر فراموش نکند: (و وصّینا الانسانَ بِوالدیهِ احساناٌ) (2)
و انسان را نسبت‏به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم. (وقَضی ربُّک الاّ تعبُدوا الا ایاهُ و بالوالدَینِ احسانا (3)
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان کنید. و در جای دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد می‏کند:
آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است ‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر ومادر را بیان می‏کند وقسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می‏کند فقط برای بیان وظیفه است،
(انِ اشکُر لی و لِوالدیکَ) (4) شکرگزار من و پدر و مادرت باش.
اما با همه این تجلیل‏های مشترک، وقتی می‏خواهد از زحمات پدر و مادر یاد کند، از زحمت مادر سخن می‏گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که می‏فرماید:
(و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه کرهاٌ و وضَعته کرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) (5)
زحمات سی ماهه مادر را می‏شمارد، که: دوران بارداری، زایمان، و دوران شیرخوارگی برای مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر می‏کند. قرآن کریم به هنگام یادآوری زحمات حتی اشاره‏ای هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.
بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است ‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر و مادر را بیان می‏کند و قسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می‏کند فقط برای بیان وظیفه است، نظیر:
(وعلی المولودِ له رزقُهُنَّ و کِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف) (6)
خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.
ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل و بیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر می‏کند.  

پی‏نوشت :

1- اسراء، 23.
2- احقاف، 15.
3- اسراء، 23.
4- لقمان، 14.
5- احقاف، 15.
6- بقره، 233.

فرهنگ نماز در سیره امام رضا(ع)

نوشته‏ای را كه در پیش رو دارید، می‏كوشد بازتاب زیبای این ارمغان ملكوتی را در سیره و سخن امام رضا(ع) به نظاره بنشیند و با كلمات و رهنمودهای آن رهبر الهی جلوه‏های زیبای نماز را درهم آمیزد.

ین سخن را نیز ناگفته نگذاریم كه بر هر مسلمان وظیفه‏شناس و عاشق الهی شایسته است كه این گفتار نبوی(ص) را نصب العین خود قرار دهد كه: آن حضرت حضور قلب در نماز و احساس لذت از آنرا اینگونه توصیف كرده است: «یا اباذر! جعل اللّه جلّ ثناۆه قرّة عینی فی الصّلاة و حبّب الیّ الصلاة كما حبّب الی الجائع الطّعام و الی الظمآن الماء و انّ الجائع اذا اكل شبع و انّ الظمآن اذا شرب روی و انا لااشبع من الصّلاة؛(1)

ای اباذر! خداوند ـ جل ثناۆه ـ نور دیده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان كه غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب انسان تشنه قرار داده است (امّا با این تفاوت) كه گرسنه هرگاه غذا بخورد سیر می‏شود و تشنه هرگاه آب بنوشد سیراب می‏شود امّا من از نماز سیر نمی‏شوم.»

برترین عمل

فرهنگ نماز در سیره امام رضا(ع)از منظر امام رضا(ع) هیچ عملی برتر و ارزشمندتر از نماز نیست، چرا كه بهترین و میانبرترین راه برای رسیدن به قرب الهی است. امام رضا(ع) همواره می‏فرمود: «الصّلاة قربان كل تقیٍّ؛(2) نماز هر انسان پارسائی را به خداوند نزدیك می‏كند.» به همین جهت آن حضرت به ابراهیم بن موسی فرمود: «لاتۆخرنّ الصّلوة عن اوّل وقتها الی آخر وقتها من غیر علّةٍ علیك، ابدأ باوّل الوقت؛(3) انجام نماز را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع كن!»

امام هشتم(ع) خود نیز چنین بود و به هیچ قیمتی فضیلت نماز اول وقت را از دست نمی‏داد حتی در مهمترین جلسات سیاسی و علمی امام به نماز اول وقت اهمیت می‏داد. روایت

زیر نشانگر این واقعیت است:

به دستور مأمون، علمای برجسته از فرقه‏های گوناگون در مجالس مناظره حاضر می‏شدند و امام رضا(ع) با آن‏ها مناظره و بحث می‏كرد. در یكی از مجالس «عمران صابی» كه از دانشمندان بزرگ بود، در مجلس حاضر شد و درباره توحید با امام رضا(ع) وارد گفتگو گردید در آن جلسه امام سۆالهای او را با حوصله، متانت، استدلالهای قطعی و روشن پاسخ داده و او را به سوی توحید متمایل كرده بود هنگامی كه بحث و مناظره به اوج خود رسید و چیزی به تحول درونی آن دانشمند زبردست صابئین(4) نمانده بود حضرت رضا(ع) احساس كرد وقت اذان ظهر و هنگام نماز است. امام(ع) به مأمون فرمود: «الصّلاة قد حضرت؛ وقت نماز فرا رسید.»

عمران صابی كه به حقایقی دست یافته و از دریای دانش سرشار امام هشتم(ع) بهره‏هائی برده بود با التماس گفت: «یا سیّدی! لاتقطع علیّ مسألتی فقد رقّ قلبی؛ آقای من! گفتگو و پاسخهای خویش را قطع نكن دل من آماده پذیرش سخنان شما است.

امّا حضرت رضا(ع) تحت تأثیر سخنان عاطفی و احساس برانگیز او قرار نگرفت و فرمود: عیبی ندارد نماز را می‏خوانیم و دوباره به گفتگو ادامه خواهیم داد.

در این حال امام و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند حضرت بعد از اقامه نماز دوباره به گفتگو ادامه داده و پاسخ‏های روشنگرانه خویش را ارائه نمود.(5)

با توجه به این روایت كه در كتابهای معتبر روائی و تاریخی آمده است برای اقامه نماز در اول وقت هیچگونه عذری را برای افراد عادی و مسئولین حكومت اسلامی باقی نمی‏گذارد و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشی كرده و به بهانه‏های مختلف آنرا سهل بشمارند.

ادامه نوشته

در قرآن زن برتر است یا مرد؟

در قرآن یکی از پر بحث ترین آیات، آیه 34 سوره نساء است که خداوند در این آیات در مورد مسائل خانوادگی و زناشویی صحبت می کند ، در این آیه آمده الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلیَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلیَ‏ بَعْضٍ وَ بِمَا اَنفَقُواْ مِنْ اَمْوَلِهِم یعنی: مردان بر زنان قیمومیت و سرپرستی دارند، به خاطر اینکه خدا بعضی را بر بعضی برتری داده، و به خاطر این که مردان از مال خود نفقه زنان و مهریه آنان را می‏دهند‏ (ترجمه المیزان)
حال سوال پیش می آید که این آیه چه چیزی می گوید؟ آیا اینکه خداوند گفته ما بعضی را نسبت به بعض دیگر برتری دادیم بمعنی اینست که زن و مرد در انسانیت متفاوتند و مرد بالاتر از زن است ؟! اگر این باشد که می شود بی عدالتی و ظلم و خداوند هم که عادل است و ظالم نیست چون ظالم ، ظلم می کند برای اینکه به هدفش بزور برسد حال آنکه خداوند احتیاج به چنین چیزی ندارد پس جریان این آیه چیست؟

قدر مسلم اینست که در زنان صفاتی هست که در مردان نیست و در مردان صفاتی ست که در زنان نیست . بعضی از صفات زنان آنها را در بعضی کارها بالاتر از مردان قرار می دهد و همین صفات ،زنان را در بعضی کارها پایین تر . در مردان هم صفاتی هست که در بعضی کارها آنان را بالاتر و سرپرست و در بعضی کارها آنان را پایین تر و مطیع قرار می دهد. برای مثال اکثر مردان از قدرت بدنی بیشتری نسبت به زنان برخوردارند این قدرت بدنی باعث می شود مرد در جامعه هم از امنیت بیشتری برخوردار باشد و هم اینکه در مقابل سختی ها و فشارهای جسمی پایدار تر است. در نتیجه این باعث برتری مرد نسبت به زن شد! حال آنکه اگر همین صفت (قدرت بدنی) را بیاوریم و در مورد تربیت فرزندان یا معلمی و آموزش قرار دهیم هیچ ارزشی ندارد! یا مثلا در زنان صفت عاطفه و محبت و احساس بیشتر از مردان است . این صفت باعث می شود زن در تربیت فرزند و یا معلمی و یا در ایجاد علاقه در دیگران نسبت به مرد یا پسر برتری داشته باشد ولی این احساس و یا این عواطف در کارهایی مثل قضاوت و یا بعضی از محیطهای جامعه ممکن است اثر سوء داشته باشد!
در نتیجه زنان را بر مردان برتری ست در بعضی موارد و مردان را بر زنان برتری ست در بعضی چیزها.
اما یک سوال جدید چرا خداوند در آیه این را نگفته؟ و به برتری مردان بر زنان اکتفا کرده؟
جواب این سوال بسیار ساده است. زیرا خداوند در این آیه در مورد خانواده و سرپرستی خانواده صحبت می کند و می خواهد نظرش را در مورد سرپرست خانواده بگوید بخاطر همین مسئله برتری مردان به زنان را مطرح کرده و مسئله برتری زنان به مردان را در بعض امور مطرح نکرده چون اصلا موضوعیتی هم نداشت. اما در جای دیگر که موضوع بحث برتری انسانها ست صریحا بیان می کند: إِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ اَتْقاکُمْ یعنی همانا برترین و والاترین شما انسانها نزد خدا با تقوی ترین شماست و نگفته برترین شما انسانها مردترین شماست! و نگفته برترین انسانها زن ترین شماست بلکه معیار را تقوی قرار داده بنابراین معیار برتری در اسلام فقط تقوی ست .نه آخوند بودن و نه مرد بودن و نه زن بودن!
و معیار برتری در جامعه برای مرد و زن صفات آنهاست و صفات آنها هم متفاوت است و تفاوتی که باعث تبعیض نشود ظلم نیست. و این صفات است که باعث می شود مرد در بعضی امور مثل مدیریت خانواده در بیرون از خانه قیم باشد و زن در چیزهایی مثل مدیریت خانه برتر ، و یا مرد در کارگری برتر باشد و زن در دبیری و معلمی و آموزش ، اینها تبعیض و ظلم نیست بلکه تفاوت است.

این سخن را از پیمبرآورده اند، مومنان آیینه یکدیگرند

کل حدیث سه کلمه است اما یک دنیا حرف دارد. پیامبر اکرم)ص( فرموده اند: «المُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِن ؛»
مؤمن آیینه ي مؤمن است.
اما آیینه چه ویژگی هایی دارد؟
1. عیب و ایراد و آلودگی ها را نشان می دهد.
2. در کنار عیب ها، زیبایی ها را نیز نشان می دهد.
3. عیب را رو در رو می گوید.
4. عیب را بزرگ نمی کند. به همان اندازه که هست نشان می دهد.
5. عیب را بی سر و صدا می گوید و آبروریزی به راه نمی اندازد: مخلص آن شوم که عیبم را، همچوآینه رو
به رو گوید، نه که چون شانه با هزار زبان، پشت سررفته مو به مو گوید
6. چون صاف است می تواند عیب را بگوید. کینه و غرضی ندارد. اگر آیینه کثیف باشد، عیب های خودش
را هم به شما تحمیل خواهد کرد. به قول شاعر: آینه ات دانی چرا غمّاز نیست، چو نکه زنگار از رخش ممتاز
نیست
7. برایش هم هي مردم یکسانند. برایش تفاوتی ندارد که اهل شهري یا روستا. باسوادی یا بی سواد و... .
8. حتی اگر بشکند، دست بردار نیست و هر قطعه از آینه هاي شکسته، کار خودش را می کند.
9. اگر روي آینه گرد و غبار بنشیند، دیگر عیب را نشان نمی دهد.
10 . عیب راخوب نشان می دهد و اهل تملق و چابلوسی نیست: ای غزالی گریزم ازیاری، که اگربدکنم
نکوگوید
11 . پس از بیان عیوب، از کسی توقع تشکر ندارد.
12 . عیوب ظاهری شخص را می گوید و در زندگی خصوصی او تجسس نمی کند
13 . پس از بیان عیب بلافاصله آن را فراموش می کند.
فردی که مقابل آینه می ایستد نیز باید برخی موارد را رعایت کند:
1. هیچگاه کسی از عیب گویی آینه ناراحت و عصبانی نمی شود. امام صادق)ع( می فرمایند: «دوست ترین
برادرانم نسبت به من کسانی هستندکه عیبم را به من هدیه دهند »
2. انسان هرچه به آینه نزدیکتر باشد، عیب و حسن خود را بهتر می تواند تشخیص دهد.
3. انسان چون عیب خود را دید آینه را نمی شکند: عیب تو چون آینه بنمود راست، خود شکن آیینه
شکستن خطا است
4. انسان، خودش خواهان دانستن عیوب خود از طریق آینه است.
5. انسان، بعد از فهمیدن عیوبش، سعی می کند تا آ نها را اصلاح کند.

بعضی‌ها بیرون خانه، تیپ می‌زنند ولی برای همسرشان تیپ نمی‌زنند!

بعضی‌ها وقتی می‌خواهند از خانه بیرون بروند، حسابی تیپ می‌زنند ولی در خانه و جلوی همسرشان اصلاً به سر و وضع ظاهری‌ خود اهمیت نمی‌دهند. از این‌ها باید پرسید: «شما که موقع بیرون رفتن این‌طور خود را آراسته می‌کنید، چرا در خانۀ خودتان تیپ نمی‌زنید؟!» این مسأله هم در مورد خانم‌ها مطرح است و هم در مورد آقایان. حضرت امام(ره) در خانه هم، زیرجامۀ خودشان را اتو می‌کردند و می‌پوشیدند. امام محمد باقر(ع) می‌فرماید: «همان‌طور که مردها دوست دارند همسرشان پیش آنها تزیین کند، زن‌ها نیز دوست دارند، شوهرشان پیش آنها تزیین کند؛ النِّسَاءُ یُحْبِبْنَ أَنْ یَرَیْنَ الرَّجُلَ فِی مِثْلِ مَا یُحِبُّ الرَّجُلُ أَنْ یَرَى فِیهِ النِّسَاءَ مِنَ الزِّینَة»(مکارم الاخلاق/ص80) البته آرایش مرد در خانه، با آرایش زن فرق دارد. مثلاً برخی روانشناس‌ها بررسی کرده‌اند که یکی از اولین مواردی که خانم‌ها در ظاهر شوهرشان به آن توجه دارند، خطِ اتوی لباس مرد است.

  • یکی از دوستان امام باقر(ع) که به خانۀ ایشان آمده بود، دید لباسی که حضرت در داخل خانه پوشیده‌اند رنگِ خاص و خیلی متفاوتی دارد. حضرت وقتی دید که او تعجب کرده است، فرمود: این لباس را پوشیده‌ام به خاطر اینکه همسرم این‌طوری دوست دارد. (دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع وَ عَلَیْهِ مِلْحَفَةٌ حَمْرَاءُ شَدِیدَةُ الْحُمْرَةِ فَتَبَسَّمْتُ حِینَ دَخَلْتُ فَقَالَ کَأَنِّی أَعْلَمُ لِمَ ضَحِکْتَ ضَحِکْتَ مِنْ هَذَا الثَّوْبِ الَّذِی هُوَ عَلَیَّ إِنَّ الثَّقَفِیَّةَ أَکْرَهَتْنِی عَلَیْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَکْرَهَتْنِی عَلَى لُبْسِهَا؛ کافی/6/447) اینکه خانم‌ها برای شوهر خودشان آرایش کنند و برای خیابان آرایش نکنند بحث مفصلی دارد که در اینجا به آن نمی‌پردازیم. اما بعضی‌ها که احساس کمبود توجه دارند وقتی بیرون خانه می‌روند خودشان را آرایش می‌کنند غافل از اینکه کمبود توجه آنها به این روش جبران نمی‌شود. مانند کسی که سوار ماشین شده و مدام بوق می‌زند تا توجه دیگران را به خودش جلب کند. اینها اگر از نظر روحی احساس کمبود توجه نداشتند، نیاز پیدا نمی‌کردند خودشان را برای دیگران تزیین کنند. این‌قبیل افراد احتمالاً در یک خانوادۀ خوب تربیت نشده‌اند چون یکی از مختصات خانوادۀ خوب این است که انسان را از نظر محبت و توجه، لبریز می‌کند. اگر در یک خانوادۀ خوب بزرگ شده بودند، نیاز به توجه و محبت دیگران نداشتند، و سعی نمی‌کردند با جلب توجه دیگران ذهن کسی را درگیر و مشغول خودشان کنند.
  • منبع: بیان معنوی(دفتر نشر آثار و اندیشه های حجت السلام علیرضا پناهیان)
  • مصحف فاطمه کیست؟

    گاهي علما و دانشمندان اهل سنت ، از مصحف فاطمه سراغ مي گيرند و تصوّر مي کنند که مصحب به معناي قرآن است و دخت گرامي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله ) قرآن خاصي داشته که با اين قرآن متفاوت بوده است!

    فاطمهبايد يادآور شويم که واژه « صحف » در قرآن به معناي مطلق کتاب آمده است ، چنان که مي فرمايد :

    ـ { وَإذَا الصُّحُفُ نُشِرَت } . ( 1 )

    « آنگاه که نامه هاي اعمال منتشر گردد . »

    ـ { إنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الأولي * صُحُفِ إبراهِيمَ وَ مُوسي } . ( 2 )

    « اين ، در صحيفه هاي نخستين ، در کتاب ابراهيم و موسي است . »

    و همچنين « مصحف » نيز از همين ماده اخذ شده و به معناي دفتر يا کتابِ جلد شده به کار مي رفت و در صدر اسلام حتي پس از درگذشت پيامبر ، « مصحف » نام قرآن نبود بلکه هر کتاب مجلّدي را مصحف مي ناميدند .

    ابن ابي داود سجستاني در باب گردآوري قرآن ، در مصحفي از محمد بن سيرين نقل مي کند : وقتي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله )

    درگذشت ، علي ( عليه السلام ) سوگند يادکرد : « عبايي بردوش نکنم مگر اين که قرآن را در مصحفي گردآورم » ؛ ( اقسم عليٌّ علي أن لا يرتدي الردي إلاّ لجمعة حتّي يجمع القرآن في مصحف ) .

    ادامه نوشته

    ضرورت سبک گزینی و احیا اصول زندگی دینی

    دنیا در پی الگوسازی و الگو آفرینی است، لکن ما مسلمانان نیاز به الگو سازی نداریم، چرا که از بهترین الگوها برخورداریم. ترسیم الگوی خانواده اسلامی- ایرانی. و قرآن کریم بهترین الگو را معرفی و فرموده است:
    لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا؛ مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آن ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند. (احزاب /۲۱)
    از نظر اسلام بهترین الگو، بلکه الگوی منحصرکسی است که کامل و بی نقص باشد و تجلی احکام الهی را بتوان در رفتار وی مشاهده کرد. به عبارت دیگر، کسی شایسته الگو شدن است که تجسم قرآن کریم باشد و همانا این شخصیت بی همتا، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) است. او که به فرموده قرآن کریم صاحب خلق عظیم است: وَ اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ ؛ و تو ای پیامبر برقله اخلاق و کرامت قرار داری. ( قلم، آیه۴)
    رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و خاندان مطهرش قرآن مجسم هستند. شخصی به نام «سعد بن هشام» روایت کرده است " به دیدار همسر پیامبر رفتم و از اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم او گفت آیا تو قرآن نمی خوانی؟ گفتم چرا. گفت اخلاق رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، قرآنی است" بنابراین، ما برای طراحی و تبیین سبک زندگی خانوادگی به سیره عملی پیامبر مهربان اسلام رجوع می کنیم، زیرا خدای حیات آفرین فرمود
    : وَمَا آَتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ؛ آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید و اجرا کنید و آنچه نهی کرده خودداری نمایید.
    نخستین سنگ بنای نهاد مقدس خانواده، با پیوند زن و مرد آغاز می شود و در نتیجه، اولین مسئولیت نیز از همین پیوند و رابطه شکل می گیرد. زن و شوهر به محض پیوند مشترک، مسئولیت هایی برایشان به وجود می آید که اگر به درستی عمل کنند، محیط خانواده و در نتیجه اجتماع، یکپارچه لبریز صفا و صمیمیت می شود و رنگ معنویت می گیرد.
    مقصود از همسرداری، مفهوم عام آن یعنی زن داری و شوهرداری است، بنابراین محتوای این نوشتار، منشوری برای همه زن و شوهرها به ویژه برای زوجین جوانی است که تازه تشکیل خانواده داده و در این وادی فاقد تجربه هستند.

    تکنیک های مقابله با خشم از نگاه اسلام

    خشونت و عصبانیت یکی از نشانه های ضعف ایمان و عقیده است، بر خلاف شجاعت که نشانه ی قوت ایمان و عقیده می باشد غضب از صفات بسیار زشت شیطانی است، که این دو نیرو می تواند آدمی را در زمره حیوانات درنده و دیگری می تواند طعم درجه والای انسانیت را به انسان بچشاند.
    خشنوت در روابط همسران به هرگونه رفتار خشن که موجب آسیب و یا احتمال آسیب های جسمی، روحی و یا روانی همراه گردد اطلاق می شود. با توجه به شرایط زندگی های امروزی و متحمل شدن برخی مشکلات و معضلات اقتصادی و اجتماعی جوامع کنونی در تشدید خشونت را نمی توان کتمان کرد، اما با پرداختن به فضای معنوی می توان به این امر آگاه و تاحدود زیادی تحت کنترل خویش در آورد.
    با توجه به اینکه اسلام دین رحمت و پیامبر عزیزمان رسول مهربانی است، با این وجود اهل بیت (ع) می توانند یکی از بهترین الگوها برای هر شخصی در زندگی باشند. در همین زمینه تأکیدات فراوان از ائمه معصومین (س) به وفور شنیده و یا سراغ داریم، کافی است کمی در عمل و رفتار خود آنها را به کار بریم تا از تاثیر آنها درشیرین تر شدن چرخه زندگی بهره مند شویم.
    درمان را بنا به فراگیری ساده تر به دو بخش تقسیم می کنیم:

    درمان موقت

    1. تلقین آثار خشم: مرتب به خود تلقین نماییم که غضب، دنیا و آخرت را به باد فنا داده و ما را در معرض آتش خشم خدا قرار می دهد، غضب عمر را می کاهد.
    2. مداومت بر ذکر شریف «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» (المحجه البیضاء،ج۵،ص۳۰۷)
    3. تمسک به ذکر شریف «لا حول ولا قوة إلا بالله» (مستدرک الوسائل،ج۱۲،ص۱۵)
    4. فرستادن صلوات بر پیامبر اکرم _ صلی ا...علیه و آله _ (مستدرک الوسائل،ج۱۲،ص۱۵)
    5. سجده کردن: به درگاه خداوند بی همتا سجده کرده و از آن قدرت بی مثال برای فروکش کردن این آتش شیطانی یاری بجوییم.(المحجه البیضاء،ج۵، ص ۳۰۸)
    6. تغییر حالت دادن: در روایات دلنشین معصومین_صلوات ا...علیهم اجمعین، وارد شده که شخص عصبانی اگر نشسته، بایستد و اگر ایستاده، بنشیند و صورت از آن صحنه بر گرداند یا دراز بکشد و یا از محل دور شود و خود را به کار دیگری مشغول سازد.(وسائل الشیعه،کتاب جهاد النفس،حدیث ۸۳۶)
    7. تماس بدنی از طرق لمس: این نوع از درمان مربوط به خویشاوندان محرمی است که انسان نسبت به آنها خشمگین شده است. در این روش آمده که بر بدن شخصی که شما از او به خشم آمده اید دست بزنید و بدن او را لمس نمایید، چرا که از این طریق خشم شما فروکش می نماید و آرام می گیرید.( بحارالانوار،ج۷۰،ص۲۷۲)
    8. وضو گرفتن و غسل کردن: شستن دست و صورت و رساندن آب بر بدن در خاموش نمودن آتش خشم موثر است و در این میان، وضو گرفتن و غسل کردن نقش موثرتری دارد. .( بحارالانوار،ج۷۰،ص۲۷۲)
    هنگامی که یک ظرف آب بر روی آتش است و می جوشد، کافی است یک استکان آب سرد به آن اضافه کنی، از جوش می افتد. اگر آتش خشم به سراغمان آمد و به جوش آمدیم، کافی است کمی آب سرد بر سر و صورت خود زنیم، بی شک خشم ما فروکش خواهد کرد و این سخن پیامبر صلی ا..علیه و آله است که فرمودند: «هرگاه بطور شدید عصبانی و خشمگین هستید، قدری آب به سر و صورت خود بزنید.»

    درمان قطعی

    این نوع درمان نیاز به شناخت و آگاهی یافتن بر اسبابی دارد که قوه غضب را تحریک می کند که از طریق شناسایی این فضاها می توان با کار و بردباری بر آنها چیره شد و این آتش برخاسته از جان را خاموش نمود.

    ۱.حب نفس:

    خود پسندی ریشه ی بسیاری از صفات زشت و ناپسند در انسان است و چون در واقع چون بذری مسموم در قلب آدمی کاشته و محصولی جز میوه تلخ جاه طلبی، تکبر و غرور..اگر جلوی این غده سرطانی گرفته نشود تمام وجود آدمی را فرا می گیرد و در نهایت به هلاکت روح ایمانی او می انجامد. چنین انسانی به شدت برای مقام و منزلت پوشالی و ساختگی خود ارزش قائل است و لذا طبیعی است که برای مال و ثروت و علم و مقام نیز به همین اندازه ارزش قائل باشد، زیرا او مقام و منزلت و بزرگی خود را مرهون همین امور می داند و اگر موقعیت امور یاد شده به خطر بیفتد با جان و دل و با تمام قوا از آن ها دفاع می نماید و به طور غریزی و قهری، قوه غضبش شروع به فعالیت نموده و او را تبدیل به یک فرد خشمگین و عصبانی می نماید.
    بنابراین بر هر مومن خدا باوری لازم و ضروی است که به منظور حفظ ایمان و رهایی از آثار ویرانگر خشم، برای همیشه پا بر روی خواسته ی دل نهاده و حب و نفس را از خانه قلب خویش بیرون نماید.

    ۲. تلقین نمودن عصبانیت به عنوان شجاعت:

    عده ای در اثر جهل و نادانی عصبانیت را جوانمردی و شجاعت می دانند و از خشم و غضبی که از خود به نمایش می گذارند تعریف و تمجید می نمایند و همیشه سعی در حفظ این حالت اشتباه شیطانی (حیوانی) خود دارند، در حالی که میان این دو تعریف و حالت تفاوت های اساسی وجود دارد،انسان غضبناک چون دیوانه ها چراغ عقلش خاموش گشته و بدون ملاحظه عواقب کار افعال زشت و غیر انسانی از او صادر می شود، در حالی که شخص شجاع کارهایش بر اساس عقل است و به هنگام غضب کاملا برخود مسلط بوده و به هیچ وجه از خود افعال زشت و ناپسند صادر نمی کند.

    تدبر در قرآن و عمل به آن

    پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
    من تَعلّم القرآن فلم يَعمل به وآثَرَ عليه حبُّ الدنيا و زينتَها اِستوجَبَ سَخَطَ الله و كانَ في الدرجةِ مع اليهود و النصاري الذين يَنْبِذُون كتاب الله وراءَ ظَهُورِهم.
    كسي كه قرآن را ياد بگيرد و بدان عمل نكند و دوستي دنيا و زينت آن را بر قرآن برگزيند مستحق خشم خداست و با يهوديان و مسيحيان، كه كتاب خدا را پشت سر مي اندازند، در يک درجه خواهد بود.
    وسائل الشيعة، ج 6، ص 183

    الگوهای خانواده در قرآن

    اسلام در روش تربیتی خود ؛انسانها را به الگوها ونمونه هاتی برتر توجه می دهد.در واقع تأثیر الگوها در ساخته شدن فرد وجامعه برکسی پوشیده نیست وهر خانوداه ای که می تواند برای ایجاد آرامش وموفقیت در زندگی به این الگوها ونمونه ها توجه ویژه داشته باشد. که یک نمونه از خانواده ای برتر در قرآن خاندان حضرت ابراهیم(ع)است.

    خداوند در آیه33و34سوره مبارکه آل عمران به برگزیده بودن این خاندان اشاره فرموده است.

    «انّ الله اصطفی آدم ونوحا وال ابراهیم وال عمران علی العالمین *ذریه بعضها من بعض والله سمیع علیم»

    خداوند آدم ابوالبشر ونوح آل ابراهیم وآل عمران را برجهانیان برتری داد.خاندان ودودمانی که برخی از برخی دیگر نشأت گرفته وبا هم دارای پیوند وارتباط بودند وخداوند شنوای دانا است.

    و در آیه 72 سوره مبارکه انبیاء«ووهبنا له اسحق ویعقوب نافله وکلا جعلنا صالحین»به یکی از مهمترین مواهب خدا به ابراهیم(ع)که داشتن فرزندی صالح ونسلی برومند وشایسته است اشاره کرده و می فرماید:ما به او اسحاق را بخشیدیم ویعقوب فرزند اسحاق را به او افزودیم وهمه آنها را مردانی صالح وشایسته ومفید قرار دادیم.

    یک نمونه دیگر از خانواده های برتر در قرآن کریم خاندان حضرت مریم(س)است که قرآن از این خاندان به عنوان آل عمران یاد می کند.حضرت مریم وپدر ومادرش یکی از خانواده ای برگزیده وبرتر به جهانیان معرفی شده اند. آن حضرت دست پرورده مادری است که طبق آیه 35 سوره مبارکه آل عمران«اذ قالت امرات عمران رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم»فرزند خودرا به پناه خدا سپرد وخدمتگزار صومعه قرار داد.پس پروردگارش اورابا حسن قبول پذیرا شد واورا به تربیتی نیکو پرورش داد.

    و مادر فرزندی است که خداوند بشارت داد که در دنیا وآخرت آبرومند واز مقربان در گاه خداوند باشد وبا خلق در گهواره سخن گوید«اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم وجیها فی الدنیا والاخره ومن المقربین*ویکلم الناس فی المهد وکهلا ومن الصالحین» (آل عمران/45-44

    جایگاه خانواده در اسلام

    خانواده در اسلام کانون عبودیت پروردگار است واسلام اساس خانواده را بر مودت ورحمت می داند وبرحفظ وتشکیل آن تأکید زیادی دارد.مثلاً در این آیه 32 سوره مبارکه نور در مورد اهمیت تشکیل خانواده می فرماید«وانکحوا الأیامی منکم والصالحین من عبادکم وامائکم إن یکونوا فقراءَ یغنهم الله من فضله والله واسع علیم»

    در محیط خانواده ؛فرزند نیاز تکوینی ومستقیم خود را به پدر ومادر تأمین می کند وزن وشوهر نیاز جنسی وعاطفی خود را به وسیله یکدیگر برطرف می کنند.

    اسلام برای خانواده از ابتدای تشکیل آن برنامه ویژه ای دارد .نحوه معاشرت اعضای خانواده؛روابط والدین وفرزندان هریک دستورات خاصی دارد.

    از دید اسلام اساس زندگی خانوادگی برمحبت وعشق بنا شده است.خدواند در قرآن در آیه 21 سوره مبارکه روم می فرماید:

    « ومن ایاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل بینکم موده ورحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون»

    و از نشانه هی او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا درکنار انان آرامش یابید؛ومیانتان مودت ورحمت قرار داد در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.

    هدف خداوند از بیان آیه این است که میان دو همسر مودت ومهر ومحبت برقرار باشد ودر کنار هم احساس آرامش کنند .بنابراین اصل در زندگی خانوادگی وجود فضایی آرام ومحبت آمیز است .زن وشوهر باید سعی کنند که در محیط خانواده؛میان اعضاءآرامش به وجود آید وروز به روز ؛عواطف ومحبتشان به هم بیش تر شود.

    یک فرمول ریاضی برای پیدا کردن اول هر جزء قرآن

    آیا می خواهید بدانید اول هر جزء درکدام صفحه از قرآن كريم وجود دارد؟
    اگر از کسی بپرسیم شماره صفحه ای که جزء نهم با آن شروع می شود چند است؟
    خیلی آسان است جزء نهم یعنی شماره 9 ،
    1 را از 9 کم می کنیم می شود 8

    8 را در 2 ضرب می کنیم می شود 16
    سپس شماره 2 را به سمت راست شماره 16 اضافه می کنیم که می شود 162
    این شماره همان صفحه ای است که جزء نهم با آن شروع می شود

    برای شما مثال دیگری می زنیم:
    مثلآ برای پیدا کردن صفحه آغازین جزء بیست ویکم
    21منهای 1 = 20
    20 ضرب 2 = 40
    شماره دو را به سمت راست 40 اضافه می کنیم می شود: 402
    پس جزء بیست ویکم در صفحه 402 واقع است .

    بیشتر تمرین کنید تا بیشتر بدانید

    فضیلت و خواص سوره "ق"

    ق و نام دیگرش «باسقات» پنجاهمین سوره قرآن است كه مكی و 45 آیه دارد.
    گفته اند كه در هیچ خانه ای هر روز تلاوت سوره «ق» نمی شود مگر آن كه صاحب آن خانه همیشه با دولت و عزت و سعادت و كرامت بوده باشد و از ذلت محفوظ می ماند. 1
    از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده: هر كس سوره «ق» را قرائت كند خداوند سختی ها و سكرات مرگ را بر وی آسان می كند. 2
    از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است: هر كس در نمازهای واجب و یا مستحب خود سوره «ق» را قرائت نماید خداوند در روزی او، وسعت ایجاد كرده و در روز قیامت كتاب اعمال او را به دست راستش داده و از او به آسانی حسابرسی می كند.3

    آثار و بركات سوره


    1) بهبود بیماری صرع
    از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: اگر این سوره را بنویسند و بر كسی كه دچار حمله صرع شده بیاویزند به هوش آید...4

    2) زیاد شدن شیر در زن شیرده
    از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده: ...اگر نوشته این سوره را به همراه زنی كه شیرش كم است قرار دهند شیر او زیاد می شود.
    هم چنین آمده كه برای زیاد شدن شیر این سوره را در ظرفی بنویسند و پس از شستن آن، زن كم شیر از آن آب بنوشد.5

    3) زیاد شدن روزی
    جهت وسعت رزق و روزی سه بار رو به قبله بخواند اثری عجیب دارد. 6

    4) رفع ترس و اضطراب
    جهت برطرف شدن ترس و دلهره بنویسند و با آب باران بشویند و از آن آب بنوشند. 7

    ختومات مجرب
    1) برای دولت و گشایش كارها باید این آیه را 350 مرتبه بخواند كه از مجربات است. 8
    «قل ان الفضل بیدالله یؤتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم»
    2) برای زیاد شدن روزی و عزیز شدن روزی 15 مرتبه این آیه را بخواند.
    «یا الله المحمود فی كل فعاله» 9

    منبع : پایگاه اینترنتی انهار
    بصیرت _گروه دین و اندیشه تبیان

    دانلود رایگان نرم افزار آموزش تصویری تجوید قرآن کریم

    دانلود رایگان نرم افزار آموزش تصویری تجوید قرآن کریم : وبلاگ قرآنی این نرم افزار را برای شما آماده کرده است. در این نرم افزار اسلامی شما آموزش صحیح تجوید و تلفظ قرآن را خواهید آموخت . قابل ذکر است که این نرم افزار تقریبا ۲۶۰ مگابایت می باشد. برای دانلود به ادامه مطلب بروید .

    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند : هـیـچ زن و مرد مؤمنى از آزاده و برده نیست، مگر اینکه از طرف خداوند بر او حق واجبى است و آن این است که باید (به اندازه توانش ) قرآن بیاموزد.  

     قصد داریم در راستای اعتلای فرهنگ قرآن کریم دست به کار آموزش این کتاب زندگی ساز شویم. بنابراین قدم دوم را به آموزش تجوید قرآن مجید اختصاص دادیم.این مجموعه بصورت متحرک سازی شده و به شیوه ای جذاب ،تجوید مقدماتی قرآن کریم را در ۱۰ جلسه به شما آموزش می دهد.

     عناوین این آموزش:
    -مقدمه
    -صفات اصلی
    -صفات فرعی
    -روشهای قرائت قرآن
    -ادغام
    -احکام نون ساکنه و تنوین
    -احکام میم ساکنه
    -احکام غنه
    -احکام مد و قصر
    -وقف و ابتدا

    dl3erat دانلود رایگان نرم افزار آموزش تصویری تجوید قرآن کریم

    دانلود نرم افزار آموزش تصویری تجوید

    سایت منبع : راسخون

    نفس کشیدن برای تلاوت قرآن

    کشیدن نفس در وسط تلاوت آیه قرآن حرام شرعی نیست ولی به نظر می رسد که از لحاظ فنی قبیح باشد.

    یکی از دلایل وجود علایم وقف در آیات توجه به سرعت قاری و توانایی وی در رساندن نفس خود به جای مطلوب از لحاظ معنا است، ولی وجود علایم وقف موجود در قرآن های امروز بیشتر با توجه به تلاوت قرآن به شیوه ترتیل بوده است.

    زیرا در تلاوت قرآن در شیوه ترتیل سرعت قاری تندتر است و امکان خواندن آیات طولانی را بیشتر دارد در حالی که خواندن قرآن به شیوه تحقیق یا همان قرائت دارای سرعت کمتری است از این رو قاری قرآن ممکن است با کمبود نفس مواجه شود.

    عدم کنترل اضطراب و ضربان قلب بالا به شدت روی کم شدن نفس مؤثر است و همچنین منقبض کردن ماهیچه ها و بدن در هنگام تلاوت باعث مصرف انرژی مضاعف شده و نفس قاری را کم می کند

    شیوه نفس گیری صحیح

    یکی از نکات مهم در نفس گیری ورود هوا به شش ها در هنگام تلاوت قرآن است که باید توسط پرده دیافراگم صورت پذیرد و نباید هوایی که وارد شش ها می شود از طریق سینه ها باشد زیرا به سرعت در هنگام تلاوت نفس تمام می شود.

    به طور دقیق تر آن نفس گیری ای صحیح است که در هنگام پر کردن شش ها شکم جلو بیاید که این همان نفس گیری دیافراگمی است.

    بهترین راه ورود هوا از بینی است زیرا هوای ورودی به شش ها بدون وجود غبار وارد می شود و در اثر عبور از تارهای صوتی آن را مرطوب می کند در حالی که اگر هوا از راه دهان وارد شود شود ممکن است که تارهای صوتی را خشک کند.

    نکته دیگر در این موضوع نفس گیری به صورت کاملا آرام به طوری که صدای کشیدن نفس شنیده نشود باید انجام شود. موضوعی که در مسابقات قرآن به عنوان نمره منفی از شرکت کنندگان کسر نمره می شود.

    در هنگام تلاوت قرآن قاری نباید به صورت خمیده بنشیند و قرآن بخواند بلکه بدن او کاملا صاف باید باشد تا فشاری بر روی شش ها نیاید.

    راه های زیاد شدن نفس

    از ورزش های مهم در زیاد شدن نفس شنا و دویدن به صورت مداوم است که به طور خارق العاده ای نفس را زیاد می کند.

    از دیگر تمرینات زیاد کردن دم و بازدم است. به طوری که فرد سعی کند زمان کشیدن نفس خود را زیاد کند و از طرفی همین کار را در هنگام خالی کردن نفس انجام دهد.

    از دیگر کارها تقویت پرده دیافراگم با انجام تمرینات فیزیکی است زیرا یکی از راه های نفس گیری مطلوب از طریق همین پرده صورت می پذیرد.

    نکته بسیار مهم این است که گاهی افراد دارای نفس خوبی هستند ولی طریقه مصرف آن را به صورت درست انجام نمی‌دهند.

    برای مثال گاهی عدم استفاده صحیح از صوت و خروج نامناسب صوت دلیل هدر رفتن نفس در هنگام تلاوت قرآن می شود.

    و از همه مهمتر عدم کنترل اضطراب و ضربان قلب بالا به شدت روی کم شدن نفس مؤثر است و همچنین منقبض کردن ماهیچه ها و بدن در هنگام تلاوت باعث مصرف انرژی مضاعف شده و نفس قاری را کم می کند.

    بخش قرآن تبیان

    پنج تکنیک قرآنی برای رهایی از غم

    تکنیک برای رهایی از غم و اندوه که در قرآن آمده:


    http://img.webmd.boots.com/dtmcms/live/webmd_uk/consumer_assets/site_images/rich_media_quiz/topic/rmq_moods/thinkstock_rf_photo_of_happy_sad_faces.jpg

    تکنیک1 : ایمان و عمل صالح

    نه ایمان به تنهایی می تواند آرامش را در زندگی انسان حکم فرما کند و نه عمل صالح بدون ایمان به خداوند متعال چرا که این دو مانند دو بال مهم برای پرواز قلمداد می شوند و بدون وجود هر کدام مسیر زندگی انسان به سمت سقوط و هلاکت جلو می رود.

    به همین جهت خداوند متعال ،افرادی را که در زندگی آنها دو بال ایمان و عمل صالح وجود داشته باشد را افرادی معرفی می کند که نه ترسی در زندگی آنها وجود دارد و نه غم و اندوهی دیده می شود:

    سوره بقره 62

    (( إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ))

    (( به یقین کسانى که (به اسلام) ایمان آورده‏ اند و کسانى که یهودى شده ‏اند و نصارى و صابئین (پیروان نوح یا یحیى)، هر یک (از این گروه‏ها که در عصر پیامبر خود) به خدا و روز واپسین ایمان آورده و عمل شایسته انجام داده باشند، آنها را اجرى درخور حالشان در نزد پروردگارشان ثابت است، و نه بیمى بر آنها (در روز قیامت) مى‏رود و نه اندوهگین مى‏شوند.))

    تکنیک 2 : در زندگی تسلیم خداوند بودن

    با نگاه اجمالی به زندگی برخی از افراد می توان مشاهده کرد که هر دستوری از طرف خداوند که مطابق میل و سلیقه آنها باشد، اجرا می کنند و هر توصیه ای که با خصوصیات اخلاقی آنها سازگار نباشد را با بهانه ها و اشکلات و ... ترک می کنند.

    طبق آیات الهی این افراد هیچ گاه نمی‌توانند به یک زندگی توأم با آرامش و بدون هیچ غم و اندوهی دست پیدا کنند چرا که طبق آیات الهی رمز اصلی رسیدن به این زندگی آرمانی، تسلیم همه جانبه در برابر دستورات خداوند متعال است و به عبارتی دیگر معنای اصلی مسلمان نیز همین است، یعنی کسی که در برابر تمام دستورات خداوند مطیع و تسلیم محض باشد:

    سوره بقره 112

    (( بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ))

    (( چرا کسى که تمام وجود خود را تسلیم خدا کند در حالى که (در عمل) نکوکار است، او را پاداشى است درخور مقامش در نزد پروردگار خود، و نه بر آنها بیمى مى‏رود (در آخرت) و نه غمگین مى‏شوند.))

     

    تکنیک 3 : بخشش بدون منت!


    طبق آیات طلایی قرآن مجید دو گروه هیچ گاه به آرامش در زندگی دست پیدا نمی کنند:

    گروه اول: کسانی که نسبت به اموال و سرمایه های خود بخیل هستند و به هیچ وجه کمک و انفاق به دیگران در زندگی آنها دیده نمی شود.

    گروه دوم: کسانی که اهل انفاق هستند اما با منت ها و اذیت و آزارهایی که بعد از بخشش خود دارند انفاق خود را تبدیل به بخششی کاملا بی اثر می‌کنند.

    اما گروهی که هم اهل انفاق هستند و هم منت و آذیت و آزاری از آنها دیده نمی شود ، این گروه گروهی هستند که یک زندگی بدون غم و اندوه و سرشار از آرامش و امنیت را تجربه می کنند:

    سوره بقره 262

    (( الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ))

    (( کسانى که اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏کنند سپس منّت و آزارى (زخم زبانى) به دنبال انفاقشان نمى‏آورند، آنان را در نزد پروردگارشان پاداشى درخور آنهاست، و (در آن جهان) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت ))

    تکنیک 4 : اهمیت به نماز

    سوره بقره 227

    (( إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّکَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ))

    (( همانا کسانى که ایمان آورده و عمل‏هاى شایسته کرده و نماز را به ‏پا داشته و زکات پرداخته‏ اند، براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى در خور شأن آنهاست، و (در آخرت) نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت ))

    تکنیک 5 : استقامت و صبر

    استقامت و صبر در برابر مشکلات نیز یکی دیگر از تکنیک های مهم برای وداع با ناراحتی و غم در زندگی محسوب می شود...

    چنین افرادی با استقامت و صبر و همچنین تلاش برای برطرف کردن مشکلات آنها را پشت سر می گذارند و هرگز اجازه نمی دهند وجود برخی از گرفتاری ها زندگی آنها را تلخ کند:

    سوره احقاف 13

    (( إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ))

    (( محقّقاً کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ایستادگى کردند، بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد))


    خلاصه کلام آنکه امروزه سازمان ها و مراکز مختلف در دنیا با تبلیغات نجومی خود در صدد هدیه دادن دادن یک زندگی بدون دغدغه و غم و اندوه به افراد هستند...

    غافل از آنکه در آیات الهی و نسخه های طلایی قرآن مجید برای موفقیت تکنیک هایی بیان شده است که هرکدام می تواند زندگی ما را متحول کند و ادامه زندگی را برای ما از آنچه هست لذت بخش تر کند.

    به امید مانوس کردن خودمان با قرآن و آیات الهی و پر نکاتش...

    فضیلت و خواص سوره کهف

    کهف؛هیجدهمین سوره قرآن است که مکی و 110 آیه دارد.

    در فضیلت این سوره از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده: هرکس این سوره را در شب جمعه قرائت نماید بین او وخانه خدا و پس از آن نورانی خواهد شد.(1)
    احمد بن هلال از عیسی بن عبدالله از پدرش از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده که فرمودند: «هیچ بنده ای نیست که آیه (قل انّما انا بشر مثلکم... را تا آخر سوره کهف ) بخواند جز اینکه برای او نوری کشیده شود از خوابگاهش تا خانه کعبه و چنانچه خود از اهل حرم است برای او نوریست تا بیت المقدس.(2)
    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرموده اند: «سوره کهف در تورات به نام حائله معروف است، زیرا میان قاری خود و آتش حائل و مانع می شود.»(3)
    در روایت دیگری از ایشان وارد شده است:«آیا به شما خبر ندهم که عظمت آن آسمان و زمین را پر کرده است و کسی که این سوره را بنویسد نیز عظمتی این چنین دارد و هر کس این سوره رادر روز جمعه قرائت نماید خداوند گناهان او را تا جمعه آینده می آمرزد...»(4)
    از امام صادق علیه السلام نقل شده: هر کس سوره کهف را در شب های جمعه قرائت نماید، به مرگ شهادت از دنیا خواهد رفت یا اینکه خداوند او را شهید مبعوث خواهد کرد و در روز قیامت در صف شهدا خواهد بود.(5)
    در روایات متعددی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به قرائت 10 آیه آخر سوره کهف و حفظ کردن آنها سفارش شده است و فرموده اند: هر کس به این سفارش عمل کند از فتنه دجّال در امان خواهد ماند.(6)
    آثار و برکات سوره کهف
    1) جهت ادای قرض
    جهت ادای قرض و رفع فقر این سوره را نوشته و در ظرف شیشه ای که دهانه تنگ دارد قرار دهد و آن را در خانه اشد بگذارد از بدهکاری و فقر راحتی می یابد.(7)
    2) ترس از دزد و بی خوابی
    در حاشیه منهاج سمنانی و تسهیل الدواء از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت شده: که چون کسی در خواب از بیم دزد بترسد و بی خوابی بر او مستولی گردد، آیات(11-12) سوره کهف را بخواند.(8)
    3) درمان درد ساق پا
    از امام صادق نقل شده: برای درمان درد ساق پا (آیه 27 سوره کهف) را 7 مرتبه بخوانید.(9)
    4) بیدار شدن از خواب در ساعت معین
    از امام صادق علیه السلام روایت شده: «هربنده خدایی آخرین آیه سوره کهف را قرائت نماید در هر ساعتی که بخواهد از خواب بیدار می شود.»(10)
    5) ایمن شدن از عقرب گزیدگی
    ثعلبی در تفسیر خود آورده که هر کس درهر شبانه روز بر حضرت نوح علیه السلام به این وجه درود فرستد که «السلام علی نوح فی العالمین» از عقرب در این دنیا و در آن دنیا ضرری به او نرسد(11)
    8) جهت برطرف شدن تب آیات (8-9) این سوره را بنویسد و در زیر سر نهد تبش برطرف شود.(12)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پی نوشت:
    (1)بحارالانوار، ج86، ص313
    (2)درمان با قرآن، ص 53 به نقل از ثواب الاعمال، ص97
    (3)الجامع الصغیر، ج2، ص55
    (4) کنزالعمال، ح2595
    (5) ثواب الاعمال، ص107
    (6) کنزالعمال، ح2591
    (7)المصباح کفعمی، ص455
    (8)طب الائمه، ص36
    (9) همان، ص32
    (10)الکافی، ج2، ص462
    (11) درمان با قرآن، ص54
    (12) همان
    منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی محسن آشتیانی، سید محسن موسوی؛ و درمان با قرآن،محمدرضا کریمی»

    اعمال و فضیلت ماه رجب/ چرا رجب «ماه خدا» نامیده شده است؟

    ماه رجب، ماه ولایت و امامت، ماهی است که رحمت گسترده الهی بر بندگانش جاری می‌شود. رسول خدا (ص) در این خصوص می‌فرماید:

    «الا ان رجب و شعبان شهرای و شهر رمضان شهر امتی الا فمن صام من رجب یوما ایمانا و احتسابا استوجب رضوان الله الاکبر و اطفی صومه فی ذلک الیوم غضب الله و اغلق عنه باب من ابواب النار ولو اعط مثل الارض ذهبا ما کان بافضل من صومه و لایستکمل اجره بشی ء من الدنیا دون الحسنات اذا اخلص لله عزوجل، له اذا امسی عشر دعوات مستجابات».

    هان! ماه رجب و ماه شعبان دو ماه من هستند و ماه رمضان ماه امتم. آگاه باشید، هر که یک روز از ماه رجب را با ایمان و اخلاص روزه بگیرد، مستوجب رضوان بزرگ الهی می‌شود و روزه‌اش در آن روز بی‌گمان خشم خداوند را فرو می‌نشاند و دری از درهای دوزخ را بر روی خویش می‌بندد و اگر به اندازه گستره زمین، زر به او داده شود برتر از روزه‌اش نخواهد بود و پاداش این روزه هرگز با حسنات دنیوی قابل مقایسه نیست جز این که باید اخلاص داشته باشد و برای تقرب به خدای عزوجل انجام داده باشد و همانا شب هنگام، ده دعایش مورد استجابت قرار می‌گیرد.

    در روایت دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود:

    «رجب شهر الله و شعبان شهری و رمضان شهر امتی» ماه رجب، ماه خداست و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است.

    از حضرت سؤال شد: چه معنا دارد سخنت که فرمودی ماه رجب ماه خداست؟ حضرت پاسخ داد: زیرا ماه رجب ویژه آمرزش و مخصوص مغفرت است. در این ماه خونی ریخته نمی‌شود (حتی در جاهلیت نیز ماه رجب جزء ماه های حرام به حساب می‌آمد و جنگ و خونریزی در آن تعطیل می‌شد) و در این ماه، خداوند اولیا و محبانش را مورد آمرزش قرار می‌دهد و توبه‌شان را می‌پذیرد و آنان را از دشمنانشان می‌رهاند. 

    پیامبر اکرم(ص) سپس فرمودند:

    هر که تمام این ماه را روزه بدارد، سه چیز از خدایش دریافت می‌کند:

    1 - آمرزش برای تمام گناهان گذشته‌اش

    2 - مصونیتی برای باقی مانده از عمرش

    3 - ایمنی از تشنگی روز قیامت

    از امام صادق(ع) روایت است که حضرت رسول اکرم( ص) فرمود که: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را «أصب» مى‏‌گویند زیرا که رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

    ادامه نوشته

    حریم خداوند

    عده ای تصور می کنند حجاب برای زن، محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی شوهر برای او ایجاد کرده. در حالی که در بینش قران کریم، حجاب زن تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید از حق خودم صرف نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده  نیست تا اعضای خانواده  رضایت بدهند .
    بلکه حجاب زن، حق الهی است لذا در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین  آنها پرونده را مختومه اعلام می کند اما در اسلام چنین نیست .
    زیرا حرمت زن، نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه حق برادر و  فرزندانش می باشد .
    همه این ها اگر رضایت بدهند قران رضایت نخواهد داد چون {حرمت و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است } یعنی حیثیت زن، حریم خداوند است. خدای سبحان، زن را با سرمایه عاطفه آفریده تا معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد. اگر جامعه ای این درس رقت و عاطفه را ترک کند و به دنبال غریزه و شهوت برود به همان فسادی مبتلا می شود که در غرب ظهور کرده .
    زن به عنوان امین حق الله از نظر قران، مطرح است یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت را خداوند سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده :
                                         این حق مرا به عنوان امانت حفظ کن .(1)

    (1)برگرفته از سخنان آیت الله جوادی آملی

    لباسی برای عبور از صراط

    دست ها را به دور زانوهایمان گره کرده ایم و چانه بر سر زانو گذاشته ایم. این پایین سرد است و ما لباس بر تن نداریم. می گویی: مگر نگفتم او در کمین است؟ مگر نشانتان ندادم آنچه با گذشتگانتان کرد؟

     ما تنها تو را می نگریم. صدا از هنجره ها بیرون نمی آید. عرق سرد بر پیشانی ها نشسته و ما مبهوت گذشته و نگران آینده ایم.دوباره صدایمان می زنی: فرزند آدم! من تو را از مکر دشمنت آگاه کردم. گفتم که او و قبیله اش هر آینه در کمین تواند و منتظر تا تو را همچون پدر و مادرت از بهشت من بیرون کنند. تو در رضوان من بودی و من از بندگی تو راضی. چه شد که کفران نعمت کردی؟!

    در ذهنمان می گذرد که پاسخ دهیم ما او و قبیله اش را ندیدیم که در کمین نشسته اند.

     نگفته تو می گویی: مگر خود به شما نگفتم که او شما را از جایی می نگرد که شما او را نمی بینید.سرها به پایین می اندازیم. می خواهیم گریه کنیم. یاد لباس هایی می افتیم که برایمان فرستادی. اول اولش که در بهشت رضایت تو بودیم لباسی فرستادی تا زشتیهایمان را بپوشاند. بار اول که از تن بیرونش کردیم انگار چیزی در درونمان ریخت. ما که نمی دانستیم چیست. تو خودت گفتی حیاست. گفتی که حیا پرده های توست. مبادا لباس از تن بیرون کنی چرا که پرده هایت می ریزد. بعد دوست داشتی ما را زیبا ببینی. لباس را زینت ما قرار دادی.

    1

    بعد دیدی ما در برابر مکر او که به ما می نگرد ناتوانیم، گفتی بیایید این لباس تقواست. به تن کنید تا از حیله‌اش در امان بمانید. یادمان است آن قدر همیشه در گیر و دار همان لباس اول بودیم که لباس تقوا یادمان رفت. همین شد که از صراط افتادیم. می گفتند عبور از این پل، لباس تقوا می خواهد که ما نداشتیم. رد نشدیم. از پل افتادیم؛ و حال، نشسته ایم آن پایین، پایین صراط، بی لباس، بی زینت و تو را می نگریم.

    یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ (اعراف ،۲۶)یا بَنی آدَمَ لا یَفتِنَنّکُمُ الشَّیطانُ کَما اَخرَجَ اَبَوَیکُم مِنَ الجَنَّهِ یَنزِعُ عَنهُما لِباسَهُما لِیُریَهُما سوآتِهِما اِنَّهُ یَراکُم هُو وَ قَبیلُهُ مِن حَیثُ لا تَرَونَهُم انا جَعَلنا الشَّیاطینَ اولیاءَ لِلَّذینَ لا یومِنون (اعراف،۲۷)

    محدوده ی نگاه به نامحرم

    یکی از بخش های مهم تربیت، تربیت فرزندان است که قرآن در سوره های متعدد و در ضمن بیان سرگذشت انبیا و فرزندان آنان (حضرت نوح، ابراهیم، یعقوب، یوسف و...) به مسائل تربیت فرزند (اهمیت، محور ها، شیوه ها و...) آگاهی داده است.اوج آموزه های قرآن در این زمینه در سوره لقمان است که خداوند متعال به صورت مستقیم محورهای مختلف تربیتی را از زبان لقمان خطاب به فرزندش بیان نموده است.

    پاسخ به دو پرسش قرآنی

     پرسش اول: محدوده ی نگاه به نامحرم از دیدگاه قرآن کریم چیست؟
     آیه ی شریفه ی «قُلْ لِلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ، ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ، إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ» از نحوه ی روابط اجتماعی زن و مرد و نگاه آنان به یکدیگر می گوید. آن‌چه در این زمینه به عنوان دین در لایه های جامعه است ، بیش‌تر تحریفی معنوی از دین است و این آیات با آن فرهنگ عامیانه گری در تعارض است.
     آیه ی شریفه نمی فرماید وقتی مرد نامحرمی زنی را می بیند سر پایین اندازد یا چشم فرو نهد؛ بلکه می فرماید: «یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ»؛ یعنی نگاه تند و تیز به نامحرم نداشته باشید به گونه ای که هرچه بر چهره دارد را با نگاه خود بازیابی کنید، بلکه نگاه شما طبیعی باشد.
     «یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ» مانند امر «وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ»؛ است که می فرماید: و صدایت را آهسته ساز که امر به آهسته نمودن آن است و نه توصیه به قطع صدا و ترک سخن گفتن و سکوت.
     قرآن کریم چنین نگاهی را مۆمنانه و چنین ارتباط و برخوردی را انسانی می داند. خداوند با فراز: «إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ» هشدار می دهد به هر نگاهی آگاه است و نگاه های دزدیده را می داند. نگاه هایی که ممکن است حتی از پشت عینک دودی یا از پشت پوشیه باشد!
     در برخی از روایات آمده است نگاه نخست به نامحرم اشکال ندارد، باید دانست این روایت خطاب به مۆمنان و مخصوص آنان است و نگاه افراد فاسد حتی اولی آن نیز از سر بیماری است.

    خداوند متعال مۆمنان را به دیدن نامحرم مبتلا می کند تا میزان ایمان آنان را بسنجد و معلوم شود آیا با دیدن صحنه ای خود را می بازند یا استوار و محکم می ایستند. البته خداوند برای تربیت جنسی برنامه های ویژه و احکامی دارد که هم اینک کم‌تر به آن پرداخته می شود و جوامع اسلامی در این زمینه درگیر افراط و تفریط های بسیاری هستند که پی‌آمد آن ناآرامی روان آدمی است.

     پرسش دوم: در کجای قرآن به تعلیم و تربیت فرزندان اشاره دارد؟
     یکی از امتیازات و ویژگی های قرآن مجید این است که خود یک کتاب تربیتی است و همه آیات آن به طور مستقیم و غیر مستقیم در مقام تربیت انسان در رده های مختلف سنی، از خردسال تا کهنسال است. گاه این وظیفه خطیر را به صورت مستقیم و گاه به صورت غیر مستقبم بیان کرده است.
     یکی از بخش های مهم تربیت، تربیت فرزندان است که قرآن در سوره های متعدد و در ضمن بیان سرگذشت انبیا و فرزندان آنان (حضرت نوح، ابراهیم، یعقوب، یوسف و...) ، به مسائل تربیت فرزند (اهمیت، محور ها، شیوه ها و...) آگاهی داده است. اوج آموزه های قرآن در این زمینه در سوره لقمان است که خداوند متعال به صورت مستقیم محورهای مختلف تربیتی را از زبان لقمان خطاب به فرزندش بیان نموده است که به بعضی از این آیات اشاره می کنیم:
     1. "وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیم"؛ (لقمان، 13) (به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش- در حالی که او را موعظه می‌کرد- گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.

     2. "یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ"؛ (لقمان، 16) " پسرم! اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگی یا در (گوشه‌ای از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد خداوند دقیق و آگاه است!

     3."یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ"؛ (لقمان، 17) پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش که این از کارهای مهمّ است!
     4. "وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ"؛ (لقمان، 18) (پسرم!) با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغروری را دوست ندارد.
     5. "وَ اقْصِدْ فی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ"؛ (لقمان، 19)(پسرم!) در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‌ترین صداها صدای خران است.
     این بخش کوچکی از آیات تربیتی قرآن است. برای استفاده بیشتر به تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ‌9، ص 244 به بعد مراجعه فرمایید.

    حجاب ؛طراوت بهشت برروی زمین

    http://efafinstitute.ir/UserFile/Photo/bb51f0f4_1a1b_4db3_b228_c5c69e03cd5b.jpg

    نقش «مادری» زن

    جامعه انسانی، نیازمند علل و عواملی است تا گرایش و صفای باطن افراد آن تأمین شود و صرف قوانین و مقررات سیاسی، نظامی، اقتصادی و ... برای این کار، کافی نیست و از طرف دیگر، جوامع کوچک خانوادگی، جامعه بزرگ بشری را می‏سازند، یعنی اعضای خانواده‏های متعدد، عامل تحقق مجتمع رسمی خواهند بود و مادامی که سبب رأفت و گرایش، در بین اعضای خانواده پدید نیاید، به هنگام تشکیل یک مجتمع رسمی، هرگز بین آحاد آن، صفای ضمیر، روح تعاون و پیوند دوستی برقرار نخواهد شد، و مهمترین عاملی که بین افراد خانواده، رأفت، گذشت و ایثار را زنده می‏کند، تجلی روح مادر، در کانون خانواده است، زیرا پدر، گرچه به عنوان «الرجال قوامون علی النساء» عهده‏دار کارهای اداری و اجرایی جامعه کوچک، یعنی خانواده است، لیکن اساس خانواده که بر مهر، وفا و پیوند، پی‏ریزی شده است، به عهده مادر است، زیرا مادر مبدأ پیدایش و پرورش فرزندانی است که هر کدام به دیگری وابسته‏اند و افرادی که از یک زن متولد می‏شوند، همانند میوه‏های یک درخت نیستند که روح ایثار انسانی در سطح گیاه، ظهور نکند یا مانند بچه‏های یک حیوان ماده نخواهند بود که فاقد تعاون انسانی بوده و پیوند خاص بشری در آنها جلوه نکند، بلکه فرزندان متولد شده از یک زن خواه بدون فاصله و خواه با فاصله نسبت به یکدیگر رؤوف و مهربان بوده و پیوند فطری خود را در پرتو تعالیم دینی شکوفا می‏نمایند، و در مکتب دین، حفظ این پیوند و فراموش نکردن آن از واجبهای مهم به شمار آمده است. اگر کسی این پیوند فطری و دینی را قطع نماید، از رحمت ویژه الهی، محروم خواهد شد، زیرا صله رحم از چیزهایی است که خداوند به آن امر فرموده و در باره «قاطعان» چیزی که باید «وصل» شود، جریان لعن و نفرین الهی مطرح شده است:
    «الّذین یَنْقُضُونَ عهدَاللّه‏ مِنْ بَعْدِ میثاقِه و یقطعون ما اَمَرَاللّه‏ُ بِهِ اَنْ یُوصَل و یُفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون»(1)
    «والذین ینقضون عهداللّه‏ من بعد میثاقه و یطعون ما امراللّه‏ به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک لهم اللعنةُ و لهم سوء الدار»(2)
    شاید، سر آنکه در دو آیه شریفه مزبور، افساد در زمین، در کنار «قطع چیزی که «وصل» آن لازم است ذکر شده این باشد که افراد تربیت شده خانواده‏های اصیل دینی که قانون صله رحم و حفظ پیوند اعضا را ادارک کرده و عمل نموده‏اند، وقتی وارد اجتماع رسمی شدند، دست به افساد در زمین نمی‏زنند، زیرا با روح پیوند و ایثار، گام به جامعه نهاده‏اند، ولی کسانی که از خانواده‏های غیر دینی برخاستند، چون اصل پیوند فطریِ بین اعضا را در اثر رعایت نکردن قانون صله رحم و ایثار و تعاون و ... فراموش کرده‏اند، با ورودشان به جامعه رسمی، پدیده‏های توحش و تندخویی نیز ظهور خواهد کرد.
    خلاصه، آنکه قانون صله رحم، اصل مهمی است که جامعه کوچک را درست تربیت کرده و زمینه شکوفایی جوامع بزرگ را فراهم می‏نماید. صله رحم، اصل حاکم بر خویشاوندان و محارم و وابستگان خانوادگی است و منشأ تمام این خویشاوندیها و وابستگیها همانا پیدایش کلیه اعضا از یک رحم می‏باشد و آن رحم که مبدأ ایجاد اعضای به هم پیوسته است جزء زن بوده، در حقیقت، مقام والای زن است که پایه‏گذار قانون ارحام، صله رحم، محرومیت و نظایر آن است.
    نتیجه آنکه زن، نقش اصلی خانواده و خویشی را به عهده دارد، گرچه مرد مسؤول کارهای اجرایی و تأمین هزینه‏های زندگی و مانند آن است. از این رهگذر، قرآن کریم ضمن توصیه به انسان در گرامی داشتن پدر و مادر، زحمات مادر ـ زایمان و شیردادن ـ را که منشأ اصلی آنها رحم است، یادآور می‏شود:
    «و وصَّینا الانسان بوالدیه احساناً حَمَلَتْه امُّه کرها و وضعته کرها و حَمْلُه و فِصالُهُ ثلثون شهرا ...»(3)
    «حملته امه وهنا علی وهنٍ و فصاله فی عامین ...»(3)
    حضرت امام زین‏العابدین(ع) نیز در رساله حقوق، لزوم رعایت حقوق ارحام را به مقدار پیوستگی و قرابت نسبت به رَحِم، بیان فرمود و اولین حق را در نظام خانوادگی به مادر داده، آن گاه از حق پدر سخن به میان آورده، چنین فرموده است:
    «... و حُقوقُ رَحِمِکَ کثیرةُ متصلة بقدر اتصال الرحم فی القرابة فَاَوْجَبُها علیک حَقُّ امِّکَ ثم حقَ ولدک ثم حق اخیک ثم الاقرب فالاقرب»(5)
    باید توجه داشت که نقش زن، نه تنها ایجاد رابطه خویشی بین اعضای نَسَبی یک خانواده است، بلکه سهم آن در ایجاد پیوند رَحمی بین وابستگان سَببی نیز قابل انکار نیست، زیرا در اسلام، وابستگان سببی همانند پیوستگان نَسَبی از پیوند خاصی برخوردارند و قانون دامادی، مقررات فراوانی را به همراه دارد، چنان که از خطبه رسول اکرم(ص) در مراسم عقد زناشویی حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(ع) چنین استفاده می‏شود که مصاهره و دامادی، ملحق به نسب بوده و عروس و داماد به منزله فرزندان دو خانواده، محسوب می‏شوند و اعضای دو خانواده، بخصوص پدران و مادران، به منزله افراد یک خانواده به حساب خواهند آمد.
    این قانون که از خطبه رسول اکرم(ص) و نیز از خطبه عقد زناشویی حضرت جواد(ع) توسط حضرت رضا(ع)(6) استفاده شد از آیه «هو الّذی خَلَقَ من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا»(7) استنباط می‏شود. از اینجا می‏توان به یک مطلب مهم، یعنی روشن شدن نقش زن در ایجاد ارتباط بین مرد ـ به عنوان پدر ـ و بین افرادی که در آینده متولد می‏شوند ـ به عنوان فرزندان ـ پرداخت؛ بدین بیان که زن، ابتدا مرد را جذب کرده، رأفت و عطوفت در او می‏دمد و او را آرام می‏کند. سپس به کمک همان عنصر آرام، رؤوف و مطمئن، خانواده آرام و خویشان مهربان را تشکیل می‏دهد. اگر این مسأله، روشن و برای اثبات آن، دلیل ارائه شود، آن‏گاه معلوم خواهد شد که اصالت خانواده به عهده زن است و پایه اصلی تأسیس حوزه خویشاوندی و تشکیل حکومت مهر و رأفت، همانا زن خواهد بود؛ چرا که او:
    اول ـ مرد اجنبی را خویشاوند می‏سازد.
    دوم ـ با تکثیر نسل، دو خانواده را در اثر دامادی به هم مرتبط می‏نماید.
    سوم ـ در اثر شیردادن، افراد بیگانه را محرم نموده و پیوند رضاعی را چون پیوند دامادی به رابطه خویشاوندی، نزدیک می‏نماید.

     

    پی نوشت:

    1ـ بقره، آیه 27.
    2ـ رعد، آیه 25.
    3ـ احقاف، آیه 15.
    4ـ لقمان، آیه 14.
    5ـ تحف‏العقول، رساله حقوق امام سجاد(ع).

    6ـ بحارالانوار، ج100، ص264 و 267.

    آیین قرائت قرآن کریم (به روش تحقیق )

    آیین قرائت قرآن کریم (به روش تحقیق )پیش گفتار :انجام دادن هر کار از لحظه شروع تا سرانجام آن دارای مراحل و مقاطع مختلفی است و بعبارت دیگر هر تولید نهایی و محصولی مسیر مشخصی را طی کرده که بدون گذ ر از آنها پا به عرصه وجودی خود نمی گذاشت ، مثلا” محصولات کشاورزی سه مرحله کاشت ، داشت و برداشت را باید پشت سر بگذارند که هر کدام از این مراحل نیز کارها و فعالیت های متعددی دارند ، از جمله در مرحله کاشت کارهایی از قبیل شخم و آماده سازی و سپس دادن کود و پاشیدن  بذر و دادن آب جزء اصول و لوازم اولیه است که اگر هر کدام از آنها انجام نشوند اجراء مرحله و کار بعدی را متوقف می کند مثلا” اگر کاشتی صورت نگیرد.


     داشت و برداشت مفهوم ندارد و چنانچه بذری نیافشانیم ، آبیاری زمین کاری عبث خواهد بود و مراحل احداث یک ساختمان یا نوشتن و تالیف یک کتاب و حتی خلقت انسان و غیره صدها مثالی هستند که با موضوع مطرح شده مرتبط هستند.

    قرائت قرآن کریم هم دارای مقاطع و مراحل مختلف و گوناگونی است که عبارتند از :

    1- آداب تلاوت قرآن        2- آیین قرائت قرآن       3-آثار قرائت قرآن

    در باب مرحله اول و سوم یعنی آداب و آثار تلاوت قرآن کریم ، آیات و روایات زیادی وجود دارد و علما و دانشمندان و اساتید قرآنی مطالب زیادی گفته و تالیفات متعددی تقدیم داشته اند در خصوص مؤلفه هایی از آیین قرائت قرآن هم کارهای زیادی شده و علماء و دانشمندان و کارشناسان و اساتید و قراء آثار ارزشمندی از خود بجا گذارده اند ، این مولفه ها عبارتند از تجوید و وقف و ابتدا و تحسین صوت و لحن 0

    همانطور که می دانیم در زمینه تجوید و وقف و ابتدا انصافا” خیلی کار شده و شاید بتوان گفت که آثار موجود اعم از صوتی و تصویری و کتب و نشریات و حتی نرم افزارهای کامپیوتری و بالاخره پایگاههای اینترنتی از توان شمار و احصاء خارج است و تقریبا” همه چیز و همه نیازها و همه احکام و ضوابط و اصول به استثناء اصول و ضوابط  داوری آنها مو به مو ذکر شده است ، هر چند که جای تحقیق و بحث و بررسی در بعضی مسایل همچنان وجود دارد و طبیعی است که مانند سایر موضوعات در این موضوعات هم به تجدید روشها و نوع گفتمان و مباحث جدید احساس نیاز می شود، اما گفتار و نوشتار و مباحث و مطالبی که تحت عنوان آیین قرائت قرآن کریم مطرح خواهد شد نوعا” در مورد اصول و ضابطه ها و معیارها و به طور کلی علوم و فنون و مهارتها و تکنیکها و لوازم و طرز قرایت قرآن از نظر صوت و لحن خواهد بود ،به گونه ای که افراد علاقمند را به صورتی دقیق و جامع و کار آمد با قرائت قرآن از جهت صوت و لحن آشنا نماید.

    کسانی که ملائک سر آنها را بالا نگه می‌دارند

    مسعدة بن صدقه از امام صادق علیه‌السلام، و آن حضرت از پدر بزرگوارش علیه‌السلام نقل کرده است که حضرت على علیه‌السلام فرمودند: هیچ کس از فرزندان آدم نیست مگر آنکه پیشانى وى در دست فرشته‌اى قرار دارد، هرگاه اظهار تکبر کند، آن فرشته پیشانى او را گرفته به طرف زمین مى‌کشد (که نشانه ذلت و خوارى است) و به او مى‌گوید: متواضع و فروتن باش، خدا تو را خوار و زبون نماید!
    و اگر (نسبت به دیگران) اظهار فروتنى کند، او را بلند کرده مى‌گوید: سرت را بالا نگاه دار، خدا تو را سرافراز گرداند و به خاطر فروتنى و تواضعت براى خدا، تو را پست و خوار نسازد.

    متن حدیث:

    عن مسعدة بن صدقة عن جعفر بن محمد عن أبیه ع أن علیا ع قال ما من أحد من ولد آدم إلا و ناصیته بید ملک فإن تکبر جذبه بناصیته إلى الأرض و قال له تواضع وضعک الله و إن تواضع جذبه بناصیته ثم قال له ارفع رأسک رفعک الله و لا وضعک بتواضعک لله؛
     
    «ثواب‌الاعمال و عقاب الاعمال، صفحه 379»

    خداوند به مومنان فقیر چه چیزی می دهد؟

    امام جعفر صادق عليه‏السلام فرمودند:

    (در روز قـيـامت) خـداوند، جـلّ ثناؤه، همچنان كه برادرى از برادرش پوزش مى‏خواهد، از بنده مؤمن نيازمند خود در دنيا، عذر مى‏خواهد و مى‏فرمايد : به عزّت و جلالم سوگند كه من تو را در دنيا از سر خواريت نزد من ، محتاج نكردم. اكنون اين سرپوش را بردار و ببين به جاى دنيا به تو چه داده‏ام.
    او سرپوش را بردارد و گويد: با اين عوضى كه به من دادى مرا چه زيان اگر آنچه را در دنيا از من گرفتى.
    متن حدیث:
    الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :
    إنّ اللّه‏َ جلَّ ثناؤهُ لَيَعتَذِرُ إلى عَبدِهِ المؤمنِ الُمحْوِجِ في الدنيا كما يَعتَذِرُ الأخُ إلى أخيهِ ، فيَقولُ : وعِزَّتي وجَلالي ، ما أحوَجتُكَ في الدنيا مِن هَوانٍ كانَ بِكَ عَلَيَّ ، فارفَعْ هذا السَّجْفَ فانظُرْ إلى ما عَوَّضتُكَ مِن الدنيا . قالَ : فَيَرفَعُ فيَقولُ : ما ضَرَّني ما مَنَعتَني مع ما عَوَّضتَني ؟
    "اصول كافي : 2 / 264 / 18 - منتخب ميزان الحكمة : 452"

    با امیدبخش ترین آیه قرآن آشنا شوید

    خداوند متعال خود را در قرآن کریم با صفات زیادی به بندگان خویش معرفی فرموده است؛ صفاتی که هر کدام جلوه ای از جمال و جلال الهی را به نمایش میگذارد. صفت رحمت یکی از این صفات است که در بیش از 500 آیه از آن سخن به میان آمده است.

    ابتدا سزاوار است تعریفی اجمالی از معنای رحمت ارائه دهیم. رحمت، نوعی رقت و حالت قلبی است که احسان و نیکی به شخص مورد دلسوزی را در پی داشته باشد. البته در تعبیرات قرآنی گاهی به دلسوزی بدون احسان رحمت گفته میشود؛ همانگونه که برخی اوقات احسان بدون حالت قلبی را نیز رحمت مینامند.
    در قرآن کریم هر جا که رحمت خداوند متعال به بندگانش مطرح میشود، منظور احسان و تفضل و نیکی بدون حالت تأثر قلبی است؛ چرا که ذات مقدس او منزه از تأثرات قلبی و رقت دل و ... است. (مفردات راغب اصفهانی، ذیل واژه رحم)
    اینک در کنار مائده آسمانی قرآن مینشینیم و با استفاده از آیات نورانی، با این صفت الهی بیشتر آشنا میشویم:
    حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد
    1 تعداد تکرار

    واژه "الرحمن" در سراسر قرآن کریم 157 مرتبه، و واژگان الرحیم و رحیم و رحیما جمعاً 166 مرتبه تکرار شده اند. در مواردی که در قرآن کریم این کلمات آمده، به عنوان صفت الهی است، مگر در یک مورد در آیه 128 سوره توبه که کلمه رحیم در وصف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است.
    در 4 مورد از خداوند طلب رحمت شده که سه مورد آن از طرف پیامبران و دیگری از سوی بندگان خالص الهی است. که عبارتند از: بقره/286، اعراف/151 و 155، مؤمنون/109.
    در 4 جا هم خداوند متصف به «ارحم الراحمین»؛ اعراف/151، یوسف/64، یوسف/92 و انبیاء/83 و در یک مورد «خیر الراحمین» گردیده مؤمنون/118.
    2 رحمت الهی در برخی آیات

    پروردگار شما بخشنده و دارای رحمت است «وَرَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ» کهف/58.
    خداوند رحمت را بر خویش واجب فرموده است «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» انعام/12 و 52.
    رحمت الهی واسع است و شامل هر چیزی میشود «وَرَحمَتِی وَسِعَت کُلَّ شَیء» اعراف/156.
    رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ» اعراف/56.
    ای کسانی که به خود ظلم کرده اید! هرگز از رحمت خدا ناامید نشوید «قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» زمر/53.
    از رحمت مایوس نمیشوند، مگر گمراهان «وَمَنْ یقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ» حجر/56.
    حقیقتاً هیچ کسی نمیتواند مانع نزول رحمت الهی بر انسان شود و اگر خداوند رحمتی را از شخصی دریغ دارد، هیچ کس نمیتواند آن رحمت را بر وی فرود آورد «مَایفْتَحِاللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَهَا وَمَایمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ» فاطر/2.
    3 رحمت در میان مؤمنان

    از خصوصیات اصحاب الیمین، سفارش به رحمت به یکدیگر است ... وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْمَیمَنَةِ« بلد/17 18.
    مؤمنان با دشمنان سخت و محکم، ولی با یکدیگر با رحمت برخورد میکنند «وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَیالْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ» فتح/29.
    از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان (پدر و مادر) بگستر «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» اسراء/24.
    دعا برای مورد رحمت قرار گرفتن پدر و مادر از وظایف فرزندان است؛ چرا که در کودکی او را تربیت کرده اند «... وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیانِی صَغِیراً» اسراء/24.

    ادامه نوشته

    ذکری که از هزار رکعت نماز بالاتر است

    در میان تعقیبات نماز، ‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار رکعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

    در مورد تعقیبات نماز، از آیت‌الله حصه‌ای(ره) یکی از علمای اصفهان تشبیه زیبایی نقل شده است. ایشان نماز را به بادباک کاغذی تشبیه می‌کردند و می‌گفتند: وقتی بادبادک دنباله‌ نداشته باشد به آسمان نمی‌رود. نمازی هم‌ که تعقیب نداشته باشد به عالم ملکوت نمی‌رود.

    چگونه نمازی مورد قبول خداوند واقع می شود؟
    به طور کلی قبولی عبادات به خصوص نماز مراحل بلکه شرایطی دارد. زیرا: گاهی عبادت صحیح است ولی رشدآور نیست مثل دارویی که شفابخش نیست.

    در آیات و روایات شرایط و مراحل قبولی عبادات شش چیز ذکر شده که عبارتند از:
    ۱- شرط اعتقادی؛ ۲ -شرط ولائی؛ ۳ – شرط اخلاقی؛ ۴ – شرط اقتصادی؛ ۵ – شرط اجتماعی؛ ۶ – شرط بهداشتی.

    شرط اعتقادی:
    نمازگزار باید ایمان به خدا داشته باشد. قرآن در سوره نحل آیه ۹۷ می‏فرماید: «عمل صالح از زن و مرد با ایمان است که موجب زندگی پاک می‏شود.» و در سوره مائده آیه ۹۳می‏فرماید: «نداشتن ایمان مایه بی ثباتی اعمال است.»

    شرط ولائی:
    یعنی برخورداری از ولایت و رهبری صحیح و آسمانی همچون امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) و فرزندان آن حضرت که همه بندگان خدا و بندگی ‏ها، نماز، حج و جهاد را در مسیر الهی قرار می‏دهد و به آنها جهت شایسته می‏بخشد. در حدیث است که امام باقر(علیه السلام) فرمود: «کسی که به خدا ایمان دارد و عبادت‏های طاقت فرسا انجام می‏دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد ، تلاش بی‏فایده است.»

    شرط اخلاقی(تقوا):
    خدا تنها از اهل تقوا می‏ پذیرد مثل داستان فرزندان حضرت آدم که هر دو قربانی کردند؛ ولی قربانی یکی پذیرفته شده و دیگری نه.

    شرط اقتصادی: ادای حق مردم؛
    ادای حقوق محرومان در درجه‏ای از اهمیت است که گاهی قبولی عبادت بستگی به آن دارد. پرداختن زکات با داشتن درآمد مشروع از این نمونه‏ هاست. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کسی نماز بخواند ولی زکات نپردازد نمازش قبول نمی‏شود.»

    امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند ،قبول نمی‏ شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند .»

    شرط اجتماعی:
    خیرخواهی نسبت به دیگران، حفظ پیوندهای اجتماعی و اخوت میان مسلمانان و روابط شایسته و نیکو میان پیروان اسلام حایزاهمیت است.

    شرط خانوادگی:
    خوشرفتاری در امور خانوادگی و رعایت حقوق متقابل زن و شوهر، فرزند و پدر و نیز همسایگان را چنان مهم دانسته که بی‏ توجهی به آنها گاهی باعث بطلان عبادات می‏گردد.

    در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏ کنند، قبول نمی‏ شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند.»

    همچنین پیامبر اسلام(ص) فرمود: «هر کس زن بد رفتار و اذیت کننده‏ای داشته باشد، خداوند نماز و کارهای نیک آن زن را نمی ‏پذیرد، مرد نیز چنین است.»

    آری وقتی ما از نردبان نماز به معراج می‏رویم که پایه‏ های آن روی زمین محکم باشد؛ ولی اگر روی یخ لغزنده یا زمین سست قرار داده شود بالا رفتن را مشکل یا غیر ممکن می‏ سازد. پس قبولی عبادات به خصوص نماز با شرایط و مراحل ذکر شده امکان‏ پذیر است.

    نشان قبولی
    در حدیث است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: « هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه، پس هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته به همان اندازه نمازش قبول شده است.»

    آیا می دانید...

    یک نشانه قرآنی در کشور دانمارک

    یک نشانه قرآنی در کشور دانمارک (+ عکس) در شمالی ترین شهر دانمارک می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان مشاهده کرد. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

    در قرآن بارها از آیات و نشانه های خداوند شنیده اید. اما هیچ گاه به آنها در اطرافمان توجه نکرده ایم. این یکی از همان نشانه های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.

      سوره مبارکه  الرحمن :

     مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20)  فَبِاَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

     19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.


    سوره مبارکه فرقان آیه 53:
    « و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجرا مَهجورا»

    و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.

         
    سوره مبارکه فاطر آیه 12:
    وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ اُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَاْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَهً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

    این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

     
    سوره مبارکه نمل آیه 61:
    اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ?61?

    [آیا شریکانى که مى ‏پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى ‏دانند.

    منبع: خبرگذاری مشرق