با توجه به همين نکته، پاسخ اين اشکال و شبهه‌ي افرادي که براي ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهري، تخلفات بعضي از زنان با حجاب را بهانه قرار مي‎دهند آشکار مي‎گردد؛ زيرا مشکل اين عده از زنان، ضعف در حجاب باطني و فقدان ايمان و اعتقاد قوي به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهري است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامي ابعادي گسترده دارد و يکي از مهم‌ترين و اساسي‏ترين ابعاد آن، حجاب دروني و باطني و ذهني است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقايد و ايمان راسخ دروني برخوردار مي‌کند،

و اساساً اين حجاب ذهني و عقيدتي، به منزله‎ي سنگ بناي ديگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهري است؛ زيرا افکار و عقايد انسان، شکل دهنده‌ي رفتارهاي اوست.

البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهري، لزوماً به معناي برخورداري از همه‌ي مراتب عفاف نيست، عفاف بدون رعايت پوشش ظاهري نيز قابل تصور نيست.

نمي‎توان زن يا مردي را که عريان يا نيمه عريان در انظار عمومي ظاهر مي‎شود عفيف دانست؛ زيرا گفتيم که پوشش ظاهري يکي از علامت‎ها و نشانه‎هاي عفاف است، و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ي تأثير و تأثّر متقابل وجود دارد.

بعضي نيز رابطه‌ي عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ي ريشه و ميوه دانسته‌اند؛ با اين تعبير که حجاب، ميوه‌ي عفاف، و عفاف، ريشه‌ي حجاب است.

برخي افراد ممکن است حجاب ظاهري داشته باشند، ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نکرده باشند. اين حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهري است.

از سوي ديگر، افرادي ادعاي عفاف کرده و با تعابيري، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم مي‌کنند؛ چنين انسان‎هايي بايد در قاموس انديشه‌ي خود اين نکته‌ي اساسي را بنگارند که درون پاک، بيروني پاک مي‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن ميوه‌ي ناپاکِ بي‌حجابي نخواهد شد.

 آيات مربوط به موضوع حجاب در دو سوره‏ از قرآن آمده است:

يکي سوره " نور " و ديگر سوره " احزاب ". در سوره نور آيه‏اي که مربوط به مطلب است آيه‏ 31 مي‏باشد.

چند آيه قبل از آن آيه متعرض وظيفه اذن گرفتن براي ورود در منازل است و در حکم مقدمه اين آيه مي‏باشد. تفسير آيات را از آنجا شروع‏ مي‏کنيم:

«يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتکم حتي تستانسوا و تسلموا علي اهلها ذلکم خير لکم لعلکم تذکرون (27) فان لم تجدوا فيها احدا فلا تدخلوها حتي يؤذن لکم و ان قيل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکي لکم و الله بما تعملون عليم (28) ليس عليکم جناح ان تدخلوا بيوتا غير مسکونة فيها متاع لکم و الله يعلم ما تبدون و ما تکتمون (29) قل للمؤمنين‏ يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک ازکي لهم ان الله خبير بما يصنعون‏ (30) و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن‏ علي جيوبهن و لايبدين زينتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ايمانهن او التابعين غير اولي الاربة من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء، و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا ايها المؤمنون لعلکم تفلحون (31)».

اي کساني که ايمان آورديد! به خانه ديگران داخل نشويد مگر آنکه قبلا آنان را آگاه سازيد. و بر اهل خانه سلام کنيد. اين براي شما بهتر است. باشد که پند گيريد.

اگر کسي را در خانه نيافتيد داخل نشويد تا به شما اجازه داده شود. اگر گفته شد باز گرديد، بازگرديد که پاکيزه‏تر است براي شما. خدا بدانچه‏ انجام مي‏دهيد داناست.

باکي نيست که در خانه‏هائي که محل سکنا نيست و نفعي در آنجا داريد (بدون اجازه) داخل شويد. خدا آنچه را آشکار مي‏کنيد و آنچه را نهان‏ مي‏داريد آگاه است.

به مردان مؤمن بگو ديدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ کنند. اين براي‏ شما پاکيزه‏تر است. خدا بدانچه مي‏کنيد آگاه است.

 به زنان مؤمنه بگو ديدگان خويش فرو خوابانند و دامنهاي خويش حفظ کنند و زيور خويش آشکار نکنند مگر آنچه پيدا است، سرپوشهاي خويش بر گريبانها بزنند، زيور خويش آشکار نکنند مگر براي شوهران، يا پدران، يا پدر شوهران، يا پسران، يا پسر شوهران، يا برادران، يا برادر زادگان، يا خواهرزادگان‏، يا زنان، يا مملوکانشان، يا مردان طفيلي که حاجت به زن ندارند، يا کودکاني که از راز زنان آگاه نيستند (يا بر کامجوئي از زنان توانا نيستند) و پاي به زمين نکوبند که زيورهاي مخفيشان دانسته شود. اي گروه‏ مؤمنان همگي به سوي خداوند توبه بريد، باشد که رستگار شويد.

مفاد آيه اول و دوم اينست که مؤمنين نبايد سرزده و بدون اجازه به خانه‏ کسي داخل شوند. در آيه سوم مکانهاي عمومي و جاهائي که براي سکونت نيست‏ از اين دستور استثناء مي‏گردد . سپس دو آيه ديگر مربوط به وظائف زن و مرد است در معاشرت با يکديگر که شامل چند قسمت است:

1 - هر مسلمان، چه مرد و چه زن، بايد از چشم چراني و نظر بازي‏ اجتناب کند.

2 - مسلمان، خواه مرد يا زن، بايد پاکدامن باشد و عورت خود را از ديگران بپوشد.

3 - زنان بايد پوشش داشته باشند و آرايش و زيور خود را بر ديگران‏ آشکار نسازند و در صدد تحريک و جلب توجه مردان برنيايند.

4 - دو استثناء براي لزوم پوشش زن ذکر شده که يکي با جمله «و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها» بيان شده است و نسبت به عموم مردان‏ است و ديگري با جمله «و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن الخ» ذکر شده و نداشتن پوشش را براي زن نسبت به عده خاصي تجويز مي‏کند.