واقعه غدير، رويدادى است كه به مانند آن را نمى‏ توان در تاريخ صدر اسلام جستجو كرد. توجه به شيوه رفتارى پيامبر و انتخاب زمانى و مكانى اين رويداد از بعد جامعه‏ شناختى نشان مى‏ دهد كه پيامبر(ص) در انجام آن اهداف خاصى را كه همانا گزينش امير مؤمنان على(ع) به جانشينى است دنبال مى‏ كرده است. و حديث غدير به صراحت به خلافت آن حضرت تصريح دارد، اين حديث و منابع روايى شيعه و اهل سنت فراوان آمده است.  در عين حال بسيارى از مسلمانان صدر اسلام اين رخداد را از ياد بردند و يا سعى كردند از آن چشم پوشى كنند بنابراين على(ع) هنگامى كه وضعيت را چنان مى‏بيند به عنوان آخرين راهكار سعى مى‏كند تا مردم را نسبت به يادآورى آن واقعه سوگند دهد، تا شايد آنان در قبال سوگندى كه مى‏ خورند به حقيقت اعتراف كنند. آن حضرت پس از واقعه سقيفه كه در آن گروهى از مسلمانان با وجود آگاهى از بيان و فرمان پيامبر كسى ديگرى را به خلافت برگزيدند، مردم را به نسبت به واقعه غدير سوگند مى‏ دهد و به آنان احتجاج مى‏ورزد.
** از سوى ديگر همين احتجاج على(ع) درباره واقعه غدير - جايى كه موضوع تعيين خليفه و بحث خلافت مطرح بوده است - نشان مى‏دهد كه لفظ مولا - به توجيه برخى - در حديث پيامبر به معناى ناصر، دوست و ياور نبوده و بلكه به خلافت آن حضرت تصريح دارد بنابراين ايشان براى اتمام حجت با مسلمانان، آنان را نسبت به آن واقعه سوگند مى‏ دهد و به آنان احتجاج مى‏ نمايد تا شايد زبانشان به حقيقت گشوده شود.
منبع: براى اطلاع بيشتر ر.ك: كنزالعمال، متقى هندى، ج 13، ص 171 - 170 - 158 - 157.